0
0

چرا بعضی ها از ما خوششان نمی آید؟

1354 بازدید

رادیو عزت نفس شماره ۳

موضوع این قسمت : چرا بعضی ها از ما خوششان نمی آید؟

همه ما کم و بیش دوست داریم که در هر جمعی قرار گرفتیم، همه افراد حاضر در آن جمع ما را دوست داشته باشند. و این میل به دوست داشته شدن و پذیرفته شدن از جانب بقیه به قدری در ما قدرتمند است که اگر بفهمیم کسی از ما خوشش نمی آید، ناراحت می شویم. گاهی در دل به او بد و بیراه می گوییم و گاهی به خودمان. گاهی او را به باد انتقاد می گیریم و با خود می گوییم که مگر او کیست که مرا دوست ندارد. گاهی هم به خودمان غر می زنیم که چرا جوری نبودیم که همه یا فلان شخص ما را دوست داشته باشد. در رادیو عزت نفس شماره ۳ به این موضوع پرداخته ایم و دو نکته بسیار اساسی را در مورد آن و اهمیتش شرح داده ایم. و حتی به این موضوع اشاره کرده ایم که آیا واقعا باید طوری باشیم که همه ما را دوست داشته باشند. و درنهایت درمورد تاثیر این طرز تفکر (که همه باید مارا دوست داشته باشند) بر روی عزت نفس صحبت کرده ایم.

فایل صوتی رادیو عزت نفس شماره ۳ را هم اکنون می توانید گوش داده و یا آن را دانلود کنید :

 

 

برای دانلود این فایل صوتی روی عبارت زیر کلیک کنید :

رادیو عزت نفس شماره ۳

پیشنهاد می کنم این مطلب را مشاهده کنید :  خودپذیری چیست؟
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://hamedmatin.com/?p=1603
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
حامد متین
مطالب بیشتر
برچسب ها:

نظرات

9 نظر در مورد چرا بعضی ها از ما خوششان نمی آید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. با سلام
    بنده میخواستم یه سوالی را از شما جناب دکتر حامد متین عزیز بپرسم اون هم اینکه شما گفتین اگر کسی ما را دوست نداشت باید ببینیم که اون شخص بخصوص چه دیدگاهی رو داره … سوال من این هست که اگر یک حجم عزیمی از مردم ما را دوست نداشته باشند چه اتفاقی میافتد؟
    برای مثال اگر من نابینا باشم یا اگر یه عضو معیوبی داشته باشم یا مسائل کوچکتر هم همینطور برای مثال من بر روی پوستم لکه های پی سی داشته باشم، کچل باشم، قد کوتاه باشم و … آنوقت مشکل کجاست از من یا از دیدگاه افراد مقابل بنده؟!
    این گونه مشکل ها را چگونه میتوان برطرف کرد؟

    ۳

    1. سلام به جناب نیکوخرد بزرگوار
      امیدوارم حالتون خوب و سرشار از نشاط باشید
      معمولا چنین اتفاقی نمی افتد که حجم عظیمی از مردم ما را دوست نداشته بانشد مگر در دو حالت :
      ۱. شما کار بدی کرده باشید و مردم و جامعه از این کار متنفر باشند : در این صورت نکته مهم این است که شما باید مسئولیت کاری را که کرده اید به عهده بگیرید و بپیذیرید خطا کرده اید و حاضر به پوزش و جبران باشید. در این صورت خشم مردم از شما تا حدود زیادی از بین می رود. و همچنین اینکه دیدگاه بسیاری از مردم نسبت به فرد خطاکار پر از خطاهای شناختی است مثل اینکه شخصیت فرد را با رفتارش یکی می دانند و با یک خطای کوچک، کل شخصیت او را زیر سوال می برند که این اشتباه از مردم است نه از آن فرد. اما چون او آگاه به این خطای مردم است، پس این موضوع را راحت تر درک می کند و کمتر آسیب می بیند.

      ۲.شما هدف مهمی دارید اما مردم آن را درک نمی کنند : مثلا ممکن است شما برای رسیدن به ثروت تلاش کنید. اما ثروت در نظر مردم چیز بدی باشد که باعث انحراف انسان می شود. در اینصورت ممکن است مردم از شما متنفر باشند، در صورتی که شاید هدف شما از ثروتمند شدن، خدمت به همین مردم است. در اینجا چون شما آگاه به این خطای مردم هستید پس کمتر ناراحت می شوید. و اینکه به هر حال برای رسیدن به هر هدفی باید بهای آن را پرداخت کنیم. گاهی بهای آن تحمل ناراحتی ها و مخالفت های دیگران است.

      نکته آخر : ما باید سعی کنیم برای آنچه که در کنترل خود ما است، کاری انجام دهیم.شاید شما هر کاری کردید یک عده نخواستند شما را دوست داشته باشند. آیا می توانید آنها را تغییر دهید؟ قطعا خیر. چون این موضوع در کنترل شما نیست. پس فقط برای موضوعاتی که در اختیار شما هستند باید تلاش کنید.
      باید طرز فکر ما این باشد : من تمام تلاشم را می کنم تا کارم را درست انجام دهم. و در این مسیر امیدوارم کسی را ناراحت یا دلخور نکنم. اما اگر کسی ناراحت شد، مسئولش من نیستم و خودش مسئول است. مگر اینکه من آگاهانه انتخاب کنم که هدفم را کنار بگذارم چون نمی خواهم بقیه را ناراحت کنم. در این صورت این دیگر یک اجبار نیست بلکه انتخاب من است و مسئولیت کامل آن با من است. پس راحت تر آن را می پذیرفته و با آن کنار می آیم.
      و اما در مورد ظاهر مثل قد کوتاه، سر کم مو یا معلولیت :
      اگر ما فردی کم مو یا قد کوتاه، و یا اگر معلولیتی داریم، اگر نمی توانیم تغییرش دهیم، بهترین کار این است که آن را بپیذیریم. جنگیدن با مواردی که قابل تغییر نیستند، زجرآور و بی نتیجه است. اما به محض اینکه آنها را بپذیریم دیگر کسی قادر به ناراحت کردن یا اذیت کردن ما با استفاده از آنها نیست. اگر پذیرفته ام که سر کم مویی دارم، هر قدر هم کسی به من بگوید کچل ناراحت نمی شوم. چون می گویم بله من کچل هستم. چرا بابت چیزی که هستم باید بجنگم و بگویم که نیستم.بابت چیزی که شما قلبا پذیرفته اید کسی قادر به اذیت کردن شما نیست. اما انکار این موصوع سبب می شود که دیگران آن را آلت دست خود کنند تا شما را مسخره کنند.
      و نکته آخر اینکه کسی که معلولیت یا کمبودی را مسخره می کند، فردی فاقد شعور و آگاهی است و حتی اولین مراتب انسانیت و درک را ندارد. به نظر من این فرد بیشتر مایه ترحم و دلسوزی است تا فرد معلول.

      ۲

      1. سلام اغلب افراد از من بدشون میاد چون نمی تونم درست ارتباط بر قرار کنم این همیشه منو آزار میده چون خیلی اهل بیرون رفتن نبودم خیلی نمی تونم حرف های جذاب بزنم و اغلب حرفام در حد ابتدایی هس به نظرتون چیکار کنم؟ در ضمن من در اکثر دوستی هام به خاطر این مسئله مشکل دارم

        ۲

        1. سلام خدمت آقا مهدی عزیز
          ارتباط موثر یک مهارته آموختنیه که باید یادش بگیرید
          فعلا در این حوزه ما آموزشی نداریم اما در آینده حتما بیشتر به این موضوع خواهیم پرداخت
          اما مهارت ارتباط موثر رو در گوگل سرچ کنید حتما کلی مقاله و مطلب مفید می تونید در این مورد پیدا کنید

          لایک