0
0

تفاوت شادمانی بیرونی و درونی

822 بازدید

در منابع زیادی از جمله سایت ها، شبکه های اجتماعی و کتاب ها همه ما کم وبیش دیده ایم که می گویند شادی باید یک حس درونی باشد. زیرا که اگر درونی باشد پایدارتر و واقعی تر است و نهایتا مانند شادی بیرونی وابسته به یک اتفاق، شرایط یا وجود شخص خاصی نیست. من هم با این گفته کاملا موافقم اما مشکل من از اینجا شروع می شود که مثالی که این امر را برای ما روشن کند در این بین خالی است.
در این مقاله قصد دارم که با ذکر یک مثال دقیقا برای شما این موضوع را که شادی باید درونی باشد یا بیرونی، روشن کنم.
شادی بیرونی همانطور که از نامش پیداست وابسته به مسئله ای در خارج از اختیار و کنترل ماست و در بسیار از مواقع ماندگاری ندارد.تا به حال شده که دلتان بخواهد شی ای را داشته باشید و برای داشتنش بال بال بزنید و روز و شب به آن فکر کنید تا بالاخره موفق شده باشید آن را تهیه کنید. وقتی که آن را بدست آوردید خوشحالی وصف ناشدنی ای شاید داشتید اما بعد از یک هفته یا کمی بیشتر، آنچنان اشتیاق تان برای داشتن آن فروکش می کند که خودتان مات ومبهوت می شوید که کجا رفت آن همه شور و انگیزه من برای دست یابی به خواسته ام. این خواسته ممکن است یک گوشی تلفن همراه، یک ماشین، یک لپ تاپ یا هر چیز دیگری باشد. حتی بعضی ها نسبت به مدرک تحصیلی خاص یا رشته ی دانشگاهی خاصی این حس را دارند اما به محض اینکه وارد دانشگاه می شوند قافیه برمی گردد.
در مواردی هم این مسئله در روابط عاطفی و عاشقانه نمود پیدا می کند.شخصی را با تمام وجود دوست داریم و حاضریم آسمان و زمین را به هم بدوزیم تا به آن برسیم.چنان ذوق داریم که حتی حاضریم برای داشتنش کارهای بزرگ و عجیب هم انجام دهیم. حتی با خودمان عهد می بندیم که وقتی بدستش آوردیم تحت هیچ شرایطی او را از ناراحت نمی کنیم و از دستش نخواهیم داد.
اما وقتی به او می رسیم، بعد از مدتی کوتاه ناگهان متوجه می شویم که از آن عشق آتشین که به ما توان انجام هر کاری را داده بود دیگر خبری نیست. حتی بعضی ها فکر می کنند که اشتباه کرده اند و این فرد آن کسی نبوده که همیشه آرزو داشتند که تک تک لحظات شان را با او بگذارنند. آنگاه است که می بینیم که دیگر مانند گذشته ( همان زمانی که تازه او را به دست آورده بودیم) دیگر شاد و سرحال نیستیم وبعد از گذشت اندک زمانی تبدیل به همان آدم سابق می شویم.
همه اتفاقات بالا به ما یک پیام را می رساند :
شادی بیرونی ارزش چندانی ندارد و نمی توان به پایداری آن امیدوار بود.
البته این جمله به این معنا نیست که شادی بیرونی و یا عوامل به وجود آورنده آن هیچ ازرشی ندارند و بود و نبود آنها یکی است. بلکه موید این مطلب است که بهتر و درست، این است که شادی از درون ما سرچشمه بگیرد تا در هر شرایطی آن را داشته باشیم.
حال یک مثال دیگر…
شخصی را در نظر بگیرید که اساسا فردی است که به شادی تمایل دارد به این صورت که احساس می کند شادی حالت طبیعی اوست وبیشتر اوقات به جای اینکه ناراحت و یا خنثی باشد، شاد است. حال فرض کنید که مشکلات و ناراحتی های زندگی به او هجوم می آورند مانند از دست دادن شغل، شکست در ازدواج و یا حتی آسیب جسمی یا بیماری که سبب شده تا مدتی در سختی یا رنج باشد.اگر چند هفته، چند ماه ویا یک سال بعد بسته به بزرگی مشکلی که برایش پیش آمده، به او و احساسش دقت کنید، دوباره او را فردی شاد می بینید.
در مقابل فردی را در نظر بگیرید که اساسا به ناراحتی تمایل دارد و فکر می کند که ناراحتی حالت طبیعی اش است و در بیشتر مواقع ناراحت است. فرض کنید اتفاق فوق العاده خوبی در زندگی اش می افتد مانند ارتقای شغلی، به ارث بردن مقداری زیادی ثروت، ازدواج با فردی عالی. در این صورت او برای مدتی شاد خواهد بود. اما اگر مدت کوتاهی پس از این اتفاق او را دوباره ملاقات کنید به احتمال بسیار قوی با فردی ناراحت مواجه خواهید شد که در گذشته نیز دیده اید.
طبق این مثالی که برای تان ذکر کردم، دیدگاه و برداشت ما نقش بسیار مهمتری نسبت به حوادث بیرونی در شاد بودن ما دارد و حتی تحقیقات هم موید این نظریه است.

پیشنهاد می کنم این مطلب را مشاهده کنید :  خودپذیری چیست؟

چگونه شاد باشیم؟

مهمترین شاخص هایی که تعیین کننده حالت شادی هر فرد می باشند عبارتند از :
۱-خودباوری
۲-باور به این مسئله که ما خودمان سرنوشت خود را تعیین می کنیم نه اتفاقات پیرامون مان.
در واقع این دو گزینه به ما می گویند که شاد بودن یک انتخاب است و ما می توانیم حتی در اتفاقات ناراحت کننده به دنبال نکته مثبت باشیم و تمرکزمان را به آن معطوف کنیم. البته لازم به ذکر است که ناراحت شدن موقع پیشامد های ناراحت کننده کاملا طبیعی است. اما اینکه ما دائما به نکات منفی آن حادثه تمرکز و فکر کنیم و احساس ناراحتی را دائما قوت ببخشیم دقیقا به خود ما بستگی دارد و می توانیم این طور نباشیم.
افرادی که خودباوری بالایی دارند نسبت به سایرین در مقابل مسائل رنج آور و ناراحت کننده مقاوم تر بوده و خیلی سریعتر به زندگی عادی بر می گردند و حتی در مواردی آن حادثه نمی تواند تاثیر چندانی روی او بگذارد.
پس اگر می خواهید که شادی شما یک شادی درونی و پایدار باشد باید :
۱-خودباوری تان را بالا ببرید
۲-به بیشترین تاثیرگذاری نقش خودتان در زندگی ایمان داشته باشید
۳- سعی کنید که شاد بودن را به عنوان احساس همیشگی تان انتخاب کنید. برای این کار لازم است که همواره در تلاش باشید که نکات مثبت در حوادث را بیابید و بر روی آنها تمرکز کنید و این باور را تقویت کنید که هر اتفاق در زندگی اگر هیچ نکته مثبتی نداشته باشد حداقل یک پیامد امیدوار کننده دارد : شما را از گذشته قویتر و با تجربه تر کرده است. سعی کنید این جمله نیچه را در هر پیشامد با خودتان زمزمه کنید :
هر آنچه مرا نکشد قویترم خواهد ساخت

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://hamedmatin.com/?p=275
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
حامد متین
مطالب بیشتر

نظرات

2 نظر در مورد تفاوت شادمانی بیرونی و درونی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *