0
0

نحوه برخورد با افراد توهین کننده چگونه باید باشد؟

20288 بازدید
در مقابل توهین دیگران چگار کنیم؟

در برابر افرادی که به ما بی احترامی و توهین می کنند چکار کنیم؟

تقریبا هیچ فردی وجود ندارد که در زندگی اش با توهین از سوی دیگران روبرو نشده باشد. خودم (حامد متین) بارها و بارها با این مسئله روبرو شده ام. یکی از این خاطرات بسیار برایم تلخ بود.

خاطره ای تلخ از یک توهین :

زمانی که اول دبیرستان بودم، مبصر کلاس شدم. روزی مدرسه در نظر داشت برای والدین دانش آموزان جلسه ای بگذارد. دعوت نامه هایی جهت این کار تهیه شد. این دعوت نامه ها را جهت توزیع بین دانش آموزان به دست مبصر هر کلاس سپردند. من آن روز دعوت نامه ها را بین بچه ها تقسیم کردم. اما عده ای غایب بودند و قرار شد فردا به دست آنها برسانم. اما متاسفانه فردای آن روز فراموش کردم و دعوت نامه ها در کیف مدرسه ام بدون اینکه به دست غایبان دیروز برسد باقی ماندند.

چند هفته بعد روزی یکی از دوستانم ( دوست که چه عرض کنم) دعوت نامه ها را که هنوز در کیفم بودند بیرون آورد.  و آنها را بین همان غایبانی که فراموش کرده بودم بین آنها توزیع کنم، تقسیم کرد. یکی از آن غایبان این دعوت نامه را به پدرش داده بود. و پدرش از اینکه از ماجرای جلسه انقدر دیر مطلع شده بود عصبانی شده و با ناظم و مدیر مدرسه جر و بحث کرده بود.

در ایام امتحانات بودیم  و من سر جلسه امتحان بودم. در همان زمان برگزاری امتحان، ناظم مدرسه به سراغم آمد و جلوی بچه ها هر چه از دهانش درآمد به من گفت. نمی دانم چطور شد که باقی سوالات را امتحان را پاسخ دادم و چگونه به خانه برگشتم. فقط یادم هست که آنچه مرا به خانه برد پاهایم بودند. چرا که از نظر ذهنی انقدر آشفته بودم که فکر می کنم آدرس خانه را گم کرده بودم.

پیشنهاد می کنم این مطلب را مشاهده کنید :  خودپذیری چیست؟

در برابر افراد توهین کننده چگونه باید باشیم؟

 

احتمالا برای شما هم پیش آمده  :

به احتمال قوی برای شما هم پیش آمده که از طرف فردی، اینچنین مورد بی احترامی و توهین قرار گرفته باشید. اما بیشتر از خود توهین، آنچه اهمیت دارد واکنش ما در برابر رفتار افرادی است که به ما توهین می کنند.

 

پیشنهاد می کنیم که از مقاله زیر دیدن کنید :

 

چرا واکنش ما دربرابر توهین آنقدر اهمیت دارد؟

ما هر اندازه که کارمان را درست انجام دهیم و مراقب رفتارمان باشیم بازهم ممکن است از طرف یک انسان عصبانی و حتی به زعم خودمانی یک انسان مشکل دار مورد اهانت قرار بگیریم. پس قطعا نمی توانیم دیگران را کنترل کنیم. روی آنچه که کنترل هم نداریم پس نمی توانیم مسلط شویم. تنها و تنها چیزی که ما روی آن کنترل کامل داریم رفتار و واکنش خودمان است. پس بهترین واکنش و رفتار در مقابل این توهین ها، کنترل و تسلط روی خودمان است.

اما سوال اصلی اینجاست :

در برابر توهین دیگران چگونه رفتار کنیم؟

لازم به ذکر است که منظور از توهین همواره بی احترامی مستقیم و بد و بیراه نیست. گاه یک تیکه زشت، طعنه ناراحت کننده می تواند یک توهین باشد. پس راهکار من که در یک فایل صوتی به آن اشاره کرده ام  در مورد توهین، طعنه، تیکه، بی احترامی، بد و بیراه و فحش نیز مصداق دارد و کاربردی است. این راهکار دقیقا همان کاری است که افراد با عزت نفس در مواجه چنین رفتاری از سوی دیگران در پیش می گیرند.

با گوش کردن فایل صوتی زیر از این راهکار آگاه شوید :

چنانچه نتوانستید فایل صوتی این مقاله را در همین صفحه گوش دهید، می توانید آن را با کلیک روی دکمه زیر دانلود بفرمائید :

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://hamedmatin.com/?p=2539
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
حامد متین
مطالب بیشتر

نظرات

425 نظر در مورد نحوه برخورد با افراد توهین کننده چگونه باید باشد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. سلام من یه خانم متاهل هستم الان ۱ساله که ازدواج کردم شوهرم خیلی عصبی هست تا یه کوچولو چیزایی که میخاد طبق نظرش پیش نره عصبانی میشه و کل خانواده و خودم رو تاجایی که میتونه فحش میده و من سکوت میکنم ولی بعدش میاد معذرت خواهی میکنه حتی سر گریه کردن منم عصبی میشه کتکم میزنه حتی ولی باز خودش پشیمونه منم کل این کارا رو تو دلم میریزم نمیتونم چیزی بگم و فقط گریه میکنم من چطوری جلوش رفتار کنم

    لایک

    1. سلام خدمت شما بانوی گرامی
      پیشنهاد می کنم حتما به یک مشاور خانواده مراجعه کنید
      این مورد بسیار مهمه و احتمال این وجود داره که همسر شما دچار یک اختلال روانی باشه. البته دقت کنید که گفتم “احتمال داره”
      حتما اول تنهایی به یک مشاور خانواده مراجعه کنید که ترچیحا روانشناس بالینی باشه.
      به هیچ وجه پشت گوش اندازین

      لایک

  2. سلام ببخشید من تو محل کارم یه همکار دارم هردو هم سنمون ۲۷ هس فقط دنبال بهانه میگرده دستور بده البته هردومون تقریبا سمتامون یکیه و تو یه اتاقیم ولی کافیه بهش یه چیزی بگم برمیگرده میگه اینجا نباش برو جای دیگه بشین و با صدا بلند داد میزنه و ابرو حالیش نیس و فقط خودشو میبینه همش هم فکر میکنه همه بهش حسودی میکنن من چجور رفتار کنم باهاش؟

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم آمنه سادات گرامی
      وقتی همکارتون رفتارش این شکلیه نباید در مقابلش کوتاه بیاید. چون باعث میشه گستاخ تر بشه. ایشون باید پیامد رفتارشو ببینه.
      مثلا وقتی دستور میده اعتنا نکنید، چون ایشون که مقام بالاسری شما نیست. بهش بگید هر وقت یاد گرفتی درست صحبت کنی درمورد کاری که گفتی فکر می کنم.
      وقتی داد میزنه، یه بارم شما داد بزنید. گاهی این رفتار میتونه یک شوک به طرف مقابل وارد کنه که فکر نکنه بقیه ازش میترسن.
      و در نهایت تاجایی که امکان داره با ایشون کمتر وارد گفتگو بشید و تمرکز تونو روی کار خودتون بزارید.

      لایک

  3. من در حال خیلی بدی پس از توهین‌های بی‌دلیل و زشت برادرم، بدنبال آرام شدن به این سایت برخوردم و با شنیدن حرفهای شما حالم بهتر شد. انقدر رشد کردم که بتونم در برابر کلمات زشتی که بهم پرتاب می‌شد، عاقلانه سکوت کنم. انگار در همون لحظات می‌تونستم مشکلات روحی که باعث شده بی‌علت الفاظ رکیک به کار ببره رو در صورتش ببینم. خوشحالم که در شأن خودم رفتار کردم و خوشحالم آدمهای فهمیده‌ای مثل شما وجود دارن. پاینده باشید.

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم مبینا گرامی
      خیلی خیلی تبریک میگم به خاطر این دیدگاه زیبا و عاقلانه تون
      خوشحالم که توانستیم کمکی هر چند کوچک در بهتر شدن حال شما انجام بدیم.
      ممونم که نظر ارزشمندتونو با ما درمیون گذاشتید

      لایک

  4. سلام اقای متین عزیز خسته نباشید ببخشید یکی تو مجازی یکی از رفیقام به یکی از دخترا گفتش بیا پیوی اون حرفو هم زد چون کارش داشت یعنی نمیخواستش مخ بزنه هو اینا چون دختره منو با رفیقمو داداشیه خودش میدونه بعد یکی اومد گفتش که میخوای مخ بزنی منم بهش گفتم که منحرفو نگا بعدش بهم گفتش به توچه اینا دارم شوخی میکنم بعد منم گیف تتلو فرستادم براش گیفش این بودش که میخواستم ببینم فضولش کیه ببینم کسی میتونه … بخوره چون اونم بهم توهین کردش و اخرش بهمون گفتش … ئهنه همتون که جنبه ندارید منم بهش گفتم که ما جنبه داریم خودت بلد نیستی شوخی کنیم ما الان جدیم هممون بعد گفتش به … حالا اون حرفارو نمیگم بعدش گیفمو گفتش که اگر بفهمم فحش باشه مادر فلانتو یکی میکنمو اینا بعدش منم جوابشو به ناموص دادم مثل خودش ولی میدونم کارم اشتباهی اخه ببخشید اقای متین من خیلی غیرتیم رو ناموصم بدجور حساسم میشه یه راهنماییم بکنید که طرف فحش ناموص بهم داد بهش چی بگم ممنون میشم که کمکم کنید واقعا خیلی مهمه اقای متین خسته نباشید واقعا امیدوارم همیشه روزه خوشیو کناره خانوادتون داشته باشید

    لایک

    1. سلام خدمت آقا مهدیار عزیز
      چند تا نکته مهم در مورد این مسئله ای که پرسدید وجود داره که باید بهش توجه ویژه داشت :
      اول اینکه وقتی می بینید یک نفر بی ادبه و اصلا مراعات هیچ جیز رو نمی کنه، تا جای ممکن سعی کنید باهاش بحث نکنید و درگیر نشید. چون قطعا این آدم هیچ چیز براش مهم نیست و ممکنه هر حرفی رو به زبان بیاره.
      در حالت دوم قرض کنیم چازه ای جز بحث نداریم یا اینکه اول اون فرد شروع کرده به فحاشی و فحش ناموسی دادن.
      در جامعه یک سری باورهای غلط جاافتاده که باید با این باورها مبارزه کرد وگرنه آثار خیلی بدی دارند. مثلا اینکه اگر کسی فحش ناموس داد حتما باید یه جوابی بدتری یا کلا یه فحشی در همون حد بهش بدیم وگرنه بی غیرتیم و انگار ناموس مون برامون مهم نیست.
      در حالی که اصلا چنین دیدگاهی درست نیست. اینکه یه نفر یه کار احمقانه انجام میده، معناش این نیست که من بی غیرتم. کسی که فحش ناموس میده، آدم نادان و سبک مغزیه. اگر منم دقیقا همون کار رو انجام بدم، یعنی منم نادان و سبک مغزم. پس لازمه که رفتار متفاوتی از خودم نشون بدم.
      البته من دارم این موارد رو برای شمایی ذکر می کنم که میدونم از اینکه فحش بدی در جواب گفتید ناراحت و پشیمان هستید و دوست دارید یاد بگیرید که رفتاری متناسب با شان واقعی تون انجام بدیم.
      وگرنه فحش دادن رو همه بلدن. همه خیلی راحت از کنترل خازج میشن و دیگران می تونن با حرفا و رفتارهاشون اونا رو مجبور به کاری کنن که خودشون دوست ندارن.
      بنابراین نباید اجازه بدید که دیگران کنترل شما روبدست بگیرن.
      اجازه بدید خاطره ای از خودم بگم. چند سال پیش یه شب توی خبابون در حال پیاده روی بودم. یهو یه موتور سوار با سرعت از کنارم رشد و بی دلیل و یهویی یه فحش مادر بهم داد.
      خواستم داد بزنم و جوابشو بدم که یهو یادم افتاد، اگر من داد بزنم، یه عالمه آدم اینجاست که میشنوه من چه حرف بدی زدم. اونوقت من با اون موتورسوار یکی میشم جلوی چشم اونها.
      مورد بعدی اینکه با خودم گفتم آیا با فحش اون مادر من همون چیزی میشه که اون گفت؟؟ قطعا خیر.
      و مورد آخر اینکه مادرها حرمت دارند. حتی اگر مادر دشمن ما باشه.

      میدونید من اگر در اون چت جای شما بودم به اون فرد چه جوابی میدادم؟
      می گفتم تو به مادر من فحش دادی، اما من به مادر تو فحش نمیدم. من برای ناموس دیگران ارزش قائلم.چون مادرها حرمت دارند.امیدوارم اختلاف مونو یه مادر و ناموس نکشی. و بعد مکالمه رو تموم میکردم.
      با این حرکت، چند اتفاق جالب میفته. اول اینکه اون فرد رو پیش خودش شرمنده کردید و درس بزرگی بهش دادید. دوم اینکه افراد حاضر در اون گروه یا کسانی که شاهد این گفتگو بودند، دیدگاه شون نسبت به شما چندین پله بالا میره و فرد مقابل چندین پله پایین میره. سوم اینکه بدون اینکه فحش بدید و بی احترامی کنید، هم جواب دندان شکنی دادید و هم شان خودتونو بالا بردید و هم دلتون خنک شده.

      ۱

  5. اگ اون طرف عشقمون باشع چی اگ گاهی اوقات به خانواده بی احترامی کنه چی
    و فقط خودمونو بخواد ن خانوادع رو چی میشه بگین آیا ب مرور زمان حل میشه؟

    ۱

    1. سلام و روزبخیر خدمت شما دوست عزیز
      کسی که برای خانواده شما احترام قائل نباشه، در واقع برای خود شما هم احترام قائل نیست. مگر اینکه خانواده شما به صورت مستقیم به ایشون بی احترامی کرده باشه. در اینصورت دلخوریش از خانواده شما تا حدودی قابل درکه.
      یادتون باشه کسی شمارو از صمیم قلب دوست داره که برای خودتون و خانواده تون احترام قائل باشه. وقتی امروز به خانوداه شما بی احترامی می کنه و شما سکوت می کنید، منتظر باشید که دفعه بعد به خود شما یا به یکی از مواردی که برای شما خیلی مهمه بی احترامی کنه

      ۳

      1. سلام، سوالی داشتم از خدمتتون
        راستش برادر بزرگ من خیلی به من توهین میکنن، فحش نمیدن، فقط سعی میکنن اذیتم کنن، از همه نظر شرایط خوبی دارم، رشته تحصیلی، معدل، کار های جانبی، رفتارم هم مشکلی نداره
        ولی به صورت دوره ای مثلا هر یک هفته یکبار، یه موضوعی رو بولد میکنن و سعی میکنن از این طریق منو آزار بدن
        به هر طریقی سعی کردم جلوی این کار رو بگیرم ولی مادرم هم گاهی همراهیشون میکنن
        مثلا یه بار گیر میدن درس نمیخونی در صورتی که معدل من در رشته پرستاری، هر ترم بالای ۱۷ هستش، یا گیر میدن به سبک موسیقی که گوش میدم، پاپ خارجی
        یا گاهی میگن زیاد کتاب میخونی،
        گاهی میگن زیاد سرت تو گوشیه
        و فقط بحث گیر دادن نیست، توهین میکنن و بیشتر اوقات منو به سخره میگیرن
        واقعا کلافه شدم
        به هر روشی سعی کردم این قضیه رو مدیریت کنم، مثلا گاهی بی اعتنایی میکنم، گاهی دلایلمو میگم، گاهی میگم حق با شماست
        ولی نتیجه همونه، مجدد یه هفته بعد، یه موضوع جدید و توهین های جدید،
        ممنون میشم راهنماییم بفرمایید

        لایک

        1. سلام خدمت سارا خانم گرامی
          تا حالا شده با برادرتون صحبت کنید و علت این رفتارشو جویا بشید؟
          اگر بخوام دقیق تر صحبت کنم، باید بگم پیشنهاد می کنم که یک بار در حالیکه هر دوتون حالتون خوبه و سرحال هستید، صداش کنید و بگید که می خواین باهاش در مورد یک موضوعی صحبت کنید.
          ازش بپرسید به عنوان یک برادر چه انتظاراتی از شما داره و بعد هم شما انتظاراتتون به عنوان یک خواهر بهش بگید.شاید انتظاری داره ولی نمی تونه بگه به خاطر همین این رفتارها رو می که.
          از احساس تون بهش بگید. از اینکه چقدر ناراحت و اذیت میشید وقتی ایشون شمارو مسخره می کنه. بهش بگید که دوسش دارید و دلتون می خواد به عنوان خواهر و برادر یک رابطه خیلی خوب داشته باشد و همیشه پشتیبان هم باشید.
          بعد اگز تمایل داشتید میتونید نتیجه شو اینجا برای من بنویسید.

          لایک

      2. سلام آقای متین وقت بخیر شرمنده مزاحم شدم فردی مشکلات خود با فامیلهای همسرش را بی دلیل به اطرافیان مخصوصا به من نسبت میدهد و دائما به هر طریق ممکن به من فحش میدهد و چندین بار صحبت در باره مشکلاتش بازهم حرف خودش را میزند و بسیار و بیش از اندازه بددهن و فحاش است و این موضوع یکبار باعث درگیری فیزیکی شده و بعد از مدتی دوباره مثل همیشه فحاشی میکند و بمحض دیدن من از دور با فحاشی و حرفهای رکیک از کنارم رد میشود هر چی بی محلی میکنم و خودم را به ندیدن و نشنیدن میزنم این فرد پا را فراتر میگذارد و تشدید میکند خواهشا با عرض شرمندگی راهنماییم کنید بسیار ممنونم

        لایک

        1. سلام خدمت جناب اقای محمدپور عزیز
          با توجه به نکاتی که به بنده گفتید، همه راه ها رو رفتید حتی مقابله به مثل و بی توجهی رو هم انجام دادید اما فایده نداشته.
          تنها راهی که فعلا بافی می مونه ترک و ندیدن ایشونه. در واقع تا جایی که ممکنه باید سعی کنید از ایشون دور باشید. نمی دونم که آیا مجبورید ایشون رو ببنید یا خیر. اگر مجبور نیستید پس بهترین راه ندیدن ایشونه. چون همانطور که گفتید ایشون فردی بی مسئولیت و بی منطق هستن.
          و اگر مجبور هستید، تا جایی که ممکنه کمتر ایشونو ببینید. گاهی ما ناچاریم آدم های اطراف مونو ترک کنید. و به نظرم در مسئله شما لازمه همچین کاری رو انچام بدید.

          لایک

    1. سلام خدمت آقا محسن عزیز
      چند تا راهکار این مسئله داره
      یکی اینکه برید و باهاش صحبت کنید و بپرسید مشکلش چیه که دنبال بهانه می گرده که به شما فحش بده
      یا اینکه اگر می تونید باهاش برخورد کنید ( نه اینکه لزوما دعوا و کتک کاری کنید) مثلا بهش بگید که حق نداره فحش بده و اگر اینکارو بکنه شماهم تلافی می کنید
      یا اینکه اون آدمو یا جایی که اون آدم هست رو ترک کنید و دیگه نرید. مگه اینکه اون مکانی که ایشونم هست خیلی براتون مهم باشه .
      یا اگر اونجا بزرگتری یا فردی در مرتبه بالاتری نسبت به هر دوی شما هست، برید باهاش صحبت کنید و از ایشون انتقاد کنید و بگید اگر ادامه بده منم مجبور میشم که باهاش برخورد کنم پس لطفا بهش تذکر بدید

      ۲

  6. سلام استاد عزیز من یک پسر۱۸ساله هستم مشکل من این هست ک خیلی سریع عصبی میشم و اعتدال مزاج ندارم منظورم اینه ک خیلی بی جنبه ام بصورت وحشتناک حتی با بچه ها هم میتونن اعصابم روخورد کنن ۸ساله رزمی کارم و این باعث میشه هرموقع عصبی شدم بخوام به طرف مقابل درگیری ایجاد کنم درحالت عادی خیلی خوبم اصلا با طرف مقابلم عین برادر خواهر رفتار میکنم ولی اگر کوچکترین بی احنرامی یا فحشی بده سریع عصبی میشم حتی چن روز فکرمو مشغول میکنه و کلا درگیره ذهنم مخصوصا تو فضای مجازی ک برخی ها بی خود بی جهت فحش و میدن یا بی احترامی میکنن حتی دخترا چون میدونن ک از پشت تلفن کاری ازم ساخته نیست و جوری رفتار میکنن انگار مثلا خودشون یه دختر یا پسر ۱۰متری ان و هرچی بخوان انجام میدن و نکته مهم اینه ک خیلی مغرورن من چیزی بهشون نمیگم ها ولی یهو بی احترتمی میکنن عین بچه ها بعضی ها حتی از من هم بزرگ ترن من بعضی وقتا با اینکه بی احترامی میکنن سعی میکنم و به خودم قول میدم ک چیزی نگم ویا با زبان ملایم تر و مهربان تر حرف بزنم ولی با این حال چیزی ک به من انگیزه میده ک جوابشون رو بدم و کل کل کنم اینه ک اگه من چیزی نگم اونا فک میکنن خودشون مثلا بزرگترن یا من کم آوردم حالا جن تا حرف و تیکه یاد گرفتن اونارو میگن و فک میکنن طرف مقابل کم آورده اینطوری که من اگر بهشون جواب ندم اونا بیشتر تشویق میشن ک
    استاد عزیز ولی این موضوع بین من و صمیمی ترین رفیقام صدق نمیکنه ک به هیچ عنوان تحت هیچ شرایطی از رفیق های صمیمیم ناراحت نمیشم حتی هرچی بگن و همچنین تحمل اینو ندارم ک توی جمع یکی به من بی احترامی کنه ویا من و کوچیک کنه
    استاد جان خواهش میکنم کمکم کنین یه راهی چاره ای بگین چیکار کنم چه واکنشی انجام بدم آیا سوره یا قران یا چیزی هست دیگ شما بهتر میدونین طولانی نکنم بحث رو انشالله هم خودتان و هم خانوادتان در سلامت وشادی باشن یا حق

    ۱

    1. سلام خدمت آقا آرش عزیز
      متن شما رو با دقت خوندم.
      چند نکته مهم وجود داره که کمک می کنه شما کمی معتدل تر بشید.
      اول اینکه هیچکس حق نداره به ما بی احترامی کنه و ما همه باید به همدیگه احترام بزاریم. اما میدونی… ما در دنیایی زندگی می کنیم که ممکنه عده ای این نکته رو رعایت نکنن و به ما بی احترامی کنن. اگر قرار باشه با هر بی احترامی یا بی توجهی ما انقدر به هم بریزیم، کنترل زندگی مون از دست ما خارج ما میشه و میفته دست بقیه.
      یعنی هر زمان هر فردی اراده کنه، با یک بی احترامی کوچیک میتونه مارو عصبانی کنه و انگار کنترل ما دست اونه.
      اول این نکته رو بگم که همه ما با شنیدن بی احترامی ناراحت میشیم و این مسئله کاملا طبیعیه. حتی خود من اگر کسی تو نظرات سایت بهم بی احترامی کنه ناراحت میشم. اما تفاوت در این هست که چقدر ناراحت میشیم و چه واکنشی انجام میدیم.
      مثلا یکی ممکنه اگر بهش بی احترامی بشه، اونم در جواب بی احترامی کنه یا اینکه شدیدا خودخوری کنه یا اینکه حتی طرف رو بزنه. یکی هم ممکنه پاسخ بی احترامی رو محکم و قاطع بده، بدون اینکه از کنترل خارج بشه. حتی گاهی عصبانیت لازمه، فقط نباید انقدر زیاد باشه که ما از کنترل خارج بشیم و کاری بکنیم که بعدا در حالتی که آرام شدیم، پیشیمان بشیم.
      اگر کسی به شما بی احترامی کرد، قاطعانه بهش تذکر بدید و بگید حق نداری بی احترامی کنی، و اگر دوباره اینکار رو انجام بدی، من ارتباطمو قطع می کنم باهات. البته به جای قطع ارتباط هر عمل دیگه ای متناسب با رابطه ای که با اون فرد دارید می تونید انجام بدید. این دیگه انتخابش با شماست. فقط نباید این کار اون فرد رو بدون پیامد بزارید چون ممکنه بازم این کارش تکرار بشه.
      البته نباید هم از کوره در برید و پیامدی سنگین از اشتباهش براش در نظر بگیرید.
      در نهایت یادتون باشه که هر فردی هر چیزی به ما میگه یا هر رفتاری با ما می کنه، نشون دهنده عقاید شخصی و طرز فکر خودشه نه واقعیت زندگی ما. پس با هر توهینی انقدر برآشفته نشید.
      پیشنهاد می کنم کتاب ” نمی‌گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد “ را مطالعه کنید.

      ۱

  7. اقای متین سلام من نماز نمیخونم اما به خدا خیلی احساس نزدیکی میکنم خیلی باهاش حرف میزنم خیلی شکر گژارش هستم خیلی در طول روز باهاش حرف میزنم حتی درد دلمو که تو دلم مونده رو حتی به همسر ومامانو خواهر که انقدر نزدیکمن نمیکنم اما با خدای خودم خیلی اوکی هستم خیلی اهل کمک کردن
    از لحاض مالی به مادر شوهرم هستم اینطوری اروم میشم فک میکنم به خدا نزدیکتر میشم حس خوبی بهم دست میده یا به کسی که ازم کمک میخواد هرچه درتوانم باشه کوتاهی نمیکنم ودست رد نمیزنم به سینش اما اهل غیبت یا چیزی نیستم یا نظر بدم یا دخالت کنم یا هرچی که فک کنید من ادمی نیستم دخالت کنم یا بی احترامی به دین ومذهب من خیلی ادم راحتی هستم واجتماعی خانواده ی همسرم خیلی مذهبی هستن نمازشون سروقت هست اما اهل غیبت اهل دخالت حتی کسی که یه خورده دستش به دهنش برسع حسادت وتا جاییی که چشمشون دنبالش باشه که از دستش بدن خوشی شونو به ناراحتی ختم بشه من خونه مادرشوهرم میرفتم نمازمو میخوندم ولی تو خونه خودم نه یا بیرون از شهر یا بعضی مواقع نمیخوندم یه سری در حال نماز خوندن بودم بعد برادرشوهرم وارد شد وتا دید من نماز میخونم گفتن مگع تو نمازم میخونی وباخواهر شوهرم شروع کردن به خندیدن من اونجا هم دلم شکست وکلی ناراحت شدم وبا خودم گفتم به جای اینکه بگن قبول باشه ادمو زده میکننن دیگه رفت که من نماز بخونم نخوندم تا امشب بحثی راه افتاد ودختر خاله همسرم به من گفتن که تواصلا نماز میخونی خواهر جاریم میشن گفتن تو اصلا خدا رو میشناسی اصلا بحث ما ربطی به نماز من یا خدا نداشت من هم درجواب ایشون گفتم این حرفتون چه ربطی داشت شما منو میشناسید که دارین قضاوتم میکنید خیلی ناراحت شدم اما به روی خودم نیاوردم تا اینکه بعد شام برگشت از من عذرخواهی کردن منم درجوابشون گفتم من ادم با جنبه ای هستم شاید یکی بود که این حرف رومیشنید باهتون برخورد بدی میکرد بهشون گفتم من شاید در طول روز بیشتر از صد بار خدارو صداکنم وشکرش کنم گفتم من حتی باخدای خودم صحبت میکنم گفتم من خدای خودمو یه جور دیگه میشناسم حرفش خیلی به دلم اومد الان که داشتم میومدم خونه به همسرم گفتم کلی گریه کردم وگفتم این حرف ایشون برای من سنگین چرا منو قضاوت کردن مگه همه چی ادم اینه که نماز بخونی وهرغلطی دلت خواست بکنی من چطور از این به بعد با کسانی که با من اینطور حرف میزنن عکس العمل نشان بدم
    خیلی از دوستام بهم میگن ما فک میکنیم خدا ازمون رو برگردونده گریه میکنن وبامن صحبت میکنن بعد که باهاشون میشینم صحبت میکنم از خدا میگم جوری که خودم شناختم خدامو باحاش اروم میگیرم به خدا بهم برمیگردن میگن آرامشی که تو بهمون میدی تو این چند سال از کسی نگرفتیم ما از وقتی تو باهامون صحبت کردی درمورد خدا خیلی اروم شدیم بیشتر خدا رو احساس میکنیم از طرف تو انرژی میگیریم وبه خدا نزدیکتر میشیم ازشما تشکر میکنم اگه بیشتر راهنماییی کنید با همچین افرادی چطور برخورد کنم که شخصیتم زیر سوال نره

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم مهرنار گرامی
      من متن شما رو با دقت خوندم.
      نکته اول اینکه دین یک انتخاب کاملا شخصیه و به هیچکس ارتباط نداره که چه کسی چه دینی یا چه مکتبی داره. هر فردی برای خودش یک سری دلایل و عقاید داره و انتخاب کرده که بر اساس اونا زندگی کنه و خودش هم باید مسئولیت این انتخابش رو به عهده بگیره.
      اگر کسی در شیوه زندگی و عقاید شما اینطوری دخالت میکنه حتما از نادانی و تعصبات بی جای خودشه. البته گفتگو هیچ اشکالی نداره. ولی دخالت کردن، تفتیش عقاید، تمسخر و اصرار کردن بر اینکه عقاید من درسته و مال تو غلط، فقط مربوط به افراد کم سواد، ناآگاه و متعصب هست.
      پس هرکسی این کارها رو در قبال شما انجام داد، بدونید که کم سواد و ناآگاهه که فکر می کنه خودش درست فکر می کنه و این دنیا فقط برای امثال اون خلق شده و بقیه در اشتباهن.
      واقعا این دیدگاه خنده داری هست که فکر کنیم آدما صرف اینکه نماز می خونن، پس هر کاری دوست داشتن می تونن انجام بدن و یا اینکه از آدمای اطراف شون برتر هستن.
      شما یه اعتقادی دارید، پس محکم پای این اعتقادتون وایسین. این افراد هر زمان بهتون ایراد گرفتن، بهشون بگید هر کسی باید پاسخگوی اعمال خودش باشه، من خودم پاسخگوی اعمالم هستم. در ضمن اعتقاد به یک مکتب یا دین، یک مسئله کاملا شخصیه و تفتیش عقاید کار صحیحی نیست، دخالت توی دیدگاه و سبک زندگی بقیه کار درستی نیست.

      لایک

  8. سلام وقت بخیر
    من بیست سالمه و یک ساله که عقد کردم ولی تو این یکسال خیلی توهین و بی احترامی از جانب همسرم دریافت کردم
    .خیلی متوقع و خیلی عصبی هستن و سر مسائل خیلی کوچیک واکنش های خیلی بدی میبینم ازشون و حتی شروع میکنن به فحاشی و زدن .حتی مواقعی که سرکارن به یه نحوی توی پیاما شروع میکنن به فحش دادن و بی احترامی کردن .هر دفعه کوتاه میام ولی واقعا خیلی خسته شدم طوری که داره به خودم به روح و روانم اسیب میزنم .واقعا ازتون درخواست کمک دارم .اگه میشه راهنماییم کنین.

    ۱

    1. سلام خدمت سرکار خانم فاطمه گرامی
      فکر می کنم در اینستاگرام هم همین سوال رو پرسیده بودید
      اونجا در قالب فایل صوتی به صورت کامل پاسخ تونو ارسال کردم

      لایک

    2. سلام من ۱۳ سالمه و خیلی وقته از جانب خواهر کوچیک ترم و دوستم که اصلا نمیشه دوست حسابش کرد همش توهین میشم من واقعا خسته شدم و من ۵ ساله باهاش دوستم و فقط امسال شروع کرده به توهین و فحش و بی احترامی ولی خواهرم از سه سال پیش شروع کرد موقعی که من ۱۰ سالم بود من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم اعتماد به نفسم اومده پایین دختر عمه ی ۲ سال از خودم کوچک ترم هم باعث اینکه دختر خیلی خوب و منطقیه ولی اونم خیلی موقع ها برای اینکه نشون بده حرف حرف خودشه شروع به توهین میکنه و میخواد نشون بده که از من بیشتر میفهمه و شروع میکنه به نصیحت کردنم بحث خواهرم ثنا باعث اینکه یه سال و چهار ماه ازم کوچیکتره ولی همش میخواد بهم نشون بده چقدر قوی تره و خیلی هم از خود راضیه بیشتر توجه مادر و پدرم هم به اونه این سه نفر به طور وحشتناکی اذیتم میکنن و من جلوشون کم میارم و الان یه جوری شده که میگن تو دیوونه ایی کاملا قبول کردم و این باعث شده که اعتماد به نفسم فوق العاده زیاد کم بشه و اینکه توی کرونا مخصوصا اینکه مدرسه نمیریم بیشتر پیش خواهرم هستم یعنی میشه گفت ۲۴ ساعته پیششم از اون طرفم که سال پیش بیشتر وقتم چت کردن با دوستم بوده و اون خیلی توهین میکنه من واقعا خسته شدم از این همه توهین و فحش نمیدونم باید چیکار کنم من بیشتر بخاطر اینکه فراموش کنم فیلم میبینم ولی الان دیگه فیلمم به درد نمیخوره کاملا افسرده شدم و اینکه درباره ی این موضوع هم نمیتونم با کسی حرف بزنم بخاطر همین اومدم تو اینترنت و اینکه وقتی با دوستم دعوامون میشه من خیلی بدجور کم میارم و این موضوع واقعا رو مخمه امید وارم بتونین کمکم کنین???

      ۱

      1. سلام خدمت تینا خانم گرامی و عزیز
        من کاملا حال بد شما رو درک می کنم. حتی اگر خود منم بودم و سه نفر بهم بی احترامی می کردن، و من کاری انجام نمی دادم به مرور زمان اینطوری میشدم.
        اگر دوستت زیاد بهت بی احترامی میکنه، شما باید باهاش برخورد کنی. اما یه برخورد منطقی که بهت کمک کنه. مثلا بهش بگی اینکار رو نکنه و اگر تکرار کنه، من نمی تونم این رابطه رو ادامه بدم. یعنی یه جورایی بهش هشدار بدید که نباید این کار رو تکرار کنه. اگر تکرار کرد، واقعا باهاش قطع رابطه کنید تا بفهمه شما محکم روی حرفتون می ایستید.
        اگر دوستی حال شما رو بد می کنه و شما قبلا بهش تذکر دادید که اینکاراشو تکرار نکنه و اون به حرف شما توجه نکرده پس این رابطه دوستی دیگه برای شما فایده چندانی نداره.
        اما در مورد خواهرت. شما و خواهرت باید بهم احترام بزارید. اما اختلاف نظر و گاهی دعوا بین دوتا خواهر گاهی پیش میاد و چیز عجیبی نیست.
        ولی نکته ای که مهمه اینه که تا جای ممکن بی احترامی و توهین توی این اختلاف و دعوا نباشه.
        پیشنهاد من اینه که هر وقت خواهرت همچین کاری انجام داد، شما در جوابش حتما یه کاری انجام بدید. مثلا اگر داشتین بازی می کردین و بهتون بی احترامی کرد، اول بهش تذکر بدید که اگر یک دفعه دیگه توهین کنه، دیگه باهاش بازی نمی کنید و اگر تکرار کرد واقعا بازی رو ترک کنید.
        یا مثلا اگر دوباره در جای دیگه ای به شما بی احترامی کرد، اونوقت بعدا کاری از شما خواست براش انجام ندید تا بفهمه نباید اینکار رو انجام بده.
        بهش بگید منو تو باید بهمدیگه احترام بزاریم و هر بار که بی احترامی کنی منم در جوابش دیگه اگر خواسته ای ازم داشته باشی برآورده نمی کنم.
        تینا خانم عزیز به نظر من شما نه تنها دیوونه نیستی بلکه بسیار دختر عاقل و فهمیده ای هستی که وقتی به مشکلی برخوردی اومدی به دنبال حل مشکلت. به جای اینکه رفتار اشتباه و ناپخته ای انجام بدی، اومدی که این مسلئه رو به شکل صحیح حل کنی و از نظر من درک بالایی نسبت به سن خودت داری.
        یادت باشه که تو همیشه ارزشمند و قابل احترامی حتی اگر بقیه بهت بی احترامی کنن. ارزش تو در درون و ذات تو هست و کسی نمی تونه اینو از تو بگیره

        لایک

  9. سلام خسته نباشید
    من فایل صوتی تونو دانلود کردم ولی هنوز گوش ندادم راستش خیلی حالم بد بود گفتم اول حرفمو بزنم بعد فایلو گوش بدم خواهش میکنم کمکم کنید
    امشب داییم اینا اومدن خونمون حرف حرکت کلاغ پر شد بعد دخترداییم گفت کلاغ پر چیه زنداییم گفت حالا بعدا میگم بعد دوباره پرسید اونم با یه حالت مسخره ای به من میگه نگین پا شو یه کلاغ پر برو
    از یه طرف دیگه هم کلا بهم بی محلی میکرد حرف میزدم اصلا نگام نمیکرد والا منم دیگه تا اخر مهمونی بی محلش کردم چند وقت پیشم مانتو خریده بودیم منو خواهرم به جای اینکه بهمون بگه خیلی قشنگه مال هردوتاتون به من میگه مال مریم از تو قشنگ تره حالا مانتو ی من خیلی از خواهرم خوشگل تر بود به مامانم گفتم گفت ولش کن حسودی کرده یه بار دیگه رفته بودیم خونه ی خالم اینا مهمونی اونام بودن تو اشپزخونه آشغال میوه ها رو که جمع کرد اشاره کرد به آشغالا به من گفت دست تورو میبوسه خیلی ناراحت شدم خیلی چون شوخی نمیکرد با یه حالت مسخره اینارو میگه من یه کنکوریم این رفتاراش اعصابمو خیلی خراب کرده خیلی ناراحت شدم خیلی بهم ریختم احساس میکنم این کارا رو میکنه تا درس نخونم ذهنم درگیر این حرفا بشه کلا ادم حسودیه مثلا میگی یکی خوشگله که همسن خودشم هست میگه نه کجاش خوشگله و از این حرفا ببخشید من خیی حرف زدم خواهش میکنم کمکم کنید چیکار کنم حرفاش خیلی روم تاثیر گذاشته

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم نگین گرامی
      خیلی عجیبه که پاسخ سوال شما رو انگار جا انداخته بودم و متوجه سوال تون نشده بودم. به همین خاطر پاسخش انقدر دیر شد. پوزش بنده را بپذیریذ
      رفتارهای زن دایی شما با توجه به مواردی که برای من تعریف کردید، قشنگ نیست. اما مسئله اصلی اینجاست که چرا شما تحت تاثیر این رفتارها قرار می گیرید.
      گرچه رفتارهای بد بقیه موجب ناراحتی ما میشه، اما این خود ما هستیم که انتخاب می کنیم چقدر ناراحت بشیم و اینکه چقدر به این رفتارها اهمیت و واکنش بدیم.
      اگر کنترل رفتار و احساس مونو بدیم دست بقیه،اونوقت دیگران خیلی راحت میتونن مارو کنترل کنن.
      مثلا اونجا که به شما گفت کلاغ پر برو، می تونستین بگید من بلد نیستم. یا اونجا که گفت آشغالارو خالی کن، انجامش نمی دادید یا اینکه مشغول یه کار دیگه ای می شدید.
      خودتون خیلی خوب اشاره کردید که امسال کنکور دارید و قطعا نتیچه اون خیلی براتون مهمه و توی زندگی تون اثرگذار.
      اما زن دایی شما و رفتارهاش چقدر مهمن و توی زندگی شما می تونن اثر بگذارن. تقریبا هیچی.
      به نظر من سعی نکنید دائم حرفها و رفتارهای ایشونو یادآوری کنید، چون این یادآوری نه تنها کمکی نمی کنه بلکه به شدت آزاردهنده است.
      اگر به نظرشون مانتوی خواهرتون قشنگ تره، شاید واقعا نظرش اینه. و شایدم هدفش ناراحت کردن شما باشه. چرا اجازه میدید به هدفش برسه.
      آیا با نظر ایشون، مانتوی شما زشت میشه؟ نظر زن دایی تون جقدر توی زیبایی شما و یا زیبای لباس تون تاثیرگذاره.
      به نظرم سعی کنید رفتارهای ایشونو در اولویت چندم اهمیت قرار بدید. مثلا وقتی میرید مهمونی، به جای اینکه تمرکز کنید روی این که الان میخواد بیاد اینجا چی بگه و چه رفتاری کنه یا اینکه چرا اینجوری کرد و اینو گفت، روی لذت بردن از صبحت با بقیه مهمونا و خود مهمونی تمرکز کنید.
      یادتون باشه که مسئولیت احساسات و افکار شما با خودتونه. ممکنه زن دایی شما بخواد شما رو عمدا ناراحت کنه، چرا این اجازه رو بهش میدید.
      پیشنهاد می کنم برای اینکه یاد بگیرید که چطور تفسیرتونو از وقایع تغییر بدید و مسئولیت پذیری خودتونو بالا ببرید، در دوره رایگان اعتماد به نفس و عزت نفس سایت ما شرکت کنید.
      ما در این دوره علاوه بر مواردی که باعث رشد عزت نفس میشه، به عوامل بسیاری دیگری اشاره کردیم که باعث تغییر نگرش شما نسبت به زندگی میشه.
      برای شرکت در این دوره روی عبارت زیر کلیک کنید :
      دوره رایگان اعتماد به نفس و عزت نفس

      لایک

  10. سلام لطفا به من یه کمکی کنید:
    من یه پسر حدودا ۱۲ ساله هستم و مشکلم این هست که واقعا احساس میکنم خیلی تنها و افسرده هستم هیچکس توی اعضای خانوادم درکم نمی کنند از خیلی چیز ها ناراحتم و دقیقا نمی دونم از چی
    مثلا من وقتی یه جا میخونم فلانی فقیره یا نمیتونه به خاطر مشکل بی پولی غذای خوبی بخوره واقعا قلبم به درد میاد
    یا اینکه بعضی وقت ها میرم توی انترنت عکس سگ های خیل زیبا و دوست داشتنی رو میبینم و بعدش میشنم چند ساعت گریه میکنم و غصه میخورم و دقیقا نمی دونم بخاطر چی . من تا حدود یکی دوسال پیش زندگی شادی داشتم ولی الان اهنگ های غمگین گوش میدم و غصه میخورم و اصلا دست خودم نیست یا یه دلایل اصلی غمگین بودنم این هست که من هیچ دوستی ندارم و شخصیت های یه سریال رو دوست های واقعی خودم می دونم و همیشه تو زندگیم میخوام شبیه اونا باشم و من به شدت با شخصیت های اون سریال ارتباط برقرار کردم و حالا که بعد یه سال سریالو تموم کردم واقعا ناراحتم و گریه میکنم چون که احساس میکنمتنها دوستای واقعیم که شخصیت اونسریال بودن هم از پیشم رفتن خلاصه که خیلی دلم پره و همیشه دلم میخواد گریه کنم لطفا شما بگید چیکور کنم

    لایک

    1. سلام خدمت آقا محمد عزیز
      چقدر کار خوبی کردی که برای برطرف کردن مشکلی که داری یک اقدام جدی کردی و اومدی مشورت بگیری. همین یک نکته از نظر من نشون میده که از همسن و سالهای خودت واقعا جلوتری.
      در مورد احساس ناراحتی نسبت به فقرا جالبه بدونی که منم وقتی همسن تو بودم دقیقا همین شکلی بودم. وقتی میخواستم غذا بخورم سریع یاد فقرا می افتادم و به شدت ناراحت می شدم. محمدجان، خیلی خوبه که به فکر فقرا هستی و از اینکه اونا در سختی هستند ناراحت هستی. اما چند تا نکته رو به همراه این ناراحتی باید بهشون توجه کنی :
      اول اینکه دلسوزی کردن گرجه یکی از احساسات مهم انسان هاست، ولی نباید انقدر از حد بگذره که مانع از زندگی کردن بشه. خیلی خوبه که به فکر فقرا هستی، اما ناراحت شدن من و تو موقع غذا خوردن، به حال فقرا فایده چندانی نداره. پس بهتره با خیال راحت غذا بخوریم و تا جایی که می تونیم به فقرا کمک کنیم.
      این کمک کردن خیلی از دلسوزی کردن بهتر و مفیدتره.البته یادت باشه که نباید کمک کردن از حد بگذره. یعنی نباید کل زندگی رو تعطیل کنیم و نیازهای خودمونو نادیده بگیریم و فقط به فقرا کمک کنیم. بکله بهتره در حد توان کمک شون کنیم.
      شاید این فکر توی ذهنت بیاد که ما یه عالمه فقیر داریم. مگه من به چند تاشون می تونم کمک کنم، پس بقیه چی؟
      حواب اینه که ما باید تلاش کنیم، حتی اگر فقط به ۱ نفر بتونیم کمک کنیم.به ۱ نفر کمک کنیم بهتر از اینه که برای همه فقرا دلسوزی کنیم.کمک کردن و اقدام موثر بهتر از هزاران بار دلسوزی کردنه.
      در نهایت یادت باشه هر چقدر که بیشتر پیشرفت کنی، هر چقدر که خودت آدم موفق تری باشی، به تعداد بیشتری فقیر می تونی کمک کنی.پس اینکه خواسته های خودتو دائما نادیده بگیری برای اینکه به فقرا کمک کنی یا براشون دلسوزی کنی، فایده ای نداره.
      اما در مورد سریال و دوست هایی که تو سریال داری :
      اینکه آدمای توی سریال رو دوست داری برای من قابل درکه. اما خودت میدونی شخصیت های داخل سریال واقعی نیستند. اما ممکنه رفتارهایی داشته باشند که تو دوست شون داری. به نظرم برای خودت بنویس که اونا چه رفتارهای خوبی دارند،بعد دنبال دوستایی بگرد که همین رفتارهای خوب رو دارن. البته شاید دقیقا دوستایی که پیدا می کنی این شکلی نباشن، اما همین که اخلاق و رفتارخوبی داشته باشند کافیه.
      مثلا اگر یکی از شخصیت های سریال آدم خوش قول و راستگوییه، خب چقدر خوبه که ما هم یه دوستی داشته باشیم که خوش قول و راستگو باشه و خودمونم همین شکلی باشیم.
      در نهایت محمدجان…خیلی خوشحالم که اومدی مشکل خودتو با من مطرح کردی و امیدوارم تونسته باشم کمک تون کنم.

      لایک

  11. سلام یه مدت هست که متوجه شدم حرفام بقیه رو آزار میده نه که از روی قصد یا چیزی باشه ولی کنار صحبت هام تیکه میندازم انگار نمیدونم واقعا چکار کنم با این معضل خیلی وقتا هم میشه صحبتامو بد برداشت میکنن و اینو سریحا اشاره میکنن مثلا چند وقت پیش که با یکی از همکلاسیا که صحبت میکردم تو همون مدت هم درباره زندگی شخصی خودش حرف زدیم البته بماند که با هم شوخی میکردیم ولی نمیدونستم که ناراحت میشه و آخر بار با شوخی و خنده رسوند که آره تو کارت فقط تیکه و اینا! ولی در هرحال من ایشون رو نمیشناختم و بعد یه مدت دوستی مجازی به اصطلاح! بلاک شدم! واقعا تو این چند وقت خیلی سر این موضوع با خودم ور رفتم و سعی می‌کردم اصلا با کسی حتی نزدیکترین دوست و آشنا زیاد صحبت نکنم یا اگه بحث پیش اومد گرم نگیرم چون میدونم باز کار خراب میشه الان که یاد صحبتا و پیامایی که با هم رد و بدل میکردیم رو یادم میاد متوجه میشم بنده خداها حق هم دارن واقعا چون بعضی صحبتا یا بیموردن یا بی مزه و در نتیجه بهشون برمی خوره
    نمیخوام سر این موضوع حساس باشم ولی فکر میکنم واقعیته و میتونم این معضل رو بزارم رو یکی از ویژگی هام که زیاد آدم اجتماعی نیستم
    خیلی ناراحت میشم زمانی که میفهمم دارم با حرفام صمیمی ترین دوستانمو هم دلزده میکنم شاید خیلی حساسم ولی فک میکنم تا حدودی هم بجاس واقعا !
    نمونش همین امشب که با از حرفم همزمان دو نفرو ناراحت کردم و این شد که بیام اینجا براتون پیام بزارم
    یکی از دوستان تو گروه پرسیده بود سایز پات فلان سایزه؟ چون سایز پام کمتر بود منم به شوخی چ خنده گفتم مگه غولم و نه بابا سایزم فلانه!!! بعد از خودش پرسیدم سایز پات مگه چنده و اینا و تا الان که دارم برای شما تایپ میکنم جوابمو نداده و متاسفانه انگار سایز پاش همون اندازه بوده و فک نکنم از شوخی من خوشش اومده باشه……شما میگید من چطور این عادتمو ترک کنم تا بیشتر از این با حرفام دیگرانو از خودم ناراحت نکنم؟ البته من بارم نمیتونم یه طرفه قضاوت کنم و بگم صحبتام بقیه رو از خودم دلزده میکنه ولی این حس رو بهم القا میکنه و تا اونجایی که فهمیدم بیشتر حرفام تیکه و اصلا شوخی جالبی نیس….

    ۱

    1. سلام خدمت سرکار خانم متین گرامی
      شاید مهم ترین مشکلی که شما در روابط تون دارید و باعث شده درگیر این مسائل بشید، اینه که وقتی میخواین شوخی کنید یه سری موارد مهم رو در نظر نمی گیرید. یادتون باشه که مدل شوخی و اصلا خود شوخی کردن، باید با توجه با یه سری نکات اساسی باشه که اگر رعایت نشه، دقیقا منجر به این مشکلاتی میشه که شما باهاش درگیر هستید.
      من یک فایل آموزشی خیلی خوب در مورد شوخی کردن دارم، پیشنهاد می کنم حتما اونو ببینید.این ویدئو رو در اینستاگرام آپلود کردم. اما به زودی اونو تبدیل به یک مطلب آموزشی در سایت می کنم. فعلا شما میتوانید با کلیک روی عبارت زیر اونو در اینستاگرام ما ببینید :
      نکات خیلی مهم در مورد شوخی

      لایک

  12. با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما بزرگوار
    ببخشید من از بچگی که با همه صحبت میکردم معلم و دانش آموزان و الان استاد و دانشجو ها میگن که من خیلی تند صحبت میکنم و نمیدونم چیکار کنم چون کسی متوجه نمیشود و وقتی صحبت میکنم بین صحبت هام یک چیز هایی رو یادم میره و نمیتونم خوب حرفم رو به طرف مقابل برسانم
    و بعد از ان وقتی استراحت میکنم همه چیز یادم مییاد و میگم چرا این و آن رو نگفتم نمی دونم چرا خیلی هنگام صحبت استرس میگیرم
    به نظر شما چیکار کنم ؟
    با تشکر

    لایک

    1. سلام خدمت جناب آقای افشین عزیز
      پیشنهاد می کنم وقتی تنها هستید یا با کسی هستید از روی یک مجله یا کتاب یا هر نوشته آسانی یک بار بخوانید و صداتونو ضبط کنید. بعد به صدای خودتون گوش کنید. دفعه دوم سعی کنید سرعت خوندن تونو کم کنید و صداتونو ضبط کنید.
      این کار رو انقدر انجام بدید تا به یک سرعت قابل قبولی برسید.
      بعد از این تمرین، هر وقت خواستید در جمع قرار بگیرید و صحبت کنید، آگاهانه سرعت حرف زدن تونو پایین بیارید. یعنی وقتی صحبت می کنید، هدف باید با سرعت کمتر حرف زدن باشه و شما آگاه باشید که دارید چکار می کنید.
      اگر این کار رو زیاد تکرار کنید، یواش یواش یاد میگیرید که آرامتر صحبت کنید و این مدل صحبت کردن تبدیل به عادت میشه و جای عادت قبلی رو می گیره.

      ۱

  13. سلام من وهمسرم بعداز۱۳سال زندگی مشترک که حاصلش۱دختر۹ساله و۱پسر۸ساله و۱پسر۲ساله هست مزاحمتون شدم درمورد اینکه خانمم بعداز۳بارقهرکرده وپدرش برده خانه خودش اینباربایک ترفندکه چندوقتی بود میگفت(بااینکه دخترم گوشواره داشت)برای دخترمان گوشواره طلابخریم.بعداز ۲ماه رفتیم وگوشواره و۲دستبندهم خریدم تااینکه خانمم یابچه هاتلویزیون راآب زدند سوخت وبرای تعمیرش۱۸۰۰پول میخواستند ومن آن گوشواره
    رافروختم تابه تعمیرکاربدهم خانمم بین همه فامیل گفت گوشواره های دخترم راازگوش دخترم کندم وفروختم حالاهم به این بهانه ۲هفته است برادرش آمده وبادخترم بردهد و۲پسرم راگذاشته خونه واقعانمیدانم چکارکنم وحتی جواب تلفن راهم نمیدهد
    درضمن قبل ازرفتن نامه ای نوشته که گشتم وهیچکدام ازطلاها(۸۵گرم) رانیافتم یاپست کن برایم یااینکه شکایت میکنم.

    لایک

    1. سلام خدمت آفا محسن عزیز
      اگر بدون هماهنگی همسرتون گوشواره های دخترتونو فروختید، باید به ایشون حق بدید که ناراحت باشه. البته من فکر می کنم علت اختلاف شما و همسرتون خیلی بیشتر از این اتفاق باشه و این ماجرا فقط صبر ایشونو لبریز کرده.وگرنه احتمالا دلخوری ایشون بابت مسائل دیگه ای هم هست.
      در نهایت اگر همسرتون بابت فروش گوشواره موافقت نکردند، شما میتونستید بهش بگید خب حالا که مخالفی، پس باید یه مدتی صبر کنید تا من هزینه تعمیر تلویزیون رو فراهم کنم و تا اون موقع تلویزیون نداریم.اینجوری ایشون تصمیم میگرفت که تلویزیون نداشتن رو قبول کنه یا فروختن گوشواره هارو.
      پس سعی کنید در کارهای مهم حتما با ایشون مشورت کنید.
      در مورد نامه هم اگر طلاها دست شما نیست پس جای نگرانی نیست. اگرم دست شماست که می تونید برید با همسرتون صحبت کنید، ازش دلجویی کنید، براش توضیح بدید که حتی اگر گوشواره هارو فروختم بازم به خاطر خود بچه ها بوده که تلویزیون داشته باشن.
      اگرم همسرتون قبول نکرد باهاتون صحبت کنه و نتونستید راضیش کنید، حتما به یک مشاوره خانواده مراجعه کنید، کل رابطه و این ماجرا رو براش توضیح بدید و ازش راهنمایی بخواین.
      مشاوره حصوری و بیان جزئیات خیلی خیلی میتونه کمک تون کنه.

      لایک

  14. سلام،مدتی که دانشجو بودم یک دختری که ۱۵سال ازم کوچک تر بود آشنا شدم در ابتدا خیلی خوب و با ادب بود و احترام می گذاشت اما روزهای آخری که فارغ التحصیل شدم و خواستم برم امری صحبت می کرد و توهینی را کرد که چندین ساله تو ذهنم مونده بخاطر همین تمرکز کافی را برا فوق دکتری رو ندارم و یک ترم ام مشروط شدم و شبانه روز در فکرم میاد و آرامش را ازم گرفته فکر کنم یکی از دلایلش اینکه خیلی مودب بود و بعدا که جز شورای دانشگاه سمت گرفت اینطوری شد البته منم تو شورا بودم ولی سمت اون دبیر جلسه بود و بالاتر بود و هی دستور های تاکیدی بدون احترام و با لحن بد میداد آخرشم که با توهین اون ما فارغ التحصیل شدم و به شهرم برگشتم،الان بعد چندین سال شبانه روزی در ذهنمه و بیرون هم نمیره یک بار هم رفتم باهاش صحبت کردم اما گفت شوخی بوده و در مورد دستوری گفتنش گفت که به وظیفه اش عمل کرده است و عذرخواهی نکرد و از اون موقع باهاش قطع رابطه کردم اما با این حال بعد چند سال هنوز تو ذهنمه و بیرون نمیره که چرا اون حرف ها را بهم گفت و زندگی را بر من حرام کرده است.لطفا راهنمایی فرمایید چه کار کنم.با تشکر

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم آینار گرامی
      مسلئه اصلی شما این نیست که چرا اون همچین کاری کرده، بلکه مسئله اینه که شما اون خاطره تلخ رو مدام و مدام تکرار می کنید.
      گرچه اتفاقی که افتاده در اون لحظه ناراحت کننده بوده، اما این ناراحتی به مرور زمان کمرنگ و بی اهمیت میشه ولی شما با یادآوری مدامِ اون خودتونو آزار میدید.
      اول این نکته رو یادآور بشم که در این درگیری اونی که رفتار نابجایی کرده شما نیستید و از طرفی همیشه این امکان وجود نداره که ما بتونیم آدمای اطراف مونو بابت کار اشتباه شون مجازات کنید. البته حتی اگرم این امکان وجود داشته باشه ممکنه پیامدها و هزینه های زیادی برای ما داشته باشه. مثلا اگر کسی در جلوی جمع فحش خیلی زشتی به ما بده، درسته که ما هم می تونیم جوابشو با یک فحش زشت بدیم، اما اینکار چه پیامدی ممکنه داشته باشه؟ قطعا آدمایی که اطراف ما هستند نظرشونو در مورد ما تغییر میدن. پس این واقعیت رو باید بپذیریم که همیشه امکان اینو نداریم که آدمای اطرافمونو بابت کارهای اشتباه شون تنبیه کنیم.
      خیلی از ما وقتی با چنین موقعیتی روبرو میشیم، چون نمی تونیم اون فرد رو مجازات کنیم، به جای پذیرش این واقعیت، خودمونو مجازات می کنیم و رنج می کشیم. دقیقا مثل کاری که شما می کنید.با یادآوری دوباره و سه باره اون ماجرا خودتونو مجازات می کنید.
      یک بار بشینید و با خودتون بگید اون واقعه تلخ بود و من ناراحت شدم. به جای اینکه اونو دائم مرور کنم روی این متمرکز بشم که از اون واقعه چه درس هایی می تونم بگیرم که اگر دوباره با همچین موقعیتی روبرو شدم بدونم چکار کنم.این درس ها رو حتی می تونید بنویسید.
      دوم اینکه هر بار اون خاطره توی ذهن تون اومد، سریع با خودتون بگید من ازش درس گرفتم و عبور کردم. فکر کردن بهش برای من فایده ای نداره. فکر کردن زمانی مفیده که من دنبال درس گرفتن باشم، وگرنه مرور دوباره نفعی برای من نداره. من تلخی اونو یک بار پذیرفتم، درسم رو گرفتم و دیگه لزومی نداره بهش متمرکز بشم.
      بعد آگاهانه تصمیم بگیرید که روی مواردی تمرکز کنید که برای شما مفیده و باعث میشه توی زندگی خوشحال باشید و احساس ارزشمندی کنید. آیا تمرکز روی کارهای فوق دکترا برای شما اهمیت داره، یا یادآوری یک خاطره تلخ که تازه ازش درس هم گرفتید.

      لایک

  15. سلام خدمت شما
    من یک دوست دارم که دختر عمه ی من هست همیشه به من توهین و بد دهنی می‌کنه و منم چون با هم فامیل هستیم از اینکه پاسخ بهش بدم میترسم برای همین هم در چت ها مسدود میکنمش
    مادر او هم در دعوا های ما دخالت می‌کنه و من گاهی متوجه میشم من جای اینکه با دوستم ( دختر عمم) چت کنم دارم با مادرش که عمم باشند چت و دعوا می‌کنم انگار اون موقع دعوا گوشیش رو به مادرش میده و مادرش با من دعوا می‌کنه این موضوع خیلی اذیتم می‌کنه نه تنها من بلکه مادرم رو هم آزار میده در حدی که یک روز حالشون بد شد و من کل اون ماجرای سخت و تلخ رو تقصیر عمم و دخالت هاش میدونم و همین باعث شده از اون عمم تنفر شدیدی پیدا کنم
    ولی کاری که کردم و میخوام در اختیار دوستان قرار بدم تا شاید بدردشون بخوره اینه که:
    آدم نباید زود عصبی بشه و به خودش لتمه احمقانه ترین کار ممکنه اینه که احساساتت رو دست فرد دیگه ای بدی
    من الان اون رو کمرنگ و کوچیک کردم زندگی بهتری دارم
    اگر بازم با من دعوا کنه که همیشه می‌کنه برام مهم نیست فقط باید خودمون رو کنترل کنیم

    لایک

    1. با سلام خدمت سرکار خانم آوین گرامی
      ممنون که نظر ارزشمند و تجربه گرانبهای خودتونو با ما و مخاطبان عزیز سایت درمیون گذاشتید
      درست فرمودید. ما نباید کنترل خودمونو به دست دیگران بسپاریم. گرچه روی رفتار دیگران هیچ کنترلی نداریم، اما روی واکنشی که نسبت به رفتار اونها نشون میدیم کنترل داریم

      لایک

  16. باسلام و خسته نباشید
    می خواستم ازتو راهنمایی بگیر راجب موضوعی که خیلی آزارم میده و چند ساله وقتی یادم میاد خیلی حالم رو بد میکنه میدونم که گذشته ها گذشته ولی من‌ بابت اینکه آبروم یه جورایی توی جمع رفت و دوستم حرفی که من‌ پیشش دردودل کردم رو جلوی غریبه و آشنا گفت و من‌ اون لحظه از خجالت آب شدم و شوکه که نتونستم هیچ واکنشی نشون بدم خیلی دلم میسوزه و آزارم میده حقیقتش این که همونطور که گفتم من‌ یه شب پیامکی با دوستم راجب یه مساله عاطفی و خصوصی با دوستم دردو دل کردم و فکرش رو نمیکردم که گوشی رو بذاره کف دست نامزدش بخونه و چند روز بعد هم توی راه برگشت از دانشگاه که همراه یکی از دوستای دیگه امون بودیم حرفای من‌ رو توی اتوبوس بلند جلوی اون دوستم و جمع حاضر در اتوبوس بگه دیگه نگم بهتون که چقدر خجالت زده شدم و چقدر ناراحت شدم و و اون دوستم که همراهمون بود حالت چهره اش چقدر بد شد و با خشم به‌ من‌ نگاه می‌کرد و جوری شد انگار من‌ یه آدم مزخرف بودم که تمام مدت دورانی که آشنا بودیم من‌ تظاهر به‌ خوب‌ بودن میکردم من‌ کاملا لال شده بود نه می تونستم به‌ اون دوستم بگم بسکن چرا حرفی که من‌ خصوصی بهت گفتم رو توی جمع میگی؟؟ و نمی تونستم توی چشمای اون دوستمون نگاه کنم خلاصه تا اینکه پیاده شدیم رو به‌ دوستم گفتم فلانی چرا اون حرف رو که من‌ بهت خصوصی گفتم رو جلوی جمع گفتی و یه جورایی مودبانه ازش گله کردم من‌ آدم پرخاشگری نبودم و در جواب هم دوستم گفت ببخشید و اینا اون دوستمون که همراهمونه خودش بدتره و اینا منم دیگه دوری کردم از اون دختر و حتی سعی کرد تلفنی رابطه رو همچنان حفظ کنه من‌ دیگه محلش نذاشتم ولی الان با اینکه چند سال میگذره ولی حال بدی دارم با اینکه دیگه هیچوقت نمی بینمشون ولی با این فکر که آبروم رو دوستم توی جمع برده خیلی داغونم میکنه میشه بگید من‌ چطور خودم رو خلاص کنم از این ناراحتی؟؟؟ و بگید چی میشه که یه آدم آنقدر بی رحم بشه که بخواد آنقدر راحت آبرو ببره؟؟؟ در حالی که من‌ بهش بدی نکرده بودم که مستحق این ظلم باشم در ضمن اون دوستمون هم که همراهمون بود یه جورایی دیگه از من‌ دوری کرد و براش یه آدم بی ارزش شدم باید بگم اون زمان من‌ ۲۲ سالم بود و ناپخته و سرم توی درس بود وادمی نبودم که اهل شیطنت باشم و اعتقادی به‌ بدی آدما نداشتم که دقیقا از این بابت ضربه خوردم

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم آلاله گرامی
      متن شما رو با دقت خوندم
      اینکه بابت این اتفاق در اون زمان ناراحت و خجالت زده بشید مسئله کاملا طبیعیه و قطعا دوست شما خیلی خیلی اشتباه کرده که حرف خصوصی شما رو در جمع و یا حتی به یک نفر زده.شما در اون زمان از اینکه دوست تون همچین اشتباهی کرده گله کردید و احساس ناراحتی شدیدی داشتید که خب همه ما وقتی احساس می کنیم آبرومون میره همچین احساسات بدی رو تجربه می کنیم.
      اما اینکه هنوز هم بابت این موضوع انقدر ناراحت میشید و همون احساسات بد رو تجربه می کنید، طبیعی نیست. البته اینکه طبیعی نیست معناش این نیست که مسلئه عجیب و غریبیه، بلکه یعنی نباید اینطور باشه و قاعدتا باید تا الان یا فراموش میشد یا اینکه حداقل احساس تون تا حد زیادی کمتر یا تعدیل میشد.
      شما دائما سعی می کنید اون خاطره و اون اتفاق رو در ذهنتون یادآوری کنید و با یادآوری اون احساساتی که در اون زمان تجریه کردید هم زنده میشن. در علم به این حالت میگن نشخوار ذهنی. یعنی یادآوری مداوم یک خاطره یا فکر مربوط به گذشته.
      اما چکار کنیم که این نشخوار ذهنی اتفاق نیفته یا کمتر بشه.
      اول اینکه شما الان متوجه شدید که نباید حرف های خصوصی تونو به افرادی بزنید که به اونا اعتماد کامل ندارید و همچنین بعد از اینکه با کسی درد و دل کردید تاکید باید بشه که این حرفا بین خودمون بمونه. در واقع از اون واقعه درس گرفتید که این نکته بسیار مهمیه. پس یک اقدام موثر برای عدم تکرار اون واقعه انجام دادید.
      بعد از این افدام، یادآوری دوباره اون خاطره، به شما چیزی اضافه نمی کنه چون شما هر درسی که ممکن بود رو گرفتید. پس یادآوری مداوم اون فقط احساسات بدی که در اون زمان تجربه کردید دوباره زنده می کنه.
      برای توقف نشخوار ذهنی باید دو نکته رو بدونید :
      اول اینکه با خودتون مهربون باشید. همه ما انسان هستیم، دوست داریم با دوستان و عزیزانمون گاهی درد ودل کنیم، حرف های خصوصی مونو بزنیم، گاهی هم در این بین به آدم های اشتباهی این حرفا رو میزنیم. همه ما در طول زندگی مرتکب همچین خطایی میشیم حتی خود من. پس خودتونو سرزنش نکنید که من چرا همچین کاری کردم یا نباید همچین اشتباهی می کردم. بلکه با خودتون مهریان باشید و سعی کنید اون چیزی رو که الان لازم دارید به خودتون بدید. الان شما به مهربانی و درک احتیاج دارید نه سرزنش و سرکوفت.
      دوم اینکه نشخوار فکری هم خودش یک فکره که داره مدام و مدام تکرار میشه. باید آگاهانه جلوی این تکرار رو بگیرید. ذهن ما مثل یک اقیانوس پهناوره که توی اون یه عالمه فکرای مختلف هست. این فکرها مثل کشتی توی این اقیانوس هستن. حالا یک کشتی توی این اقیانوس بزرگ وجود داره که همون فکریه که شما مدام و مدام تکرارش می کنید. الان شما پرژکتور ذهن تون بین اون همه کشتی (آرزوهاتون، نیازهاتون، خواسته ها، اهداف تون و مواردی که برای شما ارزش دارن و مهم هستند و حالتونو خوب می کنن) انداختین روی این یه دونه کشتی. من اصلا نمیگم این کشتی وجود نداره، اما میگم میشه بهش توجه کمتری کرد. پس شما باید آگاهانه موقع نشخوار فکری، اول با خودتون مهربان باشید و خودتونو درک کنید، همانطور که اگر یه دوست با شما مشکلی مشابه با مشکل شما باهاتون مطرح میکرد، به جای اینکه سرزنشش کنید درکش می کردید،و دوم اینکه آگاهانه سعی کنید روی این کشتی تمرکز نکنید.
      هر وقت این فکر اومد، بگید من درسم رو گرفتم و یادآوریش دیگه فایده ای برای من نداره. و سعی کنید آگاهانه به چیز هایی فکر کنید که براتون مفید و ارزشمنده. البته این کار معناش این نیست که به خودتون بگید من نباید به این کشتی توچه کنم و این کشتی رو باید فراموش کنم. بلکه هر وقت این فکر یا خاطره توی ذهن تون اومد، بپیذیرینش و نگید نباید بهش فکر کنم، و با آرامش با خودتون تکرار کنید که من درسم رو گرفتم و فکر کردن بهش برام فایده ای نداره پس رهاش می کنم.

      لایک

  17. با سلام
    پسری هستن که ۶ سال هست خواستگار منن و من اون زمان واقعا قصد ازدواج نداشتم و جواب رد دادم و بعد از ۴ سال بی خبری از ایشون دو سال پیش مجددا اومدن جلو و ساکن ترکیه هستن الان یعنی دو ساله رفتن و من هیچ حسی بهشون ندارم که همین موضوع شاید باعث شده ایشون پرخاشگر بشن یه وقتایی
    تو این دو سال چندین بار بشدت با من بحث کردن و بددهنی به دیگران مثلا به رئیسم میگن گاو اونم به خاطر اینکه چرا من جواب پیامشون رو ندادم و با رئیسم در موردکار صحبت کردم…
    بنظر شما کسی هر چقدرم بهش بی توجهی کنی حق این رو داره که بددهنی و پرخاشگری و توهین کنه؟من اصلا عصبانی نمیشم ولی در برخورد با ایشون کوچکترین حرفشون عصبانیم میکنه چون حضور فیزیکی نداشتن تو زندگی من و واسم غریبن و من هیچ قولی به ایشون ندادم و خودشون هم میدونن من حسی ندارم ولی میگه تو فقط باش هر جور میخوای ولی فقط باش واسه خودمم عذاب اور شده تورو خدا کمکم کنین چیکار کنم؟من دلم نمیخواد کسیرو عذاب بدم یا اصطلاحا تو آب نمک بزارم ولی ایشونم به دلم نیست و فقط چون خیلی ساله حضور داشتن دورادور احترام به احساسشون میزارم و جواب پیاماشون میدم تو همه این سالا فقط دو بار ایشون رو دیدم…
    هفته آینده دارن میان ایران بعد از سال ها و من هیچ ذوقی واسه دیدار ندارم چیکار کنم؟??

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم ساناز گرامی
      این ما کسی رو دوست نداشته باشیم و نخوایم باهاش در ارتباط باشیم جز حقوق فردی ماست و حتی اگر فرد مقابل ناراحتم بشه از اینکه ما دوسش نداریم، باز هم این حق از ما سلب نمیشه.
      از اونجایی که به ایشون هیچ قولی ندادین و ایشون رو مناسب خودتون نمی دونید، چرا بلاکش نمی کنید؟
      چرا راه های ارتباطی ایشونو با خودتون قطع نمی کنید؟
      احترام گذاشتن به احساس ایشون معناش این نیست که حرفا و یپاما و توهین هاشو گوش کنید و باهاش برخورد نکنید. احترام این بوده که حرفاشو و احساس شو گوش کردید، اما بیشتر از این دیگه منفعل رفتار کردن.
      پس پیشنهاد می کنم با ایشون قاطع باشید و ایشونو اگر واقعا بهش علاقه ندارید از زندگی تون بزارید کنار
      اتفاقا عدم برخورد قاطعانه از طرف شما بیشتر شبیه توی آب نمک نگداشتنه. پس قاطعانه ایشونو کنار بگذارید

      لایک

      1. سلام خدمت شما من در یک تصادف دوستم رو از دست دادم که فامیلم بود اون راننده بود و به رحمت خدا را رفت و مقصر خود خدابیامرزش بود با ماشین چپ کردیم بعدش ثابت شد که من پشت فرمون نبودم با استفاده از دوربین مغازه‌که داخل شهر هستش و اینا زیاد طولانی نمیکنم ی سوالی داشتم که شاید زیاد مربوط به مطلب نشه یکی از دوستای فامیلم (پسر داییم) باهاش آشنا ایشون یکمی خودشو حالا گرفته به اصطلاح نمیدونم چشه اون روز بهم پیام داده که کی مقصر گفتم خود خدابیامرزش بعدش یکم با طعنه و اینا حرف میزد تو چت حالا واکنش من چی باشه شما چی پیشنهاد میکنید ؟!!!! وایسم خودش از حرفش پشیمون بشه و ثابت بشه برای اون من همیشه خدا گواه میگیرم اون دیده و خودش شاهده و اینکه حرفم هم درست و دقیق در آمده هر چی گفتم دروغ نبوده و دروغ نگفتم در بابت این تصادفی که رخ داده حالا واکنش رو حاصل کنم در برابر این مسئله

        ۱

        1. سلام به شما دوست عزیز
          از اونجایی که برای خود شما و اعضای درجه یک فامیل اون فردی که در تصادف به رحمت خدا رفته، کاملا مسجل شده که شما مقصر و پشت فرمان نبودید،کافیه.
          اینکه بقیه دوست ندارن باور کنن یا نمی خوان قبول کنن مسئولش ما نیستید. شاید هر چقدر شما توضیح بدید یک عده ای نخوان قبول کنن.
          شما وظیفه داشتید حقیقت رو برای بقیه توضیح بدید که خداروشکر این کارو کردید و برای اونایی که باید مشخص میشده حرف تون ثابت شده.
          حالا عده ای نمی خوان قبول کنن، از دست شما کاری ساخته نیست و اهمیتی هم نداره که این عده چی فکر می کنن.
          مهم حقیقته.
          اگر کسی طعنه زد یا مستقیم گفت شما می تونید بگید حقیقت اینه. دیگه باور کردن یا قبول کردن بقیه از کنترل شما خارجه. پس برای موضوعی که روی اون کنترل ندارید خودتونو ناراحت نکنید.

          ۱

  18. با سلام!
    وقتی کسی منو مسخره می کنه، نمی تونم جوابش بدم بخاطر اینکه اون موقع هیچ کلمه ایی تو ذهنم نمیاد ساکت میشم‌و‌جوابش نمیدم.
    و زمانیکه جوابی دارم نمی تونم به زبون بیارم بازم ساکت میشم.
    خیلی دنبال راه حلش گشتم ولی پیدا نکردم.

    لایک

    1. سلام خدمت علی آقای عزیز
      اگر میخواین حاضر جواب بشین راهکارش خیلی سخت نیست
      فقط کافیه از این بشینید و در یک کاغذ بنویسید که تا حالا شما رو چطوری مسخره کردن و چه حرفایی زدن. بعد فکر کنید که بهترین جوابی که می تونستم بدم چی بوده.اونو هم یادداشت کنید. در ضمن هر جا وقتی دیدید کسی رو دارن مسخره می کنن یا بهش طعنه می زنن، سریع توی دلتون بگید اگه من جای این فرد بود چه جوابی می دادم، سریع اونو هم یادداشت کنید.بعد از مدتی یه عالمه جواب دارید که می تونید موقع مسخره شدن ازشون استفاده کنید. معمولا مسخره کردن ها الگوهای مشابهی دارند. به همین بعدها با انجام کاری که گفتم، ذهن تون آماده تره برای حاضر جوابی.
      اما اینکه جواب هم دارید اما ساکت میشید باید بهم بگید دقیقا چه فکری اون لحظه توی ذهن تون میاد که باعث میشه چیزی نگین تا بیشتر راهنمایی تون کنم.

      لایک

  19. سلام من دختری ۱۷ساله هستم ک با پسری ۲۱ساله آشنا شدم پنج ماه ک باهاشون ارتباط دارم خیلی دوسش دارم ولی گاهی اوقات که دعوامون میشه میگه تو بچه ای حرفهای بچگونه میزنی این حرفش باعث میشه من احساس ضعف و ناتوانی کنم میشه ازتون کمک بخوام؟!
    هم من اونو دوست دارم هم اون منو هیچ جوره نمیتونیم از هم دیگه دل بکنیم
    ولی مشکل اینجاست ک میگه بهم هنوز ب بلوغ فکری نرسیدی
    اگ میشه کمکم کنید

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم مبینای گرامی
      کاش برام چندتا مثال می زدید تا دقیقا بدونم منظور ایشون چه رفتارهایی هست که میگن شما بابت چنین رفتاری یا چنین طرز فکری بلوغ فکری ندارید
      شاید رفتارهای شما دقیقا متناسب با سن شما باشند و ایشون انتظار دارند که شما فراتر از سن خودتون رفتار کنید.
      لطفا وقتی پاسخ رو خوندید چندتا مثال بزنید تا بیشتر بتونم راهنمایی تون کنم

      لایک

  20. سلام
    پدر من مدام همه رو تحقیر میکنند.راجع به هررر چیزی فکر می کنند بیشتر از همه اطلاعات دارند و بقیه کم عقلن…از وقتی من شروع به کار کردن کردم و در کنارش اموزش میبینم تا پیشرفت کنم برای اینده م هررر روز قبل از سر کار رفتن به من میگن تو کارگر مردمی و با این طرز فکری که داری هیچوقت نمیتونی برای خودت شرکت داشته باشی( من دارم تجربه کسب میکنم و کار یاد میگیرم اما ایشون انتظار دارن من بیکار تو خونه بشینم و یدفعه بشم رییس یه شرکت بزرگ )
    یا تو فامیل مثلا تا بحث کار من پیش میاد و همه تشویقم میکنن پدرم جلو همه میگن روزی۱۰۰ تومن حقوق میگیره روزی۱ملیون خرجشه. در صورتی که واقعا اینطور نیست.
    میخواستم ببینم چجور باید برخورد کنم باهاشون که بس کنند این تحقیرکردنشون رو؟ چون گاها شده احساس کنم کم اوردم و شاید واقعا حق با ایشونه و من راهی که دارم میرم اشتباهه

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم پریا گرامی
      با علم به اینکه می دانم پدر برای همه ما عزیز و منبع بزرگ و مهمی برای تایید ماست، اما یک نکته بسیار مهم این وسط وجود دارد.
      معمولا افرادی که فقط انتقاد می کنند ولی راهکاری ارائه نمی دهند، مشخصه که چیزی در چنته ندارند. کسی انتقادش قابل بررسیه که راهکار هم داشته باشه. وگرنه همه ما در زندگی آگاه به این موضوع هستیم که ممکنه راهمون اشتباه باشه و همیشه به راهی که میریم یقین نداریم. اما فعلا در حال حاضر با آگاهی امروز تصورمون اینه که داریم کار درستی انجام میدیم. حالا اگر فردی حتی اگر پدر یا مادر ما باشه، ادعا می کنه ما در اشتباهیم باید راهکار ارائه بده. خودتون به خوبی اشاره کردید، که با خونه نشستن کسی رئیس یه کسب و کار یا شرکت بزرگ نمیشه.
      اجازه بدید یه نکته دیگه هم بگم. معمولا والدین خیلی دوست دارند بچه ها کاری رو انجام بدن که اونا خودشون نتونستن در جوانی انجامش بدن. در اصطلاح زندگی نزیسته خودشون رو بچه ها زندگی کنن. در حالیکه بچه ها شاید نخوان آروزهای شما رو زندگی کنن، چون خودشون آروزهای متفاوتی دارند و اونا براشون ارزشمند و مایه خوشحالیه.
      هر وقت پدرتون انتقاد کرد، ازش بپرسین بابا جان، به نظر شما من باید چکار کنم؟ فکر می کنی من چه کاری باید انجام بدم که موفق بشم یا اون چیزی بشم که شما میگید؟
      ازش راهکار بخواین، اگر راهکاری دادن، که خب شاید ارزش امتحان کردن داشته باشه، اگر نداشتن که تکلیف روشنه، شما باید مسیر خودتون رو با قدرت باید پیش برید.
      اینبار که توی جمع چنین حرفی زد ، همون توی جمع بپرسین بابا به نظرت چکار کنم که روزی ۱ میلیون درآمدم باشه؟
      راستی بد هم نیست یک بار بشینید باهاش صحبت کنید و ببینید دقیقا چه انتظاراتی از شما داره. اون وقت حداقل می فهمید که آیا انتظاراتش معقول هست یا خیر.

      لایک

  21. با سلام خدمت آقا متین عزیز
    من حدود ۲۰ روز پیش با یک نفر مست در خیابان خلوط در ساعت ۱ شب درگیر شدم و ایشان کلی فحش ناموسی داد و من چون خانواده با من بود قادر به پاسخ گویی آن نبودم و محل را ترک کردم ،الان مرتب او رو میبینم از آونجایی که میترسم باهاش دوباره درگیر شوم و کار خرابتر بشه لطفا راهنمایی کنید چکار کنم ؟ و من هر وقت بهم توهین یا بی ادبی میشه تا مدت ها روم تاثیر میذاره و در واقع من اون توهین رو ب معضلی تبدیل میکنم و خودمو ازار میدم هرچند که میدونم اون توهین واقعیت نبوده تا مدت ها اذیت میشم حتی ب این فکر میکنم که چطور از اون شخص انتقام بگیرم .

    لایک

    1. سلام خدمت آفا رضای گرامی
      این که حال بدی بابت شنیدن توهین شنیدن اونم جلوی خانواده داشته باشید، کاملا قابل درکه و من بهتون حق میدم.
      اما آنچه که شما الان باهاش درگیر هستید خاطره او شب و اتفاقی که افتاده است.در واقع حال بد شما فقط به خاطر توهین شنیدن نیست، بلکه به خاطر مرور دوباره و دوباره اتفاقه اون شبه.
      اون شب شما بهترین کار ممکن رو کردید. در واقع کاری رو انجام دادید که هر فرد خردمندی باید انجامش می داد.
      اولین اینکه اون فرد مست بوده و در حالت عادی نبوده،یه جورایی مثل فرد دیوانه میمونه که از حال خودش و فضای ذهنش غافله. پس نمی تونیم بگیم با نیت و قصد قبلی و از روی عمد داشته اینکار رو میکرده. البته مست بودن دلیل بر این نیست که هر کسی هر کاری دلش خواست انجام بده، اما ما الان داریم در مورد نحوه مواجهه شما با اتفاقی صحبت می کنیم که پیش آمده و کاری به این نداریم که مسئولیت اون فرد چی بوده.
      مورد بعدی اینکه، فحش شنیدن به ما احساس حقارت میده، چون فکر می کنیم اگر فحش بشنویم باید حتما یه کاری انجام بدیم وگرنه بقیه فکر می کنن اون فحش ها درسته یا اینکه فکر می کنن ما ترسیدیم که در مقابل شنیدن فحش، طرف رو لت و پار نکردیم. در حالیکه فحش به خاطر مسائل فرهنگی و نوع مقابله ای که ما در مواجهه با فحش شنیدن یاد گرفتیم انقدر بده، وگرنه اگر اون ادم به شما میگفت ای مرد بزرگ، ای فرد خوش تیپ، ای بزرگه بزرگان، اونوقت شما انقدر تحت تاثیر قرار می گرفتید؟؟ یا با خودتون می گفتید که :
      طرف مسته داره چرت و پرت میگه.
      حالا در برابر فحش ها هم چنین موضعی بگیرید.
      اگر براتون امکان داره برید پیشش و بگید که چند شب پیش در حالت مستی چنین کاری کردی، اگر دوباره تکرار بشه حتما با پلیس در میون میزارم. اگه میخوای مست کنی به من ربطی نداره ولی حق نداری راه بیفتی توی خیابون به خانواده مردم بد و بیراه بگی.
      اگر فکر می کنید هزینه چنین برخوردی ممکنه زیاد باشه و ایشون فرد نرمالی نیست، پس ترجیحا کاری نکنید و دفعه که کارشو تکرار کرد مستقیما با پلیس تماس بگیرید. پیشنهاد می کنم خودش متوجه نشه که کی با پلیس تماس گرفته.
      اما در مورد مرور خاطره اون شب :
      کاری که شما دارید انجام میدید و خاطره اون شب رو دائم مرور می کنید ما در روانشناسی بهش میگیم نشخوار فکری. نشخوار فکری یکی از عوامل ایجاد احساس بد و حتی احساس حقارته. خاطره شب گرچه تلخه، ولی دلیلی نداره دائم بهش فکر کنید. هر وقت اومد توی ذهن تون، باهاش نجنگید، نگید نباید بهش فکر کنم، بلکه بپذیرین چنین فکر در ذهن شما هست و آگاهانه سعی کنید به مسائل مهمتر زندگی که براتون ارزشمند و مهمن فکر کنید.
      یادتون نره شما از قبل تصمیم گرفتید که دفعه یعدی هنگام مواجهه با چنین رویدادی چه کاری باید انجام بدید. و دیگه لازم نیست دائم خاطره اون شب رو مرور کنید. چون مرور اون هیچ نکته مثبتی و مفیدی به زندگی شما اضافه نمی کنه.

      لایک

    1. با سلام یه آقای به من در برابر پول پیشنهاد بی شرمانه ای داده و من خیلی از این موضوع ناراحتم و روی روح و روان خواب من تا ثیر گذاشته واحساس حقارت میکنم لطفا به من کمک کنید

      لایک

      1. سلام خدمت شما دوست عزیز
        حال بد شما رو درک می کنم و حق دارید که از این موضوع ناراحت باشید
        اما احساس حقارت چرا؟ آیا شما کار اشتباهی کردید؟ آیا کاری انجام دادید که باعث شده ایشون همچین جسارتی کنه؟
        اگر نه، پس اونی که باید احساس حقارت کنه ایشونه نه شما.
        ولی یک نکته مهم رو در نظر بگیرید. ما در دنیایی زندگی می کنیم که پر از رویدادها و حوادث مختلفه که اتفاق افتادنشون در کنترل نیست. یعنی نمی توانیم کاری بکینم که اصلا اتفاق نیفتند.
        مثلا من نمی توانم جلوی کسی را بگیرم که در سایت نظر توهین آمیز برای من ننویسد یا اینکه وقتی منو دید بهم بی احترامی نکنه. اما می توانم در قبال این رفتار، واکنشم را خودم انتخاب کنم.
        اینکه کسی به من توهین می کند مسئولش من نیستم، اما مسئول واکنشم در قبال این رفتار او هستم.
        البته من شما را درک می کنم که ناراحت باشید، هیچکس توهین و بی احترامی را دوست ندارد. اما اینکه فردی در قبال پول به شما پیشنهاد بی شرمانه ای داده است، دلیلی بر بد بودن یا حقیر بودن شما نیست. ما مسئول رفتار دیگران نیستیم و آنچه که دیگران انجام می دهند و رفتار می کنند نماینده درونیات آنهاست نه واقعیت زندگی ما.

        لایک

  22. من ۱۲ سالمه و مشکلم اینکه بقیه فکر میکنن من یک بچه ۲ ساله ام و همش بهم میگن این کارو نکن اون کارو نکن من واقعا نمیدونم چی کار کنم که فکر کنن من دیگه بزرگ شدم مثلا من بچه که بودم وقتی لباس هارو پهن میکردم صاف پهن نمیکردم و مرتب نبودن و باعث میشد لباس ها چروک بشه و اتو کردن سخت بشه اما مامانم هنوز که هنوزه به من میگه لباس هارو صاف پهن کن در صورتی که من لباس هارو کاملا صاف پهن میکنم جوری که مثل لباس اتو کشیده هست .
    یا حتی در جمع فامیل که من واقعا رو این موضوع حساسم که ابروم نره باز هم مامان و بابام جوری رفتار میکنن کهانگار ما بچه ایم مثلا موقع سرف غذا میخان ظرف غذا رو ببرم میگن نه این سنگینه یک بزرگ تر میاد میبره در صورتی که برای من مثل اب خوردن بردن اون ظرف من باید چی کار کنم که ادم بزرگی باشم

    لایک

    1. سلام صاینا خانم عزیز
      چه کار خوبی کردی که مشکل خودتو با ما در میون گذاشتی.بابت این موضوع من بهت افتخار می کنم
      پدر و مادرها فکر می کنند باید همیشه حواس شون به بچه هاشون باشه و بهشون بگن چه کاری درسته و چه کاری غلطه. اگر مادرت الان بهت میگه لباس ها صاف پهن کن، معناش این نیست که تو بلد نیستی لباس پهن کنی، بلکه می خواد بهت یادآوری کنه که یه وقت یادت نره. وگرنه مطمئنا لباس پهن کردن واسه تو خیلی آسونه.
      هنوز پدر و مادرت نگران هستند که ممکنه تو نتونی ظرف غذا رو ببری، اما من به حرف تو اطیمنان دارم که میتونی. ولی برای اینکه پدر و مادرت هم به این اطمینان برسند، باید یکم بزرگتر بشی.
      اصلا نگران نباش، با گذر زمان اوضاع بهتر میشه. فقط یادت باشه که تو خودت به خودت اطمینان داری و این خیلی عالیه.

      لایک

    2. سلام، همسرم بمن خیانت کرد و متاسفانه این موضوع توسط خودمان در فامیل و آشنایان پخش شد…
      اوایل تصمیم به طلاق گرفتیم اما در حال حاضر بازهم میخواهیم مشاوره برویم،جهت بهبود رابطه یا جدایی.
      مشکل دردآوری که فعلا دارم این هست که نمیدونم در مقابل اطرافیانم که منو بخاطر قضیه خیانت همسرم تحقیر و تمسخر میکنند چه رفتاری کنم؟!میشه کمکم کنین؟
      مثلا صحبتی که درمورد شوهرداری یا خیانت باشه بمن میگن توبرو شوهر خودتو جمع کن،یا ،اینم مثل شوهر تو هرزه س(حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم)??

      توصیه شما چیست؟چه جوابی بدم که دهنارو ببندم؟
      شاید بازم بخاطر بچه مون تونستم ببخشمش.

      ممنون میشم راهنماییم کنین،خیلی ضروریه.

      لایک

  23. سلام وقت بخیر
    خانوادم همش باکنایه بهم میگن بایدشوهرکنم ولی توجمع همش میگن دخترمون تاج سرمونه ونمیخواییم به این زودی ازدواج کنه ومسئولیت زندگی قبول کنه
    ولی هرموقع خواستگار ردمیکنم تا یک هفته میشم آدم بده خونمون وباهام تندرفتاری میشه و مادرمم ازهرکسی که بتونه نظرموعوض کنه استفاده میکنه واسه نصیحت من.
    گاهی به ازدواج اجباری واسه رهایی از خونمون فکرمیکنم
    میشه راهنماییم کنید؟قلبم داره میشکنه از خانوادم

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم سپیده بزرگوار
      متاسفانه یه فرهنگ غلط در کشور ما وجود داره و اونم اینکه که دختر یا پسر مخصوصا خانما تحت شرایطی باید ازدواج کنن و تاهل تنها راه خوشبخت شدنه. البته ازدواج اصلا چیز بدی نیست و اگر انتخاب ما صحیح باشه و مهارت های زندگی زناشویی را بلد باشیم،می تونه واقعا یکی از پایه های خوشبختی هر انسانی رو تشکیل بده.
      اولین نکته ای که وجود داره اینه که شما کاملا آگاه هستید که خانواده شما اصرار به ازدواج شما داره و با این اصرار احتمالا تصور می کنند که دارند به شما خوبی می کنن و شمارو از این اشتباه که مجرد بمونید در بیارن. پیشنهاد می کنم باهاشون صحبت کنید که چرا انقدر اصرار دارند شما ازدواج کنید یا چرا وقتی فردی رو که مناسب نمی دونید رد می کنید، انقدر دلخور میشن. بهشون بگید هزینه های یک ازدواج ناموفق خیلی خیلی بیشتر از ازدواج نکردنه. پس اجازه بدید خودم در یک موقعیت مناسب و یک فرد مناسب رو انتخاب می کنم.
      نکته بعدی اینکه آیا شما واقعا قصد ازدواج دارید؟ اگر دارید اینو با خانواده در میون بزارید که خیالشون از این بابت راحت بشه.
      نکته آخر اینکه یک ازدواج اجباری هیچوقت گزینه مناسبی برای دوری از خانواده و فرار از زندگی با اونها نیست. شما باید بتونید که مشکلات تون رو با خانواده خودتون حل یا مدیریت کنید. اگر نتونید همین مشکلات رو به زندگی متاهلی با خودتون می برید.
      پیشنهاد می کنم کلا گزینه ی ازدواج اجباری، از دایره انتخاب تون حذف کنید.

      لایک

      1. ممنونم ازتون که پاسخ دادید
        صحبت باخانوادم فرقی به حالم نکرد
        یباربرای همیشه هزینه ازدواجمو میدن ودیگه خرجم بعهده خانوادم نیست(این باورشونه)
        توجمع عزیزشونم وهمه منو مواخذه میکنن که چقدرلوسم ومیخوام پیش خانوادم بمونم ولی تو جمع خانوادم بهم میگن شوهرکن برو دیگه بسته هرچقدر موندی
        چیکارکنم انقدر دورو نباشن باهام؟?

        لایک

        1. خواهش می کنم
          یک بار بهشون هشدار بدید که اگر دفعه بعد توی جمع کاری که بکنن که تو تنهایی انجامش نمیدن، من تو جمع به همه میگم که چرا تو تنهایی یه حرف دیگه میزنین
          اگرم به هشدارتون تون توجه نکردن و دوباره اینکار رو انجام دادن، پیشنهاد می کنم توی جمع به بقیه بگید که توی تنهایی تون یه چیز دیگه میگن
          شاید این کار مانع بشه که حداقل به قول شما دورو نباشن.

          لایک

  24. من دوستان زیادی دارم با رفتار و گفتار غیر درست گفتاری ولی ایشان نه دوست من بودند داشتند بازار یابی می کردند.
    من در شرکت بیمه کار کردم خوب شرکت ما ان زمان ۱۰۰۰ نماینده داشت خوب بعضی از شرکت ها یا افراد غیر حقوقی شکایت داشتند از نمایند شرکت ما خوب همکاران من تحقیق می کردند اگر درست بود ما ان نماینده را با قرار دادی که داشت قطع می کردیم.
    دوست با بازاریابی قابل قیاس نیست.
    دیکته من همیشه زیر ۱۰ بود و هم انشاء

    لایک

    1. سلام خدمت جناب آقای بهرام عزیز
      خیلی ممنونم که برای ما نظر گذاشتید ولی من خیلی متوجه پیام تون نشدم
      اگر تمایل دارید می توانید به اکانت ما در شبکه های اجتماعی واتس اپ یا تلگرام با شماره ۰۹۱۹۸۰۴۰۴۰۱ پیام بدید تا راهنمایی تون کنیم

      لایک

  25. سلام من امسال دانش آموز کنکوری هستم و بسیار پریشان و مضطربم و یک آینده ی سیاه و خاکستری بدون هیچ موفقیتی برای خودم متصورم ضمنا باید بگم که من همیشه دانش آموز تاپی بودم و از پایه علمی خوبی هم بر خوردارم معلم ها و مشاورم به من اعتماد دارن اما من نمیتونم به خودم این اطمینان رو بدم که همه چیز خوب پیش خواهد رفت لطفا به من کمک کنید تا از شر این یاس و اضطراب خلاص بشم و باید بگم که من خیلی آدم سختی هستم به طوری که تا خودم به نتیجه ای نرسم به نظر و عقیده ای کسی اهمیت نمیدم لطفا من رو جوری راهنمایی کنید که متاثرم کنه چون این اضطراب علاوه بر اینکه من رو ناراحت و عصبی میکنه باعث میشه که از صد در صد تایمم استفاده درست رو نبرم?

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم ثمین گرامی
      مهمترین نکته ای که باید بهش توجه ویژه داشته باشید اینه که بعضی از واقعیتها اجتناب ناپذیرند. کاملا واضح است که باید برای رسیدن به هر خواسته ای سخت تلاش کرد اما اینکه انتظار داشته باشیم همه چیز خوب پیش برود انتظاری غیرواقع بینانه است. دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم پر از چالش و ابهام و اتفاقات غیرمترقبه است که نمی توان از قبل کاری کرد که اتفاق نیفتند، اما قسمت خوب ماجرا اینجاست که می توان برای رویارویی با آنها آمادگی کسب کرد. آمادگی همان تلاش کردن و از قبل برنامه داشتن برای رویارویی با این چالش هاست. پس به جای اینکه نگران باشید که آیا همه چیز عالی پیش می رود یا نه، فکر کنید ببینید که چه اتفاق هایی ممکن است در حین مسیر بیفتد و برای آنها آماده باشید و از قبل فکر کنید.
      اما نکته دوم که گفتید من به خودم اونجور که باید اطمینان ندارم. همه انسان های دنیا وقتی می خواهند کاری جدید، مهم و بزرگ انجام دهند، اول کار به خودشان خیلی اطمینان ندارند. مقداری از این بی اعتمادی، طبیعی است. چون همانطور که گفتم کار مهم و بزرگی است. پس تصور نکنید که برای اینکه موفق شوید باید به خود اطیمنان ۱۰۰ درصدی داشته باشید. بلکه کافیست یک اطیمنان نسبی داشته باشید و در ادامه با تلاش در مسیر رسیدن به خواسته که برای شما همان کنکور است، کم کم به اطمینان بیشتری دست پیدا می کنید. پس نگران نباشید و با قدرت شروع کنید و ادامه دهید.
      در مورد اضطراب هم باید بگم که ما هیچوقت نمی توانیم به جایی برسیم که اضطراب و استرس رو تجربه نکنیم و اصلا نیاز نیست به آنجا برسیم و همیشه قدری استرس مفیده. چون باعث میشه ما بلند شیم و به سمت خواسته مون حرکت کنیم و برای رسیدن بهش کاری موثر انجام بدیم. اما اگر استرس انقدر زیاد باشه که ما رو فلج کنه،اونوقت این خوب نیست. وقتی استرس دارید، باید به این نکته توجه کنید که شما می توانید با استرس هم کارتونو انجام بدید. به این شکل که اول به خودتان بگویید من استرس دارم، اما با وجود استرسم کاری که می دانم باید انجام دهم را انجام می دهم. صرف اینکه استرس داریم، معناش این نیست که کاری نکنیم چون استرس داریم. بلکه با پذیرش استرس، دست به اقدام می زنیم. عده ای تصور می کنند که باید صبر کنند استرس کاملا از بین برود بعد شروع کنند، اما نیازی نیست، با وجود استرس هم می توان شروع کرد و به پیش رفت. مگر اینکه استرس فلج کننده باشد که مورد شما اینطور نیست.
      در مورد نکته آخر که گفتید من جوری صحبت کنم که شما متاثر شوید، واقعیتش تاثیرپذیری شما به صحبت های من خیلی ارتباط نداره، من سعی کردم پاسخ علمی به سوالات شما بدهم. این شما هستید که باید انتخاب کنید که آیا می خواهید این پاسخ ها را بپدیرید یا به دنبال بهانه ای می گردید که آنها را رد کنید.
      مراقب باشید و یادتون باشه که مسئولیت اعمال ما با خود ماست. اینکه شما تلاش کنید یا نکنید، اینکه مثل الان برای رفع مشکل تون سوال بپرسید و مشورت کنید یا مثل عده ای بهانه بیاورید تا از زیر بار تلاش کردن فرار کنید، مسئولیتش با شماست.
      براتون آروزی موفقیت می کنم و پیشنهاد می کنم در کنار درس خوندن حتما در دوره رایگان عزت نفس و اعتماد به نفس ما شرکت کنید. این دوره نگرش شما رو تغییر میده و مطمئنم که خیلی کمک تون می کنه در این مسیر عزم بیشتری داشته باشید.
      برای شرکت در این دوره رایگان روی عبارت زیر کلیک کنید :
      دوره رایگان اعتماد به نفس و عزت نفس

      لایک

  26. سلام من می خوام ازتلگرام با شما در ارتباط باشم ولی اصلا موفق نمیشم لطفا راهنمایی کنید چطور میتونم با شما در ارتباط یاشم

    ۱

    1. سلام خدمت سرکار خانم همای بزرگوار
      کافیه که به اکانت ما در تلگرام به شماره ۰۹۱۹۸۰۴۰۴۰۱ پیام بدید
      ۵ شنبه ها روزهای پرسش و پاسخ شخصی است. پاسخ میدم.

      ۱

  27. با سلام و عرض ادب
    من ادلیاارشا هستم من با وجودیکه از صحبت در جمع نمی ترسم ولی موقع های که در جمع صحبت میکنم یک انرژی سینه ام را می فشاردومانع میشود تا نتوانم درست نفس برگیرم و باعث میشود تایک نوع لرزش درصدایم پیدا شود.‌چگونه میتوانم این انرژی را ازخود دور کنم؟
    ممنون میشوم اگرراهنمای کنید

    لایک

    1. سلام خدمت دوست عزیز ادلیا ارشا گرامی
      اون انرژی که شما می فرمائید همون استرس یا اضطرابه که باعث میشه شما نفس تنگه بگیرید و صداتون بلرزه.
      پیشنهاد می کنم مقاله ما در مورد راه های کنترل استرس رو مطالعه کنید : راه های کنترل استرس
      البته ناگفته نماند که راه کنترل استرس در سخنرانی یا صحبت کردن، تمرین کردن است. هر چه بر محتوایی که می خواهیم در مورد آن صحبت کنیم، مسلط تر باشیم و قبل از آن چند بار تمرین کرده باشیم استرس کمتر خواهد بود، اما صفر نمی شود. ولی به مرور زمان کمتر و کمتر میشود.

      لایک

  28. سلام آقای متین روزتون بخیر من هر وقت بهم توهین یا بی ادبی میشه تا مدت ها روم تاثیر میذاره و در واقع من اون توهین رو ب معضلی تبدیل میکنم و خودمو ازار میدم هرچند که میدونم اون توهین واقعیت نبوده تا مدت ها اذیت میشم حتی ب این فکر میکنم که چطور از اون شخص انتقام بگیرم هیچ وقت اینکارو نمیکنم اما خشم درونم ب راحتی اروم نمیگیره

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم هدیه بزرگوار
      شما درگیر مشکلی به نام نشخوار فکری هستید. نشخوار فکری یادآوری مجدد و تکرار خاطره یا واقعه یا فکری است که در گذشته اتفاق افتاده و مدام ما آن را تکرار می کنیم.
      وقتی به ما توهین میشه، ما حق داریم که ناراحت بشیم، بالاخره همه ما انسان هستیم و هیچ انسانی از اینکه بهش بی احترامی بشه خوشحال نمیشه.
      اما اینکه اون بی احترامی چه تاثیری روی ما میزاره و ما چه واکنشی نسبت به اون نشان می دهیم، کاملا دست خود ماست.
      مشکل اصلی شما تمرکز بیش از حد روی واقعه ای است که در گذشته اتفاق افتاده، وگرنه خود واقعه گرچه تلخ بوده، اما تمرکز شما روی اون و تکرارش دوباره و دوباره اون، تبدیلش می کنه به یک تخلی دائمی و بی پایان.
      ذهن ما مثل یک اقیانوس میمونه و تمام افکاری که در ذهن ما هست مثل یک کشتی. ما روزانه هزاران فکر یا کشتی در این اقیانوس داریم. افکار کارآمد و خوشایند و همچنین افکار ناکارآمد و ناخوشایند. هر فکر گفتیم مثل یک کشتی هست، و این فکر شما که چرا بهم توهین شد و یادآوری مدام آن فقط یک کشتی است. اما شما انتخاب کردید که دائم پرژکتور ذهن تان فقط روی همین یه دونه کشتی باشه. در حالیکه در این اقیانوس یه عالمه فکر دیگه هم هست،
      آروزها، هدف ها، ارزشها، خواسته هایی که داریم، خاطراتی که دوست شون داریم و هزاران فکر کارآمد دیگه. ما به جای تمرکز روی اون یه دونه کشتی، باید سعی کنیم تمرکز مون رو بزاریم روی سایر کشتی ها. البته منظور اصلا این تیست که اون کشتی وجود نداره. بلکه باید بپذیریم وجود داره و من از بابت آن ناراحت هستم، اما آگاهانه انتخاب می کنم که روی اون یه دونه کشتی تمرکز نکنم بلکه روی کشتی ها یا فکرهایی تمرکز کنم که به من کمک می کنند در جهت خواسته ها و ارزش ها زندگی که می دونم منو خوشحال می کنن، حرکت کنم و قدم بردارم.

      ۱

  29. باسلام و سپاس از مقاله ی مفیدتون و این که پاسخ سوالات افراد را می‌گذارید . خیلی کمک کننده است .

    دختر من بسیار باهوش و زیباست و اعتماد به نفس بالایی داشت اما از وقتی ازدواج کرده مرتب توسط شوهرش تخریب شخصیتی میشود و بدلیل این که یعداز فارغ التحصیلی اش در خارج از کشور نتوانست کار پیدا کند خیلی افسرده و ناراحت است با شیوع کرونا اوضاع بدتر شده و این رفتار شوهرش نیز آسیب زننده تر شده است . نمیدونم چطور میتونم کمکش کنم که بیشتر از این روح و روانش آسیب نبیند . هردو بیکار هستند و شوهرش دانشگاه میرود و اصلا باهوش نیست ولی پشتکار خوبی دارد.
    ممنون میشوم راهنمایی کنید .
    سپاسگزارم

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم توشین بزرگوار
      بهترین راهکاری که میتونم خدمت تون بگم اینه که دخترتون به یک مشاور مراجعه کنن. البته اینطور تصور نکنید که منظورم اینه که ایشون مقصر هستند، تخریب کردن شخصیت دیگران اصلا کار درستی نیست و نباید همسر ایشون اینکارو انجام بدن. اما چون دختر شما به خاطر عدم موفقیت و بیکاری احساس آسیب دیدگی می کنه و ممکنه دچار افسردگی شده باشه بهتر که با یه مشاور به صورت حضوری مسائلشو حل کنه.
      من به هیچ وجه کار همسرشو تایید نمی کنم اما مردها وقتی بیکار میشن، بداخلاق و بهانه گیر میشن. اگر دخترتون سعی کنه تا جایی که امکان داره از ایشون حمایت عاطفی کنه و بیشتر ایشونو درک کنه، کمتر تنش ایجاد میشه. در شرایط حال حاضر به نظرم بهترین کار اینه که دختر شما با ایشون صحبت کنه و بگه بیا با درک متقابل و حمایت از همدیگه از این بحران عبور کنیم. همسرش باید بفهمه که از طرف خانومش درک و حمایت میشه.
      در کل مراجعه به یک مشاور می تونه هم به مدیریت مشکلات فردی و هم زناشویی دخترنون کمک کنه.

      لایک

  30. سلام ممنون میشم راهنماییم کنید
    من سر یکسری از قضایا وسواس فکری افتضاحی پیدا کردم روی این مسئله که بهم توهین بشه چیکار باید بکنم
    با پدرم این موضوع رو در میون گذاشتم و بهم پیشنهاد کردن که ترک مخاصمه کنم و رها کنم و بی جواب بذارم
    ولی از طرف دیگه ام احساس می کنم این بی جواب گذاشتن درست نیست
    منظور من صرفا توهین از سمته یه ادم غریبه هستش و نه آشنا چون تو جواب دادن به آشنا مشکلی ندارم ولی تو جامعه وقتی کسی توهین میکنه بهم حالا تو هر شرایط و تو هر زمینه ای واقعا دست و پامو گم می کنم
    من بالاخره چجوری رفتار باید بکنم ؟ بی جواب بذارم یا جواب بی احترامی رو با بی احترامی بدم
    خیلی ممنون میشم کمکم کنید این مسئله زیادی داره اذیتم می کنه

    لایک

    1. سلام به جناب آقای عرفان عزیز
      اینکه باید جواب توهین یک نفر رو بدیم یا نه به عوامل زیادی بستگی داره
      ولی اونطور که من فهمیدم منظور شما بیشتر افراد غزیبه هستش. اعتقاد بنده این هست که نباید جواب توهین، توهین باشه. چون اینکار هیچ کمکی به ما و فرد مقابل نمی کنه و فقط اوضاع رو بدتر می کنه. اما با پاسخگویی مخالف نیستم. نباید جواب توهین همه رو با سکوت داد. گرچه گاهی سکوت هم لازمه.
      همه چیز بستگی به هزینه پاسخگویی ما داره. مثلا فردی به ما توهین می کنه و می بینیم که هزینه پاسخگویی به این فرد ممکنه خیلی بالا باشه. فرض کنید با فردی لااوبالی و چاقو بدست، به شما توهین کنه، طبیعتا پاسخ دادن با توهین به این فرد ممکنه هزینه زیادی داشته باشه. شاید اینجا بهتر باشه در لحظه کاری نکنیم اما بعدها به صورت قانونی از این فرد شکایت کنیم. پاسخ متقابل در لحظه می تونه نباشه و بعدا به شکل های دیگری این کار رو انجام داد.
      اما گاهی شما حاضر به تحمل پیامدهای پاسخگویی به توهین یک فرد هستید. اون موقع اگر چواب اونو ندید بعدها به این وسواس دچار میشید که چرا چوابشو ندادم.
      پس همه چیز بستگی به این داره که شما آیا پیامدهای حاصل از پاسخ دادن به یک فرد توهین کننده رو حاضر هستید بپذیرید کنید یا نه.
      نکته مهم دیگری که وچود داره اینه که همیشه قرار نیست ما موفق بشیم پاسخ یک فرد رو به حالتی دندان شکن بدیم که حسابی دلمون خنک بشه و بعدها این فکر توی سرمون نیاد که چرا جوابشو اینجوری و اونجوری ندادیم. معمولا جواب هایی که بعدا به ذهنمون میرسه بهتر و مناسب تر هستند چون از لحاظ احساسی در حالت آرام تری هستیم. پس به خاطر این فضیه خودتونو سرزنش نکنید چون همه آدمها مثل شما این ناراحتی رو بعد از رویداد دارن که چرا جوابشو با این حرف و با این حرکت ندادم.

      لایک

      1. سلام خدمت جناب امیررضا عزیز
        نکته ای که در برابر افراد بد دهن باید بهش دقت کنید اینه که نباید کاری انجام بدید که بد دهنی اونا تقویت بشه. مثلا وقتی برادر شما به شما فحش میده، نباید از کنار این کارش بی تفاوت عبور کنید. هرزمان که فحش داد نباید چیزی که می خواد رو بهش بدید یا کاری که میخواد براش انجام بدید. بلکه برعکس، باید از چیزی که می خواد محرومش کنید. کاری که می خواد رو انجام ندید. اون نباید به این باور برسه که من هر وقت فحش میدم به مقصود و خواسته ام میرسم.

        لایک

  31. سلام
    وقتی که خیلی بچه بودم (چهارم ابتدایی) قرار بود بریم خونه عمم که بچهاش هم سن من و داداشم بودن خیلی خوشحال بودم، وبسیار عجله داشتم
    پدرو مادرم از شانس بد من رفتن تو اتاقشون درو قفل کردن، خیلی طول کشید نیومدن بیرون، خواهر بزرگم بهم گفت نگاه زیر در کن ببینم خوابن یا…
    منم خم شدم و نگاه کردم، دیدم پدرم روی مادرم خوابیده، رفتم قضیه رو برای دختر عمم گفتم و اون گفت بیا ماهم، همون کار کنیم وبه مدت زمان شلوارمونم در میاوردیم دست کاری میکردیم، وقتی که بزرگتر شدیم خجالت میکشیدیم اینکارو کنیم ولی واسه من عادت شده بود و با عروسکام همون کار و میکردم، یه روز یه حس عجیب پیدا کردم عروسکم خیلی نرم بود فشار دادم، یهو اونجام به تلب تلوپ افتاد، و حالا بعداز هر پریودیم ۵الی ۶بار اونکار و تجربه میکنم و الان ۱۹سال سن دارم کلی خواستگار خب برام میاد میترسم بهسون جواب بدم، چون یه روز که خودمو ارضا کردم رفتم دستشویی حس کردم جیشم قرمز رنگ البته کاملا م مطمعا نیستم چون خیلی کمرنگ بود
    لطفا کمکم کنید.،
    و لطفا از من نخواه که برم خودمو معاینه کنم چون مامانم نمیزاره تنها جایی برم
    ???????????

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم آتوسای گرامی
      این موردی که می فرمائید انقدر مهم هست که بالاخره بتونید حتی دور از چشم مادر فرصتی مهیا کنید و به پزشک زنان مراجعه کنید.
      اما چون این موردی که فرمودید که در تخصص بنده نیست پس پیشنهاد می کنم که در اینستاگرام به این آیدی پیام بدید و سوال تونو از ایشون بپرسید. ایشون خودشون سک س تراپیست هستند و می تونن راهنمایی کنند. سرکارخانم سمانه ویسی
      آیدی اییشون : samaneh.veisi@

      لایک

    2. سلام من مدتی پیش با یکی از دوستانم دعوام شد و به او فحش ناموس دادم اونم جوابمو و رفت به بقیه دوستانش که همکلاسیهای من هستن گفت حالا اونا اومدن فحش های رکیکی بهم دادن.منم جوابشونو ندادم البته مقصر دوست من بود و من بی دلیل بهش فحش ندادم.الان تقریبا همه غیر از خونوادم با من دشمن هستن میخاستم ببینم چه کاریو باید انجام بدم؟

      لایک

      1. سلام خدمت محمد آقای عزیز
        یه جا گفتید من الکی به دوستم فحش ندادم تقصیر خودش بود. حتی اگر دوست شما اشتباهی هم کرده باشه شما نباید بهش فحش می دادید، اونم چه فحشی، فحش ناموس.
        دوستان شما هم اشتباه کردن که اومدن به شما فحش های زشت دادند. هیچوقت فحش دادن کار درستی نیست حتی اگر به ما فحش بدن ما نباید در جواب چنین کاری بکنیم.
        دوستان شما الان به شما بدبین شدن و از اینکه فحش ناموسی دادین دلخورن. دو راه وجود داره. یا اینکه برید باهاشون صحبت کنید که بگین من نباید فحش ناموس می دادم و کلا این کار درست نیست.
        یا اینکه کاری نکنید و از هر گونه درگیری و تنش با دوستان تون اجتناب کنید تا با گذر زمان کم کم این مسئله کمرنگ بشه و قائله ختم بشه.

        لایک

  32. سلام
    من پدرشوهری دارم که بارها وبارهادرموقعیت های مختلف به من توهین کرده هیچ وقت نمی تونم جوابشو بدم وسکوت میکنم همیشه مراعات بزرگتر بودنشومیکنم ونمی خوام بی ادبی کنم یا باعث ناراحتی همسرم بشم اما این توهین ها ازدرون منو آزار میده آخرین بار هم متاسفانه شغل وحرفه ی منو زیر سؤال برد که خیلی برام دردناک بود وتو خلوت کلی گریه کردم ضمنا دوست داره تو همه چی دخالت کنه ودرمورد مسائلی که بهش مربوط نمیشه اظهار نظر میکنه وکلا خودشو دانا ی کل میدونه مدتهاست ذهن وروحم درگیر شده وواقعا ازش دلخورم ولی نمی تونم به زبون بیارم من هیچ وقت بهش بی احترامی نمیکنم همیشه تمام سعیم اینه محبت کنم حرفاشو نشنیده بگیرم نمی دونم چرا آزارم میده

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم نسیم بزرگوار
      نمی دونم که آیا از نظر مالی زندگی شما به پدرهمسرتون وابسته هست یا نه. اگر هست، احتمالا یکی از دلایلی که ایشون به خودش اجازه میده همچنین رفتارهایی انجام بده همینه. اگر نیست پس چند نکته رو مدنظر داشته باشید :
      نباید به ایشون اجازه میدادید که هر وقت دلش خواست شما و عقاید و شغل تونو زیر سوال ببره یا توهین کنه. از بس که اینکار رو انجام داده و کسی جلوشو نگرفته، این رفتار بد ایشون تقویت شده.
      صرف اینکه کسی بزرگتر است لزوما حق نداره هر کاری دلش خواست انجام بده یا هر چی دلش خواست بگه. احترام موضوعی فراتر از سن و سال است و حتی بچه های کوچیک هم احترام دارند. هیچکس حق نداره که به شما بی احترامی کنه و اگر کرد باید پیامد کارشو ببینه. چون شما هیچوقت هیچ عکس العملی نشون ندادید و همیشه منعلانه رفتار کردید، ایشون به خودش اجازه داده به این کارش ادامه بده.
      به نظرم با همسرتون صحبت کنید که این موضوع رو با خانواده و پدرش در میون بزاره که باید به همسر من احترام بزارین همانطور که او به شما احترام میزاره.
      اگر ایشون چنین کاری انجام نمیده یا انجام داد و نتیجه نگرفتید خودتون میتونین وارد عمل بشید. به شکلی باید پدر همسر شما نتیجه رفتارشو ببینه وگرنه به این کار تا همیشه ادامه میده.
      مثلا جسارت کنید و وقتی بی احترامی کرد بهش بگید شما حق ندارید بی احترامی کنید، همون جوری که من به شما احترام میزارم شما هم باید به من احترام بزارید. من دیگه اجازه نمیدم شما به این کارتون ادامه بدید. یا حتی مثل خودش که همه موارد مربوط به شما رو زیر سوال میبره شما هم در مورد ایشون بعضی چیزا رو زیر سوال ببرید. لطفا این فرهنگ غلط که احترام بزرگتر رو نگه داریم رو کنار بزارید. احترام بزرگتری رو باید نگه داشت که اونم به شما احترام میزاره.
      البته قبل از هر اقدامی در جریان باشید که هر واکنشی از سمت شما قطعا پیامدهایی براتون خواهد داشت. همون طور که سکوت و رفتار منفعلانه باعث گستاخ تر شدن ایشون، و ناراحتی شدید شما شده، جلوی ایشون ایستادن هم ممکنه باعث شعله ور شدن یک اختلاف یا عصبانی شدن ایشون بشه ولی عوضش پدر همسرتون میفهمه که دیگه نمیتونه به راحتی هر کاری دلش خواست بکنه و هیچ پیامدی هم براش نداشته باشه.
      انتخاب با شماست که پیامدهای کدوم از این دو مسیر رو بخواین انتخاب کنید :
      سکوت یا ایستادن

      لایک

      1. با احترام.
        من تا کنون در هر سایت که اشتراک دارم فقط استفاده می کنم .
        با توجه به سن من ۷۱ سال کارهای دیگری دارم که می توانم تا آنجا که امکان دارد ……. خدمت کنم.

        لایک

    2. سلام من نمیدونم چرا وقتی عصبانی میشم خندم میگیره برای همینم بقیه یجورایی از طرف من تشویق میشن ک بیشتر مزخرف بگن…من باید چیکار کنم؟

      لایک

      1. سلام به سرکار خانم مهسای گرامی
        یه احتمال وجود داره که شما برای پنهان کردن یا کاهش دادن اضطراب تون موقع عصبانیت خنده تون می گیره. مضطرب شدن موقع خشم، یک مسئله طبیعی هست اما هر فردی ممکنه اونو یه جوری نشون بده یا کلا پنهانش کنه.
        دفعه بعد که عصبانی شدید که به این فکر کنید اگر اضطراب یا استرس دارم، این کاملا طبیعی هست و لزومی نداره که با خنده سعی کنم پنهانش کنم.
        نکته بعدی این هست که به این توجه کنید که موقع عصبانیت معمولا چه افکاری توی سرتون میاد. آیا این افکار خنده دار هستند یا اینکه آیا این افکار چیزهایی هستند که باعث خنده شما یا اضطراب شما میشن؟
        اون افکار رو بنویسید و اگر تونستید در نظر بعدی اونا رو برای من ارسال کنید تا بیشتر راهنمایی تون کنم

        لایک

    1. سلام به آقا بهداد عزیز
      خیلی جالبه که اومدی و در سایت ما نظر گذاشتی عزیزم
      در مورد اذیت کردن خاله ات، با مادرت حرف بزن تا به خاله ات بگه تا دیگه تو را اذیت نکند

      لایک

  33. ببخشید من اول دبیرستانم و توی ۱ ماه شش بار با همکلاسیام دعوام شده یکی هست که هی تیکه میندازه و بعد که جوابش رو میدم همه طرفداری اونو میکنن رفتم با مشاور صحبت کردم فکر کردم مشکل از خودمه درحالیکه مشاور گفت مشکل از اوناس اونا حسودیت رو میکنن من میگم چه نرم افزار ساده و خوبی میگن تو چطور جرئت کردی به همکلاسیت بگی که نقاشیاش ساده است؟ !!!!! وااااا من به نرم افزار بودم با اون کاری نداشتم اینا اینجورین کلی مراعات کردم اما این بار آخر خیلی از کوره در رفتم واقعا نامردیه که همه طرف تنبل کلاسو میگیرن??? چیکارشون کنم؟ روانی شدم هر توهینی که بخوان میکنن منم نمیتونم سکوت کنم

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم شیمای گرامی
      اگر شرایط این کار مهیاست که بروید با دوست خود صحبت کنید، پس پیشنهاد می کنم این کار رو انجام بدید. خیلی دوستانه و مودبانه ازش بپرس چرا این کار رو انجام میده؟ آیا از موضوعی ناراحت شده؟ چه اتفاقی افتاده که باعث شده این کارها رو انجام بده. چون ادامه این روند به هردومون لطمه میزنه
      اگر فکر می کنید این روش ممکنه بی فایده باشه ( که من پیشنهاد می کنم حداقل یک بار امتحانش کنید) یا قبلا انجامش دادید و نتیچه نگرفتید، پس پیشنهاد می کنم که مدتی به تیگه ها و طعنه ها شون بی توجهی کنید. کاری باهاشون نداشته باشید، سعی کنید تا جای ممکن سرگرم کار خودتون باشید. وقتی ببینن که حرف ها و تیکه هاشون اثری روی شما نداره و نمی تونه شمارو ناراحت کنه، احتمالا یواش یواش کوناه میان و بی خیال میشن. چون تعدادشون زیاده و این مدل بحث ها معمولا بی نتیجه است، پس درگیر شدن و جواب شونو دادن فقط تنش رو بیشتر می کنه

      لایک

      1. سلام ببخشید من کلاس هشتم هستم و توی یک هفته دوبار با هم کلاس هام دعوام شده اونا خیلی زیادن حتا مدیر و معلممون هم طرف اونارو میگیره مثلا من یبار با یکی از دوستام حرف زدم و با اون اسمی که دوست داشت من صداش کردم….. بعد یکی دیگه از بچه های کلاس اومد فحش داد و همینطور بقیعه بچه ها هم پشت اون درومدن من هم خیلی اعصبانی شدم همش توی فکرشم نمیتونم فراموش کنم دیگه با ی لقب صدام میکنم معلما هم انگار نه انگار خیلی عصبانی هستم نمیدونم چی جوابشونو بدم لطفا کمکم کنید ممنون میشم?

        ۱

        1. سلام به مریم خانم گرامی
          اول از همه این سوال رو به خودت جواب بده که چکار کردی که بقیه اینطوری رفتار می کنند؟ آیا همیشه همه مقصر هستند و خودت هیچ نقشی در این ماجراها نداشتی؟
          خوب دقت کن، نمی خوام بگم همیشه تو مقصری. بلکه می خوام بگم معمولا در هر اتفاقی طرفین اون ماجرا نقش دارند و نمیشه به آسونی گفت که فقط یک طرف ماجرا مسئول اون اتفاقه.
          دوم اینکه تا جایی که میتونی حساسیتت رو روی رفتار بقیه پایین بیار. اگر کسی واقعا قصد آزار تو رو داشته باشه، وقتی می بینه که روی چه مواردی حساس هستی، اونارو بیشتر تکرار می کنه. مثلا وقتی می بینه روی لقبی که روت گذاشتن حساس هستی، بیشتر تکرارش می کنن. پس اول از همه نزار بفهمن که تو انقدر حساسی وقتی صدات می کنند واکنش بد نشون نده. دوم اینکه به این مسئله فکر کن که چرا اون لقب رو برات استفاده می کنن.ایا فقط از روی آزار و اذیت کردن شماست یا اینکه واقعا در رفتارت موردی وجود داره که باعث میشه اونا اینجوری صدات کنن. البته من نمیدونم اون لقب چیه، ولی میدونم این کارشون تحت هر شرایطی غلطه. ولی وقتی می بینی که بقیه روی یک رفتار خاص حساس هستند و اذیتت می کنند، سعی کن اگر امکان داره اون رفتار رو کمتر کنی تا تنش و درگیری هم کمتر بشه و آرامش بیشتری داشته باشی.
          امیدوارم جواب سوالتو گرفته باشی ولی اگه هنوز جزئیات یا مواردی وجود داره که فکر می کنی من باید بدونم تا بتونم بیشتر بهت کمک کنم حتما در جواب این نظر برام بنویس.

          لایک

  34. سلام من وقتی یکی جوابمو نمیده یا محالم نمیکنه اعصابم خورد میشه با کسایی که غیر خانوادم هستن خیلی خوب میتونم کنار میام ولی با مادرم به خصوص وقتی به همچین مساله ای برخورد میکنم از درون میشکنم و احساس ناراحتی میکنم وسواسی میشم ممکنه ساعت ها خودمو شست و شو بدم درصورتیه که فقط اون لحظه اینطوریم و این مساله حل نمیشه تا زمانیی که اونا ازم معذرت بخوان و خودم اصلا دوست ندارم و انگار نمیتونم تحمل کنم زندگی در کنار اونا در صورتی که ازشون ناراحتم یه حسه بیخودی بهم دست میده ازتون کمک میخوام تا بدونم چیکار کنم که محتاج به معذرت خواهی دیگران نباشم یعنی اونا رو بخشیدم ولی باز نیاز دارن عذر خواهی کنن تا درونم اروم بشه تا بتونم دوباره کنارشون بشینم وحرف بزنم و زندگی کنم

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم نسیمای گرامی
      چند نکته در مورد موضوعی که مطرح کردید رو عرض می کنم، فکر می کنم که برای مدیریت کردن این مشکل کمکتون کنه.
      ۱.اختلاف و تعارض بین همه آدم های دنبا پیش میاد و یه مسئله کاملا طبیعیه. همیشه بین دو انسان سالم، احتمال بروز اختلاف وجود داره حتی بین مادر و فرزند یا هر رابطه دیگه ای. آنچه که مهمه اینه که ما یاد بگیریم اختلاف ها رو حل کنیم و اجازه ندیم اونا حل نشده باقی بمونن. مگر اینکه برای حل آن تلاش کرده باشیم ولی نتیجه نگرفته باشیم یا طرف مقابل حاضر به همکاری نباشد که اون وقت دیگه کار خاصی نمیشه برای حل اون مسئله کرد و باید همینطور که هست اونو پذیرفت یا رابطه رو کنار گذاشت.
      ۲.وقتی دو نفر به اختلاف بر می خورن، بسته به میزان شدت اختلاف ممکنه نیاز داشته باشن تا مدتی تنها باشن یا دور از ارتباط با فردی باشن که باهاش به اختلاف برخوردن. چون در ساعات و روزهای اول احتمالا عصبانی باشن و با گذر زمان کم کم عصبانیت فروکش می کنه و زمان مناسبی برای تلاشه که مشکل برطرف بشه. اینکه چقدر باید صبر کنیم تا فرد آروم بشه، بستگی به شخصیت اون فرد داره. گاهی اختلاف سنگینه و گاهی سبکه، گاهی فردی با چند ساعت دوری آروم میشه گاهی با چند روز.
      ۳.وقتی دو نفر به اختلاف بر می خورن، ممکنه در لحظه حتی از همدیگه متنفر بشن، اما معنای این تنفر لحظه ای این نیست که دیگه اون آدم براشون ارزش نداره یا دوسش ندارن، بلکه برای چند لحظه و یا چند روز ممکنه این احساس رو تجربه کنن و دوباره به حالت اولیه برگردن. البته میزان صمیمیت و جایگاه اون فرد برای ما خیلی مهمه و گاهی یک حرکت اشتباه کوچیک از طرف یک فرد آشنا که خیلی باهاش صمیمی نیستیم ممکنه باعث بشه کلا کنارش بزاریم در حالیکه اگر اون اشتباه رو برادر یا دوست ما انجام بده، بعد از مدت کوتاهی می بخشیمش و دوباره ارتباط مون رو از سر می گیریم.
      ۴.رابطه در اکثر مواقع از حقانیت مهمتره. ممکنه شما با مادرتون دعواتون بشه و مقصر هم مادرتون باشه و حق با شما باشه. اگر شما بخواین تحت هر شرایط روی حرف تون باشین و به هیچ وجه کوتاه نیاین، و ایشونم حاضر به کوتاه آمدن نباشه، اونوقت رابطه ای که با ایشون دارید به شدت آسیب می بینه. ممکنه در نهایت مشخص بشه حق با شماست، ولی رابطه ای که دارید خراب میشه و مادرتون ممکنه خیلی دلخور بشه. پس اصل رابطه از ثابت شدن حقانیت ما گاهی مهمتره.
      ۵.یکی از بهترین حالت های حل تعارض، اینه که به صورت برد برد تموم بشه. یعنی اختلاف رو حل کنیم در صورتی که هر دو طرف احساس کنن برنده هستن، به اینصورت که هر دو طرف احساس کنن با دست پر از فرآیند حل این اختلاف بیرون آمدن. مثلا مادر احساس کنه فرزند به خاطر اون پاپیش گذاشته آشتی کنه و اشتباه شو پذیرفته، و فرزند هم احساس کنه مادر با مهربانی و روی باز از این حرکت فرزندش استقبال کرده و قبول داره زیاده روی کرده. و هر دو بهم قول بدن که به هم و حقوق همدیگه احترام بگذارن.
      ۶.باید با این واقعیت کنار بیایم که زندگی کنار آدمها بدون چالش و اختلاف نیست. کنار هیچ آدمی حتی والدین و یا دوستان صمیمی. پس باید یاد یاد بگیریم که گاهی اختلاف نظرها و عقیده ها رو تحمل کنیم، دوری های ناشی از اختلاف رو تحمل کنیم، به مرزها و حقوق همدیگه احترام بزاریم هر چند کمی سخت باشه و بیشتر از خودمون به رابطه و کیفیت اون فکر کنیم. در واقع خیلی ساده بخوام بگم، باید قبول کنیم زندگی و روابط پر چالشه و ما باید برای این چالش ها آمادگی داشته باشیم و قبول کنیم که بدون چالش نمیشه یک رابطه یا یک زندگی سالم و زیبا داشت.
      ۷.تا جایی که امکان داره سعی کنید یک بار عذرخواهی آدما رو قبول کنید و خیلی سخت نگیرید. همانطور که ممکنه خود شما هم دچار اشتباه بشید و بخواین برید عذرخواهی کنید. اگر عذرخواهی تون قبول نشه حس بدی در شما ایجاد می کنه. و از همه مهمتر عذرخواهی کردن رو کوچیک شدن ندونید. اگر معتقدید اشتباه کردید، عذرخواهی کنید. پوزش خواستن کار افراد شجاع و محکمه.بر خلاف تصور عام، عذرخواهی کردن اصلا باعث ضعیف شدن ما نمیشه. بلکه نشان از سلامت روان و درک بالای ما داره.

      لایک

  35. سلام وقتتون بخیر ممنون از سایت خوبتون
    من یه خواهر دارم که یک سال از خودم بزرگتر هست بیست و پنج سالشه از بچگی اخلاقش نمیگم خیلی خوب بود ولی نسبت به الانش بهتر بود مثلا وقتی یه اشتباهی میکرد بهش تذکر میدادیم اشتباهشو قبول میکرد ولی هر سال رفتار و اخلاقش هی بدتر و غیر قابل تحمل میشه
    و پررو تر هم شده طوریکه قبلا جرات نداشت به پدرم بی اخترامی کنه یا رو حرفش حرفی نمیزد ازش حساب میبرد ولی حالا که پدرم سنش رفته بالا و مشکل قلبی داره دیگه راحت رو پدرم وایمیسته بهش توهین میکنه
    ولی با منو مادرم که چند سال هس رفتارش بد هس مثلا پدر و مادرم به من محبت میکنن یا ازم تعریف میکنن زود اخلاقش عوض میشه حسودی میکنه رفتارش هم با من هم با مامان بابا بد میشه دیگه هممون اینو میدونیم
    شما به بقیه فرمودین که جلوش وایسیم تا این رفتارش تقویت نشه ولی چطور جلوش وایسیم وقتی بعش کوچکترین حرفی میزنیم داد و بیداد میکنه و فحش میده حتی منو مادرمم وقتی بابام خونه نیست کتک میزنه
    اوندفه مادرم رو فحش میداد من جلوش وایسادم و دعواش کردم اونوق خیلی بدتر شد هم منو کتک زد هم وسایلای اتاق من رو به هم ریخت حتی اوندفه لباس منو هم پاره کرد
    مامانم و من از ترسمون نمیتونیم بهش نه بگیم چون هم به خودمون صدمه میزنه هم به خونه هم ابرومون رفته
    الان پنج شش ساله از هیجده نوزده سالگیش رفتارش خیلی بدتر شده و ما دیگه هممون کم اوردیم یعنی هر روز شر یه چیزی گیر میده سر هر موضوعی اذیتمون میکنه حتی سر غذا
    که فلان غذا رو حق نداری درست کنی یا چرا غذا رو اینجوری درست کردی اوندفه مامان جلوش وایساد وقتی از غذا ایراد گرف ظرف غذا رو پرت کرد همه جا کثیف شد
    من این رفتارش با خودم میبینم ناراحت میشم و بیشتر وقتی میبینم که مامان و بابام تو این سن پیری اینجوری دارن اذیت میشن بیشتر غصه میخورم اوندفه که مامانمو همش میزد میخواستم خودمو بکشم که شاهد این رفتارش و اذیتاش نباشم حتی خواستم خودشو بکشم وقتی عصبی شدم خیلی خسته شدیم از دستش خصوصا که هر روز خونه هست و صبح تا شب پیش ما میمونه حتی وقتایی که اخلاقش خوبه ولی یه حرفای نیش و کنایه داری میزنه که ادم میخواد منفجر بشه از حرص
    به هیچی هم قانع نیس بیچاره مادر و پدرم براش کم نذاشتن هممون این همه بهش محبت میکنیم اما هیچکدوم از محبتارو نمیبینه و برعکس با پررویی میگه چیکار کردین بهم
    حتی منو مامانم رو دشمن خودش میدونه بیچاره مامانم انقد نگران زندگیشه
    دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنیم ممنون میشم راهنماییم کنین

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم سلما بزرگوار
      با توجه به مواردی که فرمودید ایشون بی دلیل تغییر نکردن. حتما نگرششون تغییر کرده یا مسئله ای پیش اومده که از ۱۹ سالگی عوض شدن.
      اول اینکه پیشنهاد می کنم اگر براتون امکان داره و خودش متوجه نمیشه با یکی از صمیمی ترین دوستاش صحبت کنید و از اون بپرسید که آیا علت این خشم زیاد و رفتارهای پرخاشگرانه خواهرتونو میدونه. آیا تو حرفا و درد ودلاش با دوستش تا حالا شده به خانواده اش یا دلخوری از اونا اشاره کنه. ارش بپرسید نظر خود دوست صمیمی خواهرتون راجع به رفتارهای ایشون چیه.
      اونجا که من گفتم باید جلوی فرد بایستید که رفتارهاش تقویت نشه، به این شکل هست که وقتی اون به شما و خانواده احترام نمی گذاره و مثلا میگه این غذا رو درست نکن یا اینجوری درست کن، نباید واقعا اینکار رو انجام بدید. باید بهش بگید پاشو خودت درست کن. اگر میزنه ظرف غذا رو میریزه باید خودش تمیز کنه. اگر نکرد شما هم اونو از چیزهایی که می خواد محروم کنید. نباید خواهر شما فکر کنه که می تونه با پرخاش و فحش کارشو پیش ببره و کوچکترین پیامد و هزینه ای هم براش نداشته باشه.
      البته راه اول رو برید. علت خشمش رو بفهمید، شاید اگر علت اصلی خشمش رو بفهمید بتونید کاری براش انجام بدید.

      ۱

    2. سلام
      منم الان ۱۹سالمه
      پرخاشگر شدم ولی پدرو مادرم نمیزنم
      علت پرخاشگری من این بوده که حس میکنم هیشکژ به فکرم نیست
      و وقتی دختر و پسرای اینستاگرام میبینم زیادی پولدارن و الکی پولاشون خرج میکنن حرصم میگیره که چرا خدا این همه پول و خوشبختی به اینا داده و..
      ما الان ۳نفریم و یارانه معیشتی هر سه مون پیش منه طلاهم گوشواره وتک پوش دارم
      خداشکر همه چی خبه ولی وقتی یه ادم پولدار میبینم حرصم میگیره و پرخاشگر میشم دست خودم نیست سر مامانم داد میزنم،

      لایک

      1. سلام خدمت سرکار خانم آتوسای بزرگوار
        اگر علت پرخاشگری تون فقط به خاطر پولدار نبودنه پدر و مادر تونه که خب مسئله قابل حل و ساده ای هست
        پدر و مادرهای وقتی ما رو به دنیا میارن تا یه سنی وظیفه دارند که مسئولیت هزینه ها و تربیت مارو به عهده بگیرند و در حد توان این هزینه ها رو تامین کنند. اما قرار نیست تا آخر عمر اینکار رو انجام بدن و این خود ما هستیم که باید به فکر این باشیم که کسب درآمد کنیم. اگر رویایی داریم، اگر آروزیی داریم این خود ما هستیم که باید برای رسیدن بهش تلاش کنیم و اونو محقق کنیم. به قول بیل کیتس که از بزرگان دنیای تکنولوژی و از ثروتمندترین افراد دنیاست : اگر ما در خانواده ای فقیر به دنیا بیایم مقصر نیستیم، اما اگر فقیر بمانیم مقصریم.
        پس مسئولیت رسیدن به آروزها و اهداف خودتونو به عهده بگیرید و برای رسیدن به اونها تلاش کنید نه اینکه پدر و مادر رو سرزنش کنیم.
        پیشنهاد می کنم این مدل عکس ها رو در اینستا تماشا نکنید و وقت تون رو بیشتر صرف آموزش،یادگیری و انجام کارهایی بکنید که به شما در رسیدن به اهداف تون کمک می کنند. چون هر فردی هم جای شما بود، با تماشای این عکسا حس بدی پیدا می کرد.

        لایک

  36. سلام
    من یه خواهر بزرگتری دارم ؛ صبح که پامیشه جلوی پدرم و مادرم منو کوچیک می‌کنه همش بهم بی‌ادبی می‌کنه حتی چند بار به من فحش داده و سه بار دست روم بلند کرده همش بهم میگه تو خنگی ، حتی به مادر و پدرم هم توهین می‌کنه البته پشت سرشون وقتی پدرم یا مادرم می‌یان از من دفاع کنن بلند میشه و سر مادر و پدرم داد می‌زنه و متاسفانه چون پدرم مشکل قلبی داره تحمل دعوا رو نداره برای همین پدرم به خواهرم هیچی نمیگه و مادرم جلو می‌یاد که متاسفانه مادرم هم دیگه هیچ حرفی نمی‌تونه بزنه کلا خواهرم من جلوی همه دوست داره وایسه دوست داره هر چی که میگه براش سریع انجام بدیم وقتی هم پدرم از خونه بیرون می‌ره و یه اتفاق بسیار ریزی پیش می‌یاد باز خواهرم شروع به فحش دادن می‌کنه من و مادرم به خواهرم می‌گیم که این حرف‌ها رو نزن خوب نیست ، بعد وقتی اینو بهش می‌گیم داد می‌زنه که هیچ کس حق نداره به من بگه این حرف و این کار درست هست یا نه …
    هر کاری که دوست دارم می‌کنم ، منم بهش با آرومی می‌گم خواهش می‌کنم این رفتارها رو نکن چون من و خواهرم متاسفانه تو یه اتاق هستیم و تحمل رفتارهاشو ندارم چون نه تنها با ما این رفتار می‌کنه بلکه با دوستانش هم همین رفتار و می‌کنه و نمی‌دونم باید چیکار کنم ،
    خواهش می‌کنم راهنمایی کنید ممنون⁦❤️⁩.

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم صدیفه بزرگوار
      چند نکته رو مد نظر داشته باشید
      اول اینکه چرا خواهر شما اینچنین رفتار می کنه؟چون این رفتار باید یه علتی داشته باشه؟ آیا از خانواده دلخوره؟ آیا انتظاری داشته از خانواده یا داره که برآورده نشده؟ آیا خانواده شو مانع رسیدن به یکی از خواسته هاش می بینه؟ آیا به تازگی اینطور شده یا از کودکی همینطور بوده؟
      پاسخ این سوالات خیلی مهمه و کمک می کنه ما علت اصلی رفتارهای ایشون رو بفهمیم.
      در اولین گام باید بفهمیم که چرا چنین رفتار می کنه. شاید اگر علت رو بدانیم و برطرف کنیم مسئله حل بشه
      دوم اینکه افراد پرخاشگر سعی می کنند با پرخاش به خواسته شون برسن و اگر کسی مانع بشه بیشتر اینکار رو انجام میدن تا میادا کسی جلوشون بایسته. حالا گاهی خواسته شون معقول و گاهی نامعقوله.
      اگر خواسته نامعقولی دارند نباید جلوشون کوناه اومد. نباید هرچی خواستن رو بهشون داد. چون باعث تقویت این رفتار میشه. دیگه می فهمه که هر چی بخوام با داد و هوار و فحش به دست میارم.
      اتفاقا باید جلوش بایستید و به ایشون بفهمونید که مسئولیت هایی داره که باید خودش به عهده بگیره و گاهی هم برای رسیدن به خواسته هاش محدودیت هایی وجود داره و اینطور نیست که اون هر وقت و هر چی دلش خواست فراهم بشه.
      اجازه ندید با این مدل رفنارهاش به هر چی خواست برسه. اگرم اعتراض کرد بگید بیا صحبت کنیم که ببینیم مشکل چیه. چرا تو اینطوری رفتار می کنی.
      البته یک نکته مهم هم وجود داره. اگر خودش حاضر به صحبت نیست، توی فامیل با همین توی خانواده مثل پدر یا مادر، با چه کسی راحت تره، چه کسی رو بیشتر دوست داره، اونو بفرستید باهاش صحبت کنه و علت این رفتارهاشو بپرسه.

      ۲

    2. سلام.من یه خانم ۳۱ساله ام که کارمندبانکم.به نظرخودم وخیلیاچهره خوبی دارم.وجثه درشتی ندارم وقیافم خیلی کمترازسنم میخوره.ولی بعضی همکارای اقاجثم رومسخره میکنن.درصورتیکه خانمااینطوری نیستن.منم همش باخودم میگم چرابهشون رودادم که گستاخ شدن.نمیدونم چطوررفتارکنم.وهیچ چی بهشون نمیگم.

      لایک

      1. سلام خدمت شما دوست عزیز
        سکوت شما در برابر این رفتار باعث شده اونا این کار رو تکرار کنن. یک بار جراتمندانه جلوشون بایستید و مودبانه بهشون بگید دیگه این شوخی رو نکنن. لازم بیست حتما تند بشین. می دونم که ممکنه براتون سخت باشه اما اگر می خواین اونا از این کارشون دست بکشن باید بهشون بگید که این کارشون شما رو ناراحت می کنه. شاید نمی دونن این کارشون چقدر باعث ناراحتی شما شده

        لایک

  37. سلام وقتتون بخیر
    من برادری دارم که از صبح که پامیشه شروع به فحش دادن و تخریب کردن من میکنه ما باهم دوقلو هستیم و ۱۸ ساله .
    برادرم شدیدا فحش های رکیک و خیابونی میده و شعر های میخونه که توش اسم منو و کلا منو مسخره میکنه حس می‌کنم عقده ای چیزی داره از ۸ سالگی شروع به این کار کرده و الان چند ساله که راحت به مامان بابام تو روشون بهشون فحش میده و ۲ بار بردنش پیش مشاور ولی اون مدلی که تو خونه هست توی بیرون و جلوی مشاور نیست و دروغ میگه .
    به ما میگه با شما باید با فحش حرف زد و همش میره میاد به من میگه زشت و فحش میده در صورتی که دوستام همیشه بهم میگن که خوشگلم ولی من به شدت عزت نفس و اعتماد به نفسم اومده پایین امسال اون رتبه برتر تو کنکور شده و الان دیگه خداروبنده نیست و فک میکنه عقل کل و از همه باهوش تره و مامان بابامم با اینکه میدونن حق با منه همش بهم میگن تو کوتاه بیا و جواب نده و ساکت باش خیلی خسته شدم به خدا به نظرتون چیکار کنم؟

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم یاس گرامی
      خیلی مهمه که آگاه باشید هر آنچه که برادرتون بهتون میگه بی پایه و اساس و اشتباهه، چون با هدف تخریب و تمسخر گفته میشه. البته درک می کنم که شما ناراحت باشید از این موضوع ولی مهمه که آگاه باشید که آنچه که ایشون میگه واقعیت زندگی شما نیست.
      اینجا وظیفه پدر و مادر شما خیلی مهمه. باید باهاشون جدی صحبت کنید. اگر بردار شما پسر خانواده و مهمه شماهم دختر این خانواده هستید و برای خودتون احترام و جایگاه مهمی دارید. برادر شما اگر تمایلی نداره به شما احترام نزاره یا به پدر و مادرتون، ولی حق بی احترامی و اهانت رو نداره.
      به نظرم با والدین صحبت کنید و بگید اگر این مسیر رو با ایشون برن، عاقبت خوشی در انتظار فرزندشون نخواهد بود. کسی که به اعضای خانواده اش بی احترامی کنه، بعدها با همسر و فرزندان خودشم همینطوری رفتار خواهد کرد. به والدتون بگید سکوت شما در برابر رفتارهای ایشون، باعث تقویت هر چه بیشتر این رفتارها میشه. چون برادرتون می بینه که هر کاری که می کنه و هر بی احترامی ای که می کنه، هیچ پیامدی براش نداره، حتی کارشو هم راه میندازن. باید به والدین تون فشار بیارید و بهشون بگید که اگر اینطور ادامه پیدا کنه، منتظر اتفاقات بدتر باید باشن. اینکه ایشون رتبه برتر کنکور شده دلیل نمیشه که حق داشته باشه هر کاری که دوست داشت انجام بده. بلکه باید مسئولیت کارهاشو به عهده بگیره. والدین تون باید با ابزاری که در اختیاردارن، مثل ندادن پول تو جیبی، محروم کردن ایشون از یه سری حقوقش، جلوش بایستن. و بهش بگن تنها درصورتی حق استفاده از مواردی که ازشون محروم شده رو داره، که به همه احترام بزاره.

      لایک

  38. سلام خسته نباشید
    شوهر من نسبتا فردی عصبی هستن و ما نزدیک ۷ سال هست که باهم ازدواج کردیم. در زمان عصبانیت بسیار پرخاشگر هستن.
    رفتاری که خیلی منو آزار میده این هست که سه بار هست که داخل جمع خانواده شون سر یکسری مسائل عصبانی میشن و با من با صدای بلند و لحن توهین آمیز صحبت میکنن .و هربار که این موضوع پیش میاد منو تهدید میکنن که اگر من به خانواده ام این موضعو بگم با خانواده من قطع رابطه میکنه . بخاطر همین موضوع در دو سری قبل بنده از این برخود ایشون اصلا به خانواده ام اطلاع ندادم با وجود ناراحتی زیادم. الان که برای بار سوم این اتفاق افتاد وخیلی بد با من برخورد شد داخل جمع خانواده شون نمی دونم دیگه چه برخوردی داشته باشم .اگر میشه کمکم کنید تا برخورد درست داشته باشم

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم الهام گرامی
      همسر شما موظفه که در حضور دیگران و چه در مواقع دیگه به شما احترام بزاره
      به نظر من قاطعانه با ایشون صحبت کنید و بهشون بگید که دیگه اینکار رو به هیچ وجه تکرار نکنه. و اگر تکرار کرد حتما شماهم در مقام پاسخ کارش برمیاین.
      چون ایشون از پاسخ ندادن شما داره سواستفاده میکنه. پرخاش میکنه جلوی بقیه، تازه راه هر گونه واکنش شماهم بسته تا مبادا پاسخ کارش رو بدین.
      البته منظور بنده از صحبت قاطعانه لزوما تهدید و ترسوندن ایشون نیست. بلکه لازمه از احساس و ناراحتی ای که لحظه بی احترامی و پرخاش ایشون در جلوی جمع بهتون دست میده صحبت کنید و ازش بخواین که دیگه اینکار رو نکنه. و چون قبلا انجام داده، پس اگر تکرار کنه شما حق واکنش متقابل رو برای خودتون قائل هستید.

      لایک

  39. سلام چند وقت پیش همسایمون آمده بود از ما نون بگیره گفت هرجا رفتم نون بگیرم نداشت من رفتم سلام بدم موهام یه مقدار نامرتب بود شال انداختم روی سرم بعد گفت اینو نگاه کن انگار آمدم خواستگاریش منم خیلی ناراحت شدم و هیچی نگفتم اما واقعا دلم میخواست یه چیزی بگم درسته شاید باید احترام بزرگتر و کوچکتر رو نگه دارم اما باید از حقم دفاع کنم به نظرتون چکار کنم در موقعیت های بعدی

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم نگین گرامی
      برای اینکه بدونید باید در چنین مواقعی چکار کنید بستگی به چندموضوع داره :
      برخورد با فردی که توهین می کنه به خیلی عوامل بستگی داره. مثلا اون فرد چه نسبتی با ما داره، چه توهینی کرده، پاسخ دادن به اون چه هزینه یا سودی ممکنه برای ما داشته باشه. مثلا وقتی رئیس ما در محل کار به ما بی احترامی می کنه، شاید اگر ما هم برای برخورد با اون همین کار رو باهاش انجام بدیم، اخراج یا توییخ سختی بشیم. شاید یکی بگه من برام مهم نیست، یکی هم بگه توهین رو تحمل می کنم بهتر از اخراج شدنه، یکی هم بگه هیچکدام، من اونجا چیزی نمیگم ولی وقتی رئیس عصبانیتش فروکش کرد و خودم سرحال بودم، میرم و در کمال آرامش ازش می خوام دیگه توهین نکنه و اگر انتقادی داره فقط کافیه بهم بگه تا برطرفش کنم.
      برخورد کردن همیشه و در همه شرایط یک معنا نمیده. یک برخورد میتونه این باشه که محکم بایستیم و بگیم که تو حق نداری به من بی احترامی کنی و احترام خودتو نگه دار.
      یک برخورد میتونه این باشه که کلا با اون فرد قطع ارتباط کنی و هرگونه محبت یا خدمتی که بهش می کردی رو قطع کنی.
      یک برخورد میتونه این باشه که در کمال آرامش ازش بپرسی که چرا داره توهین میکنه و چه اتفاقی افتاده. گاهی وقتی فرد آرامش ما رو می بینه هم آرام میشه و هم خجالت زده.
      می خودم همه این روش ها رو تست کردم و در مواجهه با هر فردی و در شرایط مختلف یکیشو استفاده کردم.
      در هر ضورت لازمه پیامدهای یک کار بررسی بشه و بعد تصمیم بگیریم که در اون لحظه چکار کنیم. و اینکار رو باید قبلش انجام بدیم. یعنی الان که شما این اتفاق براتون افتاده باید بشینید و فکر کنید با توجه به مواردی که تا الان گفته شد، اگر دوباره در چنین موقعیتی قرار گرفتم، هر واکنش اعم از سکوت، جواب دادن قاطعانه، پاسخ همراه با شوخی چه پیامدهایی برای من خواهد داشت. بعد تصمیم بگیرید که اگر در چنین موقعیتی دوباره قرار گرفتم، فلان رفتار را خواهم کرد

      لایک

  40. سلام. خسته نباشید. الان من با یک ادمی دوست هستم که همیشه با من شوخیایی کرده که خوشم نمیومده و خیلی کنترلگری داره و اگر من خواستم کاری بکنم که اون خوشش نمیومده از اون کار خیلی غیر مستقیم به من فشار میاره جوری که هر وقت میخواستم کاری بکنم یه حجم بزرگی از انرژی و فکرم صرف این میشده که حالا عکس العمل این ادم چی قراره باشه و من باید چه جوری مقابله کنم که خب این موضوع رو با چند بار بی محلی کردن و اهمیت ندادن رفعش کردم و یک بار که خواستم مثل خودش باهاش رفتار کنم خیلی ناراحت شد و حاضر نبود قبول کنه که خودشم این کارو با من میکنه. خلاصه که چندین بار بابت شوخیاش بهش تذکر دادم ولی فایده‌ای نداشته و مدام میگه شوخیه و تو داری سختگیری میکنی و کار رو به جایی میرسونه که وقتی ادمای جدیدی رو ملاقات میکنیم جلوی اونها هم با من این کارو میکنه و از دیدار بعدی اونها هم شروع به همین رفتار با من میکنن من نمیخوام این ادم رو تغییر بدم و امکان ترک دوستی هم دارم یعنی برای شخص من اهمیتی نداره اما نمیتونم این کارو بکنم چون باجگیری عاطفی از من زیاد کرده و من همیشه به این فکر میکنم که با ترک دوستی اونه که صدمه میبینه و اصلا روی زبونم نمیچرخه که این موضوع رو مطرح کنم. انواع روش ها رو امتحان کردم که بیتفاوت باشم ولی فایده نداشته و الان دیگه واقعا به اعصابم فشار میاره یعنی وقتی میبینمش عصبی میشم. و اینکه همیشه میخواد به من ثابت کنه که ایراد از منه و منم که سختگیرم یا شروع میکنه به توجیه کردن رفتارش جوری که انگار من بچه ۵ ساله‌ام که با همچین توجیه بچگانه‌ای قانع بشم. یعنی حتی انگار منو فاقد هوش کافی برای درک مسئله‌ای که برام به وجود اومده میدونه که حالا باید با یه ماست مالی سطحی قانع هم بشم. من باید چیکار کنم؟

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم مریم گرامی
      با توجه به مواردی که ذکر کردید، چون بارها بهش تذکر دادید و از ناراحتی و دلخوری هاتون صحبت کردید و ایشون حاضر نیست توجه کنه و زیر بار بره، و دائما در این رابطه در اضطراب هستید که مبادا اینو بگم و مبادا این کارو بکنم، پس در نتیجه چنین رابطه ای در دراز مدت به اختلاف بیشتر و در نهایت دلخوری فراوان و جدایی می انجامد
      شما باید بتونید جرات مند باشید و قاطعانه بهش بگید که دیگه نمی تونید این رابطه رو ادامه بدید چون اون به خواسته های شما توجه نمی کنه. وقتی در رابطه ای نمی تونید خوشحال باشبد و آرامش داشته باشید پس دلیلی خاصی برای ادامه وجود نداره. ممکنه ایشون آسیب بخوره، اما وقتی حاضر نیست مسئولیت رفتارهاشو به عهده بگیره و برای پایداری این دوستی کاری انجام بده، پس باید پیامد این کارشو قبول کنه که همون جدایی شما از ایشونه.
      به نظرم بهترین راه اینه که جراتمندانه بهش بگید که دیگه نمی خواید با این شرایط این رابطه رو ادامه بدید، ولی اگر خیلی سخت تونه می تونید با بهانه آوردن های مختلف سعی کنید ازش دوری کنید و ایشون رو نبینید.

      لایک

  41. سلام به شما سرکار خانم صبا گرامی
    رفتارهای همراه با پرخاشگری اگر قبلا وجود نداشته و مدتی هست که به وجود آمده حتما عاملی داره که تازگی به وجود آمده
    شاید ایشون خواسته ای داره و اون خواسته برآورده نشده
    شاید در رابطه ای عاطفی هست که اون رابطه سرانجام نداشته یا در اون رابطه داره زجر میکشه
    شاید هدفی رو در زندگی دنبال میکرده که بهش نرسیده
    و حتی ممکنه مشکلی داره که نمی تونه بگه
    به نظر من سعی کنید یه مدتی باهاش رابطه دوستانی برقرار کنید و محبت آمیز رفتار کنید، شاید بهتون اعتماد کنه و مشکلشو درمیون بزاره.
    یا اگر دوستی داره که قابل اعتماده از اون دوست بپرسید که آیا از مشکل خواهرتون اطلاع داره یا نه. و ازش بخواین که این موضوع رو با ایشون درمیون نزاره و حرفا بین خودتون بمونه. و حتما بگید که قصدتون کمک و بهتر شدن فضای حاکم بر خانواده هست.

    لایک

    1. سلام جناب متین
      من یه خواهر بیست و یک ساله دارم خودمم شونزده سالمه کلا لحن خواهرم جوریه ک همیشه بم توهین میکنه و ی میمیک صورتی میگیره ک عصبانیم میکنه البته چن سالی میشه دارم کنترل میکنم عصبانیتمو ولی دعوا های بد تو بچگی خیلی داشتیم و چون از لحاظ زور و هیکل گنده تر و بیشتر بود خیلی اذیت میشدم و همیشه سر درس خوندن باهم دعوا میشه من میدونم آدم لجبازیم و حرف خودم برام مهمه ولی اون خیلی بدتر پافشاری میکنه و اگه ی جارو نفهمم هی میگه چی بود من الان چی گفتم و از این چیزا و سر ارث و میراث خوانواده مادریم خیلی به مادرم توهین می‌کرد که هنوز میکنه بابامم طرف اونو میگیره بیشتر و منم بعضی وقتا گفتم احترام مامانو داشته باش ولی باز توهین میکنه جدیدا میره سره کار و وقتی سرکارع من واقعا آرامش دارم البته من دوسش دارم ولی خسته شدم هر بار که میاد اعصابم و بهم میریزه ی شب بش گفتم شیدا من احساس میکنم بد حرف میزنی و تو حرفات ی جورایی توهین آمیز حرف میزنی باز شروع کرد منو زیر سوال بردن که تو خیلی سوسول شدیا منم با احترام و آرامش گفتم ببین مثله الان اینجوری ک میکنی و آخر سرم نتیجه ای نداش میشه راهنماییم کنین چطور توهین هاشو درس کنم یا اگه نمیشه خودشو درس کرد من جوری بشم ک ناراحت یا عصبیم نکنه

      لایک

      1. سلام به سرکار خانم زهرای گرامی
        اینکه ایشون رو بشه تغییر داد اگر خودش نخواد تقریبا غیرممکنه. باید خودش بخواد. ولی نحوه عنوان کردن مسئله خیلی مهمه.
        اگر خواستید با ایشون حرف بزنید چند نکته مهم رو مد نظر داشته باشید :
        اول موقعیت و زمان خوب. زمانی رو انتخاب کنید که هر دوتون حالتون خوب و سرحال هستید. زمان هایی ک خسته و ناراحت و عصبانی هستید اصلا موقعیت خوبی نیست. حتما تنها باشید و کسی باهاتون نباشه.
        دوم اینکه سعی کنید به جای کلمه تو از کلمه ما استفاده کنید. مثلا بگید دقت کردی که ما باهم مثل گذشته خوب نیستیم یا ما چرا نباید یه رابطه عالی خواهرانه داشته باشیم، من فکر می کنم ما همدیگرو دوست داریم فقط مدتیه کمی از هم دور شدیم.
        بعد از احساس تون بهش بگید مواقعی که ناراحت می شید، وبگید که وقتی فلان رفتار رو می کنه چه احساسی شما می کنید و چه فکری توی ذهن تون میاد.
        بعد ازش بپرسین که به نظرت باید چکار کنیم که مشکل مون حل شه و رابطه مون تغییر کنه؟
        ببنید که چه راهکاری ارائه میده، چه خواسته هایی داره. به نظرم جلوش خواسته هاشو یادداشت کنید که درک کنه که چقدر خواسته هاش براش مهمه. بعدش شما خواسته هاتونو بگید ( البته انتظار نداشته باشد که ایشونم بنویسه)
        در نهایت اگر موفق به حل مشکل نشدید یا ایشون تمایلی به تغییر این وضعیت و رابطه نداشت،چاره ای نمیمونه غیر از اینکه تا جای ممکن از تعارض و بحث با ایشون دوری کنید. هر وقت احساس کردید دارید وارد بحث میشید، گفتگو رو تموم کنید و از محیط خارج بشید مثلا برید توی اتاق یا از اتاق خارج بشید.
        اما چند نکته مهم :
        ما انسان هستیم و رابطه ها برامون خیلی مهمه مخصوصا رابطه های نزدیک،پس طبیعیه که ناراحت باشیم که با عزیزمون رابطه خوبی نداریم. اما واقعیت اینه که نمی تونیم آدما رو تغییر بدیم و گاهی باید بپذیریم شون همون طوری که هستند. معنای این جمله این نیست که اونا اجازه دارن هر کاری بکنن یا هر طور رفتار کنن، بلکه معناش اینه که نمی تونیم تغییرشون بدیم و باید زندگی مونو از این به بعد با این شرایط و مدیریت اون پیش ببریم.
        دوم اینکه بالاخره رفتار و گفتار دیگران روی ما تاثیر داره اما ما می توانیم این تاثیر رو به حداقل برسونیم. برای اینکه موفق به انجام این کار بشیم باید بدونیم اولا نظر آدما فقط نظر اوناست و لزوما منطبق بر واقعیت نیست. یعنی نظر اونا واقعیت زندگی ما نیست و می تونیم نظر و دیدگاه اونا رو قبول نکنیم. یادتون باشه که کنترل رفتار و زندگی ما دست خودمونه نه دیگران. عکس العمل های ما دست خودمونه و این ما هستیم که انتخاب می کنیم که چه واکنشی نسبت به مسائل نشون بدیم. پس فکر نکنید آدما میتونن با حرفاو رفتار شون مارو کنترل کنن.می تونن تاثیر بزارن اما نمی تونن به جای ما انتخاب کنن. پس یادتون باشه که انتخاب با شماست و نباید اجازه بدید اونا با رفتارشون تعیین کننده رفتار شما باشن.
        سوم اینکه واقعه و تفسیر ما از واقعه می تونه دو چیز کاملا متفاوت باشه. هر وقت مسئله ای پیش اومد با خودتون فکر کنید که آیا تفسیر من و اونچه که راجع به این مسئله فکر می کنم می تونه برای من مفید و کارآمد باشه یا نه. مثلا فرض کنید خواهر شما به شما میگه تو لوس و سوسولی هستی. اینکه شما فکر کنید خواهرم حتما می خواست با این حرفش منو له کنه و به شخصیت من حمله کنه کمکی به شما و رابطه تون نمی کنه. اما اگر اینطور تفسیر کنید که عصبانیه و می خواد عصبانیش از من یا از دیگران رو اینطوری تخلیه کنه، کمک می کنه کمتر آسیب ببنید و ناراحت بشید. البته ناگفته نماند که تفسیر نباید واقعه رو تغییر بده.
        اگر می خواین کلا عزت نفس و اعتماد به نفس تونو بالا ببرید و همچنین تفسیر صحیح وقایع رو یاد بگیرید پیشنهاد می کنم دوره رایگان سایت مارو شرکت کنید. با کلیک روی لینک زیر می تونید در این دوره شرکت کنید :
        دوره رایگان عزت نفس و اعتماد به نفس

        لایک

    2. سلام ممنون میشم جوابم رو بدید
      دخترم یک سال و دو ماهش هست .. عموش بهش گفت پوستت بکنم نیومدی بهمون سر بزنی .. چند بار این جمله تکرار کرد ..البته تماس تصویری بود . دوست ندارم به دخترم بی احترامی بشه . اگه رو در رو این جمله دوباره گفت چه واکنشی باید نشون بدم که تکرارش نکنه . ممنون

      ۱

      1. سلام سرکار خانم سحر بزرگوار
        به نظر کمی سخت گیری می کنید. به نظر میاد که ایشون شوخی کردن چون بچه ۱ ساله، اختیاری و درک اینو نداره که بره به عموش سر بزنه.
        نمی دونم رابطه شما با خانواده همسرتون و عمو فرزندتون چطوره، اما سعی کنید اگر هم ناراحتی ای دارید اینو به روابط فرزندتون با اونا ارتباط ندید.
        اگرم فقط ناراحتی از این جمله بوده و هیچ مشکلی با خانواده همسرتون ندارید، پس به نظرمن کمی سختگیری می کنید.
        چون بی احترامی به فرزند شما نشده.
        اگر کسی به فرزند شما بی احترامی کرد، می تونید به بهش بگید که لطفا از این جمله استفاده نکن چون بچه باورش می کنه و روش تاثیر منفی میزاره. البته اینکه پوستتو بکنم بی احترامی محسوب نمیشه مگر اینکه با غضب و تندی عنوان بشه

        لایک

  42. سلام جناب متین
    بنده خانمی هستم ۳۲ ساله که حدود ۱۰ ساله از زندگی مشترکمون میگذره. من خدا رو شکر با همسرم مشکلی ندارم، مشکل من با نامادری ایشون هست، این خانم توی این ده سال خیلی با من بد رفتار کرد و توهین کرد و من هر بار کوتاه میومدم و با خوبی رفتار میکردم و هیچ وقت، تند صحبت نکردم، این خانم در مورد من، جلوی پدرشوهر و خواهر شوهر و برادر شوهرم بدگویی کرده و انها هم نسبت به من بدبین شدند و رفتارشون خیلی آزارنده هست در صورتی که من تمام سعی خودم را کردم که باب میلشون باشم، کم نزاشتم واسشون. جوری هستند که میرم خونه شون، در باز میشه ولی هیچ کس نیست، هرکسی میره تو اتاق خودش، و ما باید برای سلام کردن باید بریم، دنبالشون بگردیم?از قدیم گفتن آدم به روی خوش جایی میره، نه به در باز. الان حدود ۷ ماه هست که خونشون نرفتم، ولی شوهرم از این بابت ناراحته، میگه بیا بریم خونه بابام، میگم جایی که به من توهین میشه پامو نمیزارم و از من نخواه که احمق باشم چون من نمیتونم احمق باشم، هر کس هر جور دلش بخواد با من رفتار کنه و من دم نزنم! توی این ۷ ماه هیچگونه تلفن یا پیامکی از جانب اونا فرستاده نشد. فقط همسرم به پدرش زنگ میزنه که احوالش رو بپرسه، پدرش میگفت چرا نمیاین دلم برای بچه هاتون تنگ شده. منم میگم دروغ میگه و میخوان جوری جلوه بدهند که ادم بده منم. اگر دلش تنگ شده بود تنهایی میومد خونمون (اگر از زنش میترسه، یواشکی میومد) ۱۰ سال تحملشون کردم و چوب خطم پر شده و دیگه نمیخوام ببینمشون. چطور میتونم شوهرم رو توجیه کنم که نروم خونه پدرش؟ حتی بهش گفتم هر موقع پدرت دلش تنگ شد تشریف بیارن خونه ما، قدمش رو چشم ولی من خونشون نمیرم به خاطر زن بابای بی شخصیتش?و دست پرورده هاش. ازشون متنفرم.

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم ارکیده بزرگوار
      بسیار کار درستی کردید که دیگه خونه شون نرفتید. جایی که برای ما احترام قائل نیستند چرا باید بریم.با توجه به اینکه ۱۰ سال هم این شرایط را تحمل کردید.
      اینجا وظیفه همسر شما خیلی مهمه. باید بره و با اعضای خانواده اش صحبت کنه و ازشون بپرسه که مشکل شون با شما چیه. چرا به شما احترام نمی زارن. دقیقا شما چه خطایی مرتکب شدید که اونا اینطوری رفتار می کنند.
      اینکه ایشون انتظار دارند شما جایی بیاید که به شما بی احترامی می کنند انتظار به جایی نیست. براشون مثال بزنید که فرض کنید میریم خونه پدر شما. و دقیقا همون رفتارهارو با همسرتون انجام میدن. چه حالی پیدا می کنه؟
      به نظرم توضیحات تون خیلی منطقی بوده که من جایی که بهم احترام نزارن نمیرم. شاید ایشون خودش نمی خواد قانع بشه.
      در نهایت ایشونو از رفتن به خونه پدرش منع نکنید و چقدر کار درستی کردید که گفتید اگر پدرت می خواد بیاد اینجا من مشکلی ندارم.
      شما وظیفه خودتونو انجام دادید. اونی که الان باید کاری انجام بده شما نیستید بلکه همسرتون باید پیش قدم بشه و از بقیه مطالبه کنه که چرا به همسر من بی احترامی میشه؟ دلیل شون برای این رفتار چیه؟

      لایک

  43. سلام وقتتون بخیر من سر یک مساله که پیش امد شوهرم با من دعوا کرد و گفت ابرو مرا بردی راستش همینقسم هم بود بعد از شب تا صبح سه چهار بار با لگد زد فردایش هم تا توانست توهین کرد و گفت ازت متنفر هستم و به خانواده من توهین کرد من هم چیزی نگفتم اما دیگه همرایش صحبت هم نکردم پنج روز میشه با هم قهریم دیگه دلم هم نمیخواهد باهاش آشتی کنم چون حرف‌هایش یادم نمیرود و فردای انروز هم دوباره تکرار کرد که ازت متنفرم و گفت خوک هستی به نظرتان همین قسم به قهر ام ادامه بدم؟ و قسم خورد اگر ماشین میبودم مرا تبدیل می‌کرد و هیچ کس از این دعوا و حرفا خبر ندارد

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم تینای بزرگوار
      اینکه شما چه کاری انجام داده بودید رو ذکر نکردید. البته بی احترامی و توهین های اینچنینی هیچوقت توجیه نداره و تا جای ممکن نباید اتفاق بیفته.
      قهر های طولانی مدت معمولا نتیجه ای ندارند، چون هدف از قهر طولانی مدت اینه که به همسرمان نشان دهیم که ازت خیلی دلخور هستم و تا زمانی که قدمی برای آشتی برنداری منم کوتاه نمیام. اما اگر قرار بود کسی کوتاه بیاد که قهر طولانی نمیشد.
      من نمی دونم که شما چه کاری انجام دادید که آبروی همسر شما رفته یا حداقل خودش اینطور فکر می کنه، اما اگر واقعا کاری که کردید اینطور بوده،قبل از اینکه همسر شما انقدر عصبانی بشه سعی می کردید دلجویی و عذرخواهی کنید. اما اگر اینطور نبوده، پس همسر شما اغراق کرده و متاسفانه به شدت زیاده روی.
      اگر خواستید آشتی کنید یا ایشون پاپیش گذاشتن، باید بهشون بگید که توهیناشون خیلی بد بوده و قول بگیرید که دیگه اینکار رو تکرار نکنه.
      چون رابطه ای که احترام در اون از بین بره، بعیده که رضایت و شادی هم پایدار باشه.در ضمن درسته که ایشون نباید توهین می کرده و اشتباه کرده، اما اگر واقعا آبرو ایشون رو بردید شماهم لازمه به اشتباه تون اعتراف کنید و از ایشون معذرت خواهی کنید و قول بدید دیگه این اتفاق تکرار نمیشه.

      لایک

    2. سلام من چند سال هست متارکه کردم و با خانواده پدرم زندگی میکنم ،خواهری دارم که ۲۴ سالش هست خیلی تا الان اذیتم کرده،ایشون داخل خونه حاضر نیست حتی لیوان خودش را هم جابجا کنه،همیشه من آشپزی و نظافت خونه را انجام میدم ۹۰ درصد اوقات ،اگه گاهی اعتراض کنم قهر میکنه و فحاشی و صدای بلند (حتی جیغ)میزنه و میگه ک جدا میشم از نظر آشپزی گاهی هم این اتفاق افتاده ،و من و زندگیم را ب عنوان سرزنش من تو سرم میکوبه،شرایط اقتصادی هم برام سخته نمیتونم مستقل زندگی کنم و نمیتونم تن به ازدواج اشتباه بدم الان موندم با این شرایط باید چکار کنم ؟؟لطفا راهنمایی کنید آیا اگه من به صورت جداگانه برای خودم آشپزی کنم ایرادی داره از نظر شما ؟چون من اکثر هزینه خودم را خودم پرداخت میکنم فقط ب خاطر که داخل خونه مدر هستم باید تمام کارها و مسئولیتها ب گردن من باشه و از این وضعیت خسته شدم ….ممنون‌میشم راهنمایی کنید

      لایک

      1. سلام به سرکار خانم سحر گرامی
        خواهر شما باید بدونه که به عنوان عضوی از خانواده باید مسئولیت کارهای خودشو به عهده بگیره.متاسفانه چون ایشون تا به حال با پیامد کارهایی که میکنه روبرو نشده، اینکار رو انجام میده. وقتی لیوان شو جابه جا نمی کنه، شما هم نباید برش دارین. باید انقدر بمونه که خودش اونو برداره.
        اینکه شما فقط برای خودتون غذا درست کنید، هیچ اشکالی نداره. شما موظف نیستید که برای ایشون غذا درست کنید.می تونید اینکار رو انجام ندید تا ایشونم متوجه بشه که باید در خونه یه سری از وظایف رو به عهده بگیره.
        حتی اگر شما الان متاهل هم بودید، بازهم خونه والدین تون خونه شما هم هست و ایشون حق نداره به شما بابت این مسئله سرکوفت بزنه. درضمن اینکه شما ازدواج تون به جدایی ختم شد به ایشون ارتباطی نداره. شما یه زمانی تصمیم گرفتید ازدواج کنید و یه زمانی تصمیم گرفتید جدا بشید. و پای همه پیامدهاشونم ایستادید.
        اتفاقا بهترین کار اینکه مسئولیت ها رو تقسیم کنید و یه سری از مسئولیت هارو به ایشون واگذار کنید واگر انجام نداد شما هم انجام ندید. اگرم کسی اعتراض کرد بگید این وظیفه من نبوده و بره به کسی که این مسئولیت داره اعتراض کنه.
        شما چون همیشه همه مسئولیت هارو به گردن گرفتید، بقیه رو متوقع کردید. ولی الان با یک رفتار جراتمندانه وظایف رو تقسیم کنید، وظایف بقیه رو بهشون اطلاع بدید و به بقیه بگید که این وظایف از این به بعد به عهده این افراده. وظیفه خودتونم اطلاع بدید که بدونن چه مواردی به عهده شماست.

        لایک

  44. سلام وقتتون بخیر
    ۲۶سالمه .و دانشجو هستم .یکی از هم کلاسی های پسر من به شدن به من گیر داده و هرچی من باهاشون رسمی صحبت میکنم ایشون انقدر پرو هست که اصلا خودشو به اون راه میزنه و اسم کوچک من رو صدا میزنه.جوری شده که من اصلا جرات ندارم آنلاین بشم واتی اپ چون پیام میده که جواب بده …
    هرچقدر هم جوابشو نمیدم یا خشک صحبت میکنم از رو نمیره .دیگه خیلی کقتا که جوابشو نمیدم میگه روابط اجتماعیت ضعیفه و …
    الانم چند روزی هست پیامشو باز نکردم
    نوشته خیلی بیتربیت و بی شخصیت هستی
    واقعا نمیدونم چکار کنم ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم یاس بزرگوار
      وقتتون بخیر
      اول اینکه خیلی حالبه که هر موردی که ایشون در مورد شما گفته دقیقا در مورد خودشون صادقه. روابط اجتماعیش ضعیفه چون به حریم دیگران احترام نمیزاره، بی تربیت و بی شخصیته چون رفتار صحیح با یک خانم رو بلد نیست و فکر می کنه هر چی که خواست رو باید حتما تحت هر شرایطی بدست بیاره و به نظر دیگران احترام نمیزاره.
      چرا بلاکش نمی کنید؟
      اگر هم در محیط دانشگاه مزاحم تون شد، بهش اول هشدار بدید که اگر بار دیگه مزاحم شد دفعه بعد حتما به حراست دانشگاه اطلاع میدم. البته اول هشدار جدی بدید. اگر توجهی نکرد اینکارو انجام بدید.

      لایک

  45. سلام وقتتون بخیر
    من یه اتفاقی برام افتاد که خیلی ناراحتم کرد به حدی که از شدت ناراحتی و عصبانیت قفسه سینم درد گرفت! یکجا دیدم به شهدا و خانوادشون توهین کردن من خیلی ناراحت شدم و بدون هیچ توهینی به اون اقاپسر گفتم شما اصلا هیچی درمورد شهدا میدونی و اصلا دوران جنگ نبودی که بدونی چیکار کردن یاحتی اگر داعش بیاد ایران شما اگر همه ی دنیارو به نام خانوادت بزنن حاضری گرفتار رفتار حیوونی اونا بشی و درمقابل انقدر به من توهین کرد و کلماتی گفت که بخوام تکرار کنم ناراحت میشم! من گفتم هروقت یادگرفتی درمقابل حرف حق به دیگران توهین نکنی جواب شمارو‌میدم و دوباره توهین کرد درصورتی که من هیچی نگفتم و هیچی جواب ندادم حتی دوپیام قبل هم هیچ توهینی درمقابل نکردم! خیلی بهم ریختم تو یه جمع خیلی عمومی اینجوری گفتن ! ما ایرانی هستیم اصالت ما نباید بذاره حداقل مستقیم اونم جلوی عده زیادی توهین کنیم به بقیه!ادم نازک نارنجی نیستم ولی خیلی بهم برخورد نمیدونم چیکار کنم????

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم سلاجقه بزرگوار
      به خاطر توهین و پرخاشی که نسبت بهتون شده به خودتون حق بدید که ناراحت باشید و من کاملا حال بد شما رو درک می کنم
      اما در نظر داشته باشید که وقتی کسی توهین می کنه، در واقع بیشتر در حال معرفی خودش به دیگرانه تا معرفی کسی که در حال خطاب قرار گرفتنه. اگر نگران طرز فکر بقیه نسبت به خودتون هستید، اصلا نگران نباشید. چون مطمئنا رفتار مودبانه شما به همه نشون داده که شما چطور فردی هستید.
      اما در مورد حال بد خودتون، سعی نکنید این اتفاق رو دائما در ذهن تون مرور کنید. مرور دوباره و دوباره فایده یا تاثیری در بهتر شدن حال شما نداره.یه بحثی پیش اومده، فردی به شما بی احترامی کرده،به اعتقادات شما حمله کرده، و شما ناراحت شدید.حالا بهترین کاری که میشه کرد اینه که به خودمون سخت نگیریم و خودمونو سرزنش نکنیم که چرا اینطور شد و آنطور نشد. الان وقتیه که باید با خودمون مهربون باشیم چون یه جورایی مورد حمله قرار گرفتیم. اگر یه دوست این اتفاق براش افتاده بود شما براش چکار می کردید؟ دلداریش میدادین و در آغوش می گرفتینش. حالا برای خودتونم می تونید اینکار رو بکنید. خودتونو دلداری بدید و خودتونو در آغوش بکشید ( طبق تحقیقات این کار واقعا موثره و حال مارو بهتر میکنه)
      و یادتون باشه که با افرادی که فحاشی یا توهین می کنند تا جای ممکن نباید بحث کرد. حالا هر چقدر هم به اعتقادات ما حمله کنه. چون اگر این فرد منطقی داشت که میشد باهاش بحث کرد، هیچوقت فحاشی و توهین نمی کرد. بلکه نقد خودشو می کرد و در مقابل منتظر پاسخ می موند.
      البته اینکه شما درست می گفتید یا ایشون موضوع بحث ما نیست. موضوع اینه که برای بحث کردن باید دو نفر منطق مشترکی داشته باشند. وقتی چنین منطقی وجود نداره، پس بحث احتمالا بی نتیجه خواهد ماند.

      لایک

    2. سلام وقتتون بخیر
      من مدتی پیش با یکی از دوستام دعوام شد البته دعوا از طرف من شروع نشد و من وارد یه صحبت دوستانه با این فرد شدم و راجع به شخصیت خودم از اون فرد سوالی پرسیدم اما دوستم شروع کرد به استفاده از کلمات زشت مثل اینکه تو نمیفهمی یا شعور اینو نداری که فلان کارو بکنی و…
      درصورتی که نصف حرفایی که میزد پایه و اساس درستی نداشتن و فقط از روی حدس و تصورات غلط خودش حرف میزد و مسائل بی ربط رو به هم ارتباط میداد
      در رابطه با این آدم بارها به من هشدار داده شده بود که چنین رفتاری داره و تعدادی هم بودن که قبلاً با این فرد دوست بودن ولی دوستیشون به هم خورده بود
      موقع دعوا وقتی دوستم مشغول توهین و زدن حرفای بی اساس بود و سعی داشت که تمام مسائل رو با برداشت ناقص و احساسی خودش بیان بکنه من بهش گفتم که کسی که اصول اولیه و آداب حرف زدن بلد نیس پس نظراتش هم به درد خودش میخوره و اون چت رو ترک کردم و تمام حرف های بعد ایشون رو نخونده پاک کردم
      این ادم از نظر من کاملا تموم شده و هیچ تمایل و رغبتی برای دوستی دوباره باهاش ندارم اما این مسئله که آیا رفتار من درست بود موقع دعوا؟ و اینکه با اون رفتار اون آدم فکر نمیکنه که من عزت نفس ندارم که جواب حرفای مسخرشو ندادم ذهن من رو مدت هاست درگیر کرده
      باید مثل خودش بی ادبانه جواب میدادم تا از طرف اون بی عزت نفس تلقی نشم؟و بعد از مدت ها جنگیدن با افکار نادرستش آیا باز باید میموندم و از خودم دفاع میکردم و بهش با توهین میفهموندم که رفتارش غلطه؟؟
      قابل ذکر که ما بارها با هم دعوا کرده بودیم و بعد دوباره رابطه از طرف اپن شروع شده بود و من هم به خاطر اینکه شاید اشتباهی شده یا هرچی دوباره ادامه داده بودم اما این بار کاملا فرق داره و دوستی ما هیچ وقت دیگه از طرف من شروع و ادامه داده نخواهد شد.

      لایک

      1. سلام به سرکار خانم سارای بزرگوار
        از نظر من شما یک رفتار بسیار عالی و یک رفتار اشتباه داشتید
        رفتار کاملا عاقلانه و عالی اونجا بوده که به ایشون گفتید کسی که آداب اولیه صحبت کردن رو بلد نیست، پس نظراتش هم به درد خودش می خوره. به نظرم بهترین پاسخ و رفتار رو نشون دادید. رفتارتون نشون از عزت نفس خوب شما و مدیریت احساس تون بوده.
        اما اشتباه شما اونجا بوده که بارها با این فرد قطع رابطه و دوباره رابطه رو شروع کردید.
        وقتی با کسی بنا بر دلیلی قطع رابطه می کنیم، تنها زمانی باید به اون رابطه برگردیم که اون دلیل دیگه وجود نداشته باشه یا از طرف مقابل تعهدی برای اصلاح رفتار به شما داده بشه. وگرنه مشخصه که دوباره رابطه به چنین جایی کشیده میشه.

        لایک

  46. سلام ، من ۱۷ سالمه و ۲ تا خواهر دارم یکیش ۱۲ و اون یکی ۱۹ سالشه.
    این دوتا همش دعوا میکنند ، اول فقط دعوا بود اما بعد رفتارهاشون پرخاشگرانه شد ، سره هر چیزه کوچیکی داد میزنن ، بعضی وقتا همو میزنن ، لجبازی میکنند و همدیگرو خیلی بد جلوی دیگران تحقیر میکنند ، که صد البته منم قاطیه دعواشون کردن،مثلا برای نشستن پای کامپیوتر دعوامیشه،بدون اینکه حرف بزنن،مستقیم داد میزنن و حتی اگه جلوی بقیه باشه!ابجی بزرگم دوستای بدی داشت که باعث شد هم رفتار و درسش بد بشه،کوچیکه هم دوستای بدی داره که فامیلن و نمیشه کنار گذاشتشون،همش بهم توهین میکنن تو گروه تل ولی بازم ابجی کوچیکه خیلی دوسشون داره،میدونید حس میکنم همین رفتارها داره به جاهای بدی میکشه،تنبلی ، درس نخوندن،حتی ابجی بزرگم ی مدت ب پوچی و افسردگی رسیده بود،خیلی تلاش کردم و کلی کار یاد گرفتم که اونم وارد کنم،نمد دوزی،گل و گیاه،درس خوندن،اینو تونستم اما خیلی نگران کوچیکه ام،ی دفعه گفت دلش میخواد خودشو از سقف پرت کنه،نماز نمیخونه،اصلا اعتقادی نداره،منم دیگه خسته شدم ، کنترلمو از دست میدم و دعوا میکنم لطفا بگید چکارکنم؟واقعا تمام سعیمو میکنم اما مطمئنم اگه رفتارشون درست نشه بعد به جاهای باریکی ختم میشه،شرمنده طولانی شد.

    ۱

    1. سلام به شما سرکار خانم مهسای بزرگوار
      چند نکته رو مد نظر داشته باشید اگر می خواین به خواهرتون کمک کنید :
      اول اینکه یادتون باشه ما نمی تونیم کسی رو کنترل کنیم. حتی اگر اون فرد فرزندمون باشه. هر زمان قصد کنترل کردن کسی رو داشته باشیم، ممکنه که با دعوا، تنبیه و تشر نهایتا موفق به کنترل بشیم اما در نهایت رابطه مونو با اون فرد از دست میدیم.پس سعی نکنید خواهرتونو کنترل کنید یا نصیحتش کنید که نماز بخون و این کارها رو بزار کنار. چون نتیجه ای نداره و در نهایت همه چیز بدتر میشه.
      اما اگر می خواین به خواهرتون کمک کنید اول از همه باید رابطه تونو باهاش تغییر بدید و بهتر کنید. میدونم که شما هم برای خودتون برنامه هایی دارید و شاید خیلی وقت نکنید که باهاش باشید اما یکی از مواردی که می تونید موثر باشید اینکه وقت بیشتری باهاش بگذرونید و کارهایی که اون دوست داره رو باهم انجام بدید. در واقع سعی کنید بهش نزدیک بشید. همراه بشید، تاییدش کنید و بهش احترام بزارید. اون وقته که حرف و نظر شما براش خیلی مهم میشه و مطمئن باشید سعی می کنه در کارهایی که می خواد انجام بده با شما مشورت می کنه. در یک کلام باید برای خواهرتون یک دوست امن، قابل اعتماد و با محبت باشید.
      البته لزومی نداره هر کار بدی خواست انجام بده باهاش همراهی کنید. اما گاهی همراهی کردن آگاهانه باعث میشه اون به شما اعتماد کنه. جالبه بدویند که در این رابطه، خود شما هم لذت می برید. چون می بینید که رابطه تون چقدر با خواهرتون صمیمی شده و چقدر حال اونم بهتر شده.
      در مورد دعواهاش با خواهرتون، از ایشون چون بزرگتر هستند بیشتر انتظار میزه که کمی صبر و درک بیشتری داشته باشه تا بتونه رابطه شونو مدیریت کنه. در بحث ها و روابط سعی کنید کمتر دنبال برنده شدن باشید. بلکه دنبال این باشید که چطوری می تونید رابطه ای بهتری داشته باشید.

      لایک

  47. سلام‌جاریم‌جلو‌دخترش‌به‌پسر ‌من‌‌گفته‌چاق‌‌وپسرم‌۵‌سال‌ونیم‌واز‌دیرو ‌ز‌که‌این‌توهین‌بهش‌شده‌خیلی‌ناراحته‌لطفا‌راهنمایی‌کنی ‌یه‌جواب‌دندون‌شکن‌بهش‌بدم

    لایک

    1. سلام خدمت شما
      وقتتون بخیر
      حقیقتش من جواب دندون شکن رو پیشنهاد نمی کنم
      بلکه پیشنهاد می کنم با فرزندتون بشینید و صحبت کنید و براش توضیح بدید که چاق فحش نیست.
      اگر فرزندتون جاق نیست که بهش بگید تو چاق نیستی و کسی که این حرف رو به تو زده اشتباه کرده. اگرم فرزندتون واقعا چاقه بهش بگید که چاق بودن چیز بدی نیست و خیلی از آدما هستن که چاق هستند اما انسان های خوب و دوست داشتنی و شریفی هستند که بقیه خیلی بهشون احترام میزارن.

      لایک

  48. سلام، همکارم در جلسه کاری، در خصوص مسئله در مقابل سایر همکاران شروع به بلند صحبت کردن، اتهام زدن و قضاوت من کرد.
    راستش من معمولا جوابی جز سکوت به نظرم نمی‌رسه چون حس می‌کنم هرچی که بگم او یک پاسخ بدتر داره که به من بده و درنهایت من آشفته و مستاصل میمونم.
    چرا که خیلی آدم حرافی‌ نیستم یا همیشه قبل از حرف فکر میکنم تا به احساسات سایرین آسیب نزنم.
    حالا من با همکاری که مجبورم باهاش کار کنم چه باید بکنم؟
    هم میترسم برم باهاش از دلخوریهام بگم و اون شروع به اتهام زنی مجدد بکنه تا بگه مقصر هستم
    هم اینطوری ذهنم آروم نیست و نمی‌دونم باهاش رفتار عادی داشته باشم یا چی؟

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم سمانه بزرگوار
      سکوت شاید گاهی پاسخ مناسب و حتی جراتمندانه ای باشه اما فقط گاهی
      اینکه کلا در مقابل رفتار و واکنش های بقیه ما فقط از راهبرد سکوت استفاده کنیم، قطعا در دراز مدت باعث گستاخ شدن این افراد خواهد شد
      گاهی لازمه سکوت نکنیم و پاسخی قاطعانه بدیم. هر چند که شاید موفق نشیم که حق مان را بگیریم یا حرف مان را ثابت کنیم. اما حداقل تلاش خود را کرده ایم.
      عده ای تصور می کنند رفتار حراتمندانه داشتن یعنی حق خود را تحت هر شرایطی بگیریم.در حالیکه گاهی ما جراتمندانه هم رفتار می کنیم اما موفق به گرفتن حق خود نمی شویم. اما این احتمال عدم موفقیت هرگر نباید باعث بشه که ما کلا رفتار جراتمندانه رو کنار بگذاریم.
      شاید بهتر بود در جلسه سکوت نمی کردید و پاسخ همکارتونو می دادید
      اما دیگه گذشته و ناراحتی برای آنچه که گذشت نه تنها فایده ای نداره بلکه ضرر هم داره
      من یه پشنهاد دارم براتون
      این مورد دیگه تموم شده و بهتره فقط تجربه ازش کسب کنید.الان با خودتون فکر کنید که اگر می خواستم جواب شو بدم در همون جلسه چی باید بهش می گفتم.
      رفتار قاطعانه و جراتمندانه یک مهارته که با آموزش و تمرین بدست میاد. دقیقا مثل دوچرخه سواری و رانندگی و ممکنه بارها در حین یاد گرفتن به مشکلاتی مثل همین موردی که داشتید بربخورین. حتی وقتی یادش گرفتین ممکنه گاهی پیش بیاد با اینکه جراتمندانه رفتار کردید اما بازهم در گرفتن حق تون موفق نبودید. که اصلا اشکالی نداره و برای همه این مسئله پیش میاد.
      هر رفتاری که در قبال ایشون در پی بگیرید قطعا پیامدهایی خواهد داشت. اگر بخواین الان برید و بهش بگید ممکنه همون رفتارهای توی جلسه رو انجام بده. پس باید آماده باشید و جواب حرفاشو بدید
      اگر نه شاید رفتار سرد داشتن یه استراتژی خوب باشه. اینجوری بهش می فهمونید که ازش ناراحت هستید. اما منتظر نباشید که خیلی تاثیرگذار باشه. چون معلوم نیست واکنش ایشون چی باشه.
      در قبال یک همکار یا دوست یا هر فرد دیگری، وقتی می خواهیم رفتاری را در پیش بگیریم باید از قبل به پیامد های رفتار مان فکر کنیم و ببینیم این پیامدها چی هستند و چه تاثیری در زندگی و روابط ما می گذارن. با فکر کردن به پیامدهای این رفتار، بهتر می تونیم تصمیم بگیریم که چه رفتاری در حال حاضر برای ما مناسبه
      در نهایت پیشنهاد می کنم پاسخ سوال جناب آقای محمود که بالاتر از شما سوال شونو پرسیدن رو هم بخونید. اگر می خواستم اینجا کپی کنم خیلی طولانی میشد. ولی مطالعه اش خیلی کمکتون میکنه

      لایک

  49. سلام آقای متین سوالی داشتم..با شخصی که برای تمسخر و اهانت پسوند “جون” به اسم دوستم اضافه میکند(از آوردن اسم دوستم پرهیز میکنم) چیکار کنیم؟(برای مثال امیر {جون} ) باید واکنش نشان دهیم یا به او تذکر دهیم که مسخره چیز خوبی نیست؟ البته میدانم در هر دو حالت فرد تغییری نکرده و برای مسخره جسورتر میشود. ممنون میشم اگه پاسخ بدید?

    لایک

    1. سلام خدمت دوست عزیز
      بستگی به رابطه فرد با دوست شما داره
      اگر دوست هستند، بهتره که دوستانه به ایشون تذکر بدند که من دوست ندارم که شما این پسوند بعد از اسم من بزارید و خوشحال میشم اگر فقط اسم خودمو صدا بزنی
      اگر رابطه دوستی نیست و شما مطمئن هستید که ایشون قصدشون تمسخر هست، بعیده که با تذکر ساده دست از اینکار بکشن. پس سه راه داره :
      اول اینکه موقعی که با این پسوند صداشون میکنه اصلا به هیچ عنوان اعتنا نکه، با بی اعتنایی کامل برخورد کنه. و چون اون فرد می بینه که تاثیری روی ایشون نداره پس کم کم خسته میشه
      راه دوم اینه که با تندی و صدای بلند بهش تذکر بده که مگه من با تو شوخی دارم؟ تو به چه حقی منو اینطور صدا می کنی؟ ( شاید عده ای فکر کنند این برخورد غلطه، اما برای برخی فقط این برخورد جواب میده)
      راه سوم اینکه با خودشم دقیقا همیکارو بکنه. آدما نمیدونن چقدر کارهاشون بده و چه تاثیری روی بقیه داره تا وقتی که با خودشونم همین کار رو بکنید. بگید یا با پسوند جون یا با یه پسوندی که اون فرد بهش حساسه صداش کنن ( ترجیحا بی ادبانه نباشه)
      نکته مهم : معمولا بهترین راهکار، تذکر دوستانه و خواهش از فرده که اینکار رو نکنه. اما این خواهش باید قاطع و به دور از بی ادبی باشه. اما اگر این روش جواب نداد، و فرد به کار بد خودش ادامه داد یکی از راهکارهای دیگه رو باید به کار ببندید
      فقط یادتون باشه که این راهکارها فقط برای ایشونه و نباید از ابتدا روی بقیه هم انجام بدید. برای بقیه آدما همون تذکر دوستانه و قاطعانه نسبت به بقیه راه کارها ارجحبت داره

      ۱

  50. سلام اقای متین من متاسفانه برادری دارم با اخلاق بسیار بد و سالها من و مادرم را با نیش و کنایه و رفتار های خ بد اذیت میکرد و ما بار ها با او قهر کردیم و الان هم قهریم وقتی قهر هستیم خیلی از دستش راحتیم و در ارامشیم ولی الان بعد از مدت ها سر یه چیز کوچک برادرم به مادرم توهین کرد و حرف های بدی زد و این در حالی بود که مادرم حضور نداشت و فقط من با او در اتاق بودم وقتی که مادرم از اتاق بیرون آمد شروع به توهین کرد ولی من نمیدانم چرا هیچ حرفی بهش نزدم و ساکت موندم و عذاب وجدان دارم که چرا هیچی بهش نگفتم و حس خیلی بدی دارم از طرفی می ترسیدم که اگر حرفی بهش بزنم شروع به دعوای جدی کند و بخواهد آسیبی به کسی بزند واقعا نمیدانم خ ناراحتم که چرا سکوت کردم و گذاشتم اون جور حرفای زشت به مادرم بزند من ۱۹ سالم است و این برادر هم از طرف پدرم هست و کلا با مامانم لجه و اذیتش میکنه ممنون میشم اگه بهم بگید که باید دران لحظه چه واکنشی در برابر آن توهین های برادرم میدادم.

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم بهرخ گرامی
      این که کار برادرتون کاملا اشتباهه هیچ شکی نیست. اما در مورد برخوردتون با ایشون باید بگم که گاهی سکوت بهترین و سنجیده ترین راه حله. البته گاهی. پس وقتی سکوت سنجیده و درسته، دیگه نباید عذاب وجدان داشته باشید.
      برای برخورد با هر فرد دیگه باید ابتدا هزینه اون برخورد رو برآورد کرد :
      مثلا اگر شما برخورد می کردید شاید به شما هم اون حرفا رو میزد حتی دعواتون به جاهای باریک تری کشیده میشد که بعدا شما پشیمون می شدید از اینکه چرا سکوت نکردید. پس سکوت کار عاقلانه شاید بوده.
      اما یه زمانی هست شما هزینه سکوت رو بیشتر برآورد می کنید. یعنی با خودتون می گید جوابشو میدم، درسته که ممکنه به خودمم همون توهین هارو بکنه یا دعوای بدتری باهم بکنیم، اما عوضش ارزش اینو داره دیگه لااقل جلوی من به مادرم توهین نکنه.
      همه چیز برمیگیرده به انتخاب شما و برآورد هزینه واکنش شما
      باید با توجه به شرایط بسنجید که چه برخوردی لازم و مناسبه.
      یه نکته هم خدمتتون بگم : برآورد هزینه و انتخاب روش سنجیده نباید باعث بشه دچار وسواس بشید که من باید همیشه ودر همه حال سنجیده رفتار کنم. گاهی پیش میاد ما فکر می کنیم، برآورد هزینه می کنیم و بعد یک انتخابی انجام می دیم. اما وقتی نتیجه اون انتخاب روی میبینیم پشیمون میشیم که چرا این راه رو انتخاب کردیم. اشکالی نداره. ما انسان هستیم و ممکنه خطا کنیم. ما موظفیم که قبل از هر رفتاری فکر کنیم و بعد عمل کنیم. دیگه نتیجه گاهی از کنترل ما خارجه.
      ولی ای کاش بشه که بشینید و مثل یه برادر و خواهر باهم صحبت کنید و خیلی دوستانه علت رفتار و توهین هاشو جویا بشید.مثلا ازش بپرسید به نظرت چه اتفاقی بیفته ماهم می تونیم باهم رابطه خوبی داشته باشیم؟ یا تو چه انتظاری از ما داری؟ لطفا اونارو بگو.

      لایک

      1. میبخشید آقای متین ولی اون هیچکدوم از این حرفا نمیفهمه و خیلی من و مادرم زجر میده و همش فک میکنه حق با خودشه و متاسفانه پدرم هم از اون حمایت میکنه و طوری که همین تازگیا به من و مامانم کلی تهمت ناروا میزنه و فحش های خیلی زشت به ما میدهد و همیشه کم نمیاره و حق به خودش میدهد به خدا من تازگیا ۱۹ سالم شده و دقیقا روز تولد من یه دعوایی سر حق ارث میراث و چیزای بیخود دیگر راه انداخته و کلی هم فحش های زشت بار من و مادرم کرد من تو ۱۸ سال زندگیم خیلی عذاب کشیدم از دست تک تک اعضای خانواده ام و طوری بود که وقتی کودک بودم همش تو فکر خودکشی این حرفا بودم و کلی با روانم هم پدرم و هم برادرانم بازی کردن و حتی مادرم من خیلی از دست اینا خسته شدم و از همه بدتر همین برادرم تو کل زندگی با سیاست هاش و با حرفا و متلکاش دیوونم کردن ازتون ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌میخام منو راهنمایی کنین چون خیلی از نظر روحی دچار مشکلم یک سال هست رفتم دانشگاه ولی آنجا هم خیلی نسبت به همسن و سالام گوشه گیر تر و تنها هستم

        لایک

        1. سلام مجدد خدمت سرکار خانم بهرخ بزرگوار
          به نظرم حتما در این مورد با پدر یا مادرتون صحبت کنید و از شرایط بد روحی تون بهشون بگید
          شاید نمی دونن در درون شما چی می گذره و چقدر ناراحت هستید. محصوصا با پدرتون. اگر امکانش رو دارید به صورت خصوصی با پدرتون صحبت کنید و از شرایط روحی خودتون بهش بگید و از مشکلاتی که الان دارید باهاش صحبت کنید. یک گفتگوی صمیمانه دختر و پدری حتما میتونه تاثیرگذار باشه. حتما در مورد مشکلاتتون باهاش صحبت کنید. چیزی رو از قلم نندازید و ترجیحا از این گفتگو برادرتون مطلع نباشه.

          لایک

  51. سلام آقای متین وقتتون بخیر ، من فایل صوتی شما در مورد اشخاصی که توهین میکنند رو شنیدم بسیار مفید بود ، میخوام لطف کنید راهنماییم کنید ، من یک سال هست که ازدواج کردم و همسرم بعد از چند ماه تلاش من رو راضی به ازدواج کرد و میدونست من راضی نیستم ، اما بعد از ازدواج رفتارش عوض شده و مدام من رو تحقیر مبکنه و برچسب میزنه عقل نداری و‌ حتی متن های تحقیر کننده میفرسته و چند بار بهم گفته که همسر سابقم عاقل و باهوش بود ، در صورتی که میدونم از اون خانم هم همش ایراد میگرفته . من بارها بهش گفتم منظورت از این حرفا چیه ؟ چون من تحصیلات خوب دارم و همه از من تعریف میکنن ناراحتی ؟ چرا دنبال مشکلات میگردی؟ میگه تو بگو قبول دارم عقلم کمه من دیگه کاریت ندارم و چیزی بهت نمیگم ، گفتم صدسال همچین چیزی رو از من نمیشنوی و اینو بدون عقل من از تو بیشتره ، یک مدت بی خیالی و سکوت میکردم اما دیدم ادامه داره بهش میگفتم تو هر چی بگی از من چیزی کم نمیکنه من از خودم مطمئنم و شروع کردم بهش گفتم تو حتما کمبودی داری که میخوای با این حرفا خودتو بالا بکشی ، یک بار هم بهش گفتم مشکل تو اساسیه حتما به بچگی تو ربط داره کمبود داری ، واقعا منو خسته کرده ، بار آخر به خانوادش گله کردم و گفتم ببینید چجوری مشکل درست میکنه و بدون دلیل برام متن توهین آمیز و تحقیر کننده میفرسته ، خیلی از این رفتار من ناراحت شد و شروع به فحاشی کرد که چرا رفتی گفتی ، به نظرتون رفتار من درسته چکار کنم ؟

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم سارای بزرگوار
      در هر رابطه ای، احترام از اساسی ترین ارکان حفظ، تداوم و مفید بودن اون رابطه است. اگر احترام نباشه، رابطه تبدیل به یک اجبار تحمل ناپذیر میسه که به زودی هم از هم میپاشه.
      همسر شما و خود شما موظف هستید که به همدیگه احترام بزارید. اینکه همسر شما میگن قبول کن کم عقلی تا منم کوتاه بیام، بسیار حرف نامعقول و بچه گانه ای هست. کاملا مشخصه به دنبال تحقیر کردن شماست تا به هدفی برسه. این ایشون کمبودی دارند رو کاملا درست متوجه شدید. و این رفتارش با شما در جهت پوشاندن اون کمبوده. شاید فکر می کنه با کوچیک و تحقیر کردن شما، خودش بزرگ میشه یا شما به حرفاش و تصمیماتش احترام میگذارید،چون قبول کردید اون عقلش بیشتر از شماست.
      با ایشون قاطعانه صحبت کنید و ارش بخواین دست از این رفتارش برداره. زیر بار انتقادات ایشون نرید، و مراقب باشید اگر اجازه بدید به این رفتار و حرفاش ادامه بده یواش یواش باور میکنید که درست میگه. گرچه قطعا اشتباه میکنه.
      ازش بپرسید که چرا فکر می کنه شما عقل تون کمه؟ استدلالش چیه؟
      گرچه هر استدلالی هم بیاره، بی احترامی قابل قبول نیست. باید بیاد بگه به نظرم این تصمیم و این رفتارت درست نیست به این دلایل. اونم بدون توهین.
      اگر بارها بهش تذکر دادید و توجه نکرده، بهش بگید بیا بریم مشاوره خانواده مشکل مونو حل کنیم. هر چی اون گفت انجام میدیم تا مسئله مون حل بشه.
      اگر توجه نکرد، یعنی نمیخواد مسئله حل بشه و فقط دنبال اینه که بگه من درست میگم و تا وقتی حرفمو گوش نکنی دست از این رفتارم بر نمی دارم.

      لایک

  52. من یه دوستی داشتم ک مرتب به من توهین میکرد تحقیر میکرد و من فقط گریه میکردم و هیچی نمیگفتم هرکاری کردم که اون خودش متوجه بشه اما هربار بدتر شد منم یه بار عصبی شذم (بعد دوسال ) و منم همه حرفای تو دلمو بهش گفتم اونقد ناراحت شد ک دیگ جوابمو‌ نمیده. من دانشجو پزشکیم و واقعا قیافه خوبی هم دارم اما نمیدونم چرا هرکی بهم توهین میکنه چند روز بعد یادم میره الان ک میبینم این دوستم فقط برای یه توهین حاضر نیس جوابمو بده دارم ب بی ارزشی شخصیتم پی میبرم من باید چیکار کنم جدا?یعنی واقعا اینقد بی ارزشم ک این همه مدت به خاطر دوستی سکوت کرذم ؟؟

    لایک

    1. سلام به شما سرکار خانم سحر گرامی
      نکته اول اینکه همون بار اولی که ایشون شمارو مسخره کرد یا به شما توهین کرد باید مودبانه و در عین حال قاطع بهش می گفتید اینکار رو نکنه.
      اما الان هم اینکارو کردید، گرچه کار درستی کردید که دلخوری تونو بهش گفتید، اما شیوه گفتنش درست نبوده.
      به هر حال اتفاقیه که اقتاده. چه خوب که حرفای دلتونو گفتید. اما از این بعد هر زمان از شوخی یا توهین هر فردی ناراحت میشید همون جا دوستانه بهش تذکر بدید. یا نهایتا یکی دو روز بعد وقتی هر دوتون تنها شدید بهش اینو بگید. اما اینکه بزارید جمع بشه قطعا به همچین جایی ختم میشه.
      واکنش دوست شما به ارزش شما هیچ ارتباطی نداره. شما ارزشمند هستید و اینکه ایشون چه واکنشی نشون داده بر میگرده به طرز فکر خودش و نه میزان ارزش شما.
      و اینکه این همه مدت سکوت کردید نشون از بی ارزشی شما نیست، بلکه نشون میده رفتار جراتمندانه ندارید. و رفتار جراتمندانه یک مهارته که قابل یادیگیریه. البته ممکنه به خاطر عزت نفس پایین هم باشه که نمی تونید رفتار جراتمندانه داشته باشید.
      پیشنهاد می کنم برای افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس تون حتما در دوره رایگان و غیرحضوری عزت نفس و اعتماد به نفس ما شرکت کنید. برای شرکت در این دوره روی عبارت زیر کلیک کنید :
      دوره رایگان اعتماد به نفس و عزت نفس

      لایک

  53. پسرم ۲۱ سال دارد و از بچگی تا الان رفتار عصبی و پر خاشگری با من که مادرش هستم دارد.
    هرگز نمیتوان یک مکالمه معمولی با او داشته باشم.همسرم همیشه شاهد داد زدن هایش و بی ادبی او با من هست ولی هیچ کاری نمی کند.
    بسیار درد میکشم.و این درد دارد مرا از میان میبرد.همه راهی را امتحان کردم تا میتوانستم ولی اثری در او نداشت.

    لایک

    1. سلام به شما سرکار خانم آزیتای بزرگوار
      ابا توضیحاتی که شما دادید دو برداشت میشه کرد :
      یکی اینکه فرزند شما قطعا مشکلی داره که با رفتار پرخاشگرانه اونو بروز میده. آیا درگیر مسئله یا مشکلی یا موضوعی که باعث نارضایتیش شده در زندگی هست؟؟
      حالت دوم اینکه ممکنه رفتار شما،رفتار پرخاشگرانه اونو تقویت کرده. یعنی اینکه هر بار پرخاش کرده، داد زده . بی ادبی کرده به چیزی که می خواسته رسیده. حالا این چیز می تونه سکوت شما، میتونه ازش انتظاری نداشتن، می تونه ازش مسئولیت نخواستن یا رسیدن به خواسته ای خاص باشه.
      اگر اینطوره راهش اینه اجازه ندید با داد زدن و پرخاش کردن به خواسته اش برسه. مثلا وقتی بهش می گید نون نداریم و برو نون بخر اما با داد و هوار میگه به من چه و خودتون برید یا هر کار دیگه ای، شما هم براش ناهار درست نکنید و بگید نون نخریدی و منو ناهار نپختم.
      نباید اجازه بدید هر بار که خواسته ای داشت یا انتظاری ازش داشتید و توجه نمی کرد، با داد زدن و پرخاش کردن به چیزی که می خواد برسه.

      لایک

  54. سلام یه ماه پیش یکی از اطرافیان جلو دو نفر حرفی به من زد که خیلی بهم برخورد اون لحظه نتونستم درست حسابی جوابشو بدم و بعدا خیلی ناراحت بودم فرداش خواستم تلفنی بهش بگم که ناراحتم ولی جواب نداد پیام فرستادم و گفتم که ناراحتم احتمالا از پیام من جا خورده بود و گفت که شوخی کردم ولی من اصلا شوخی برداشت نکردم و آخرش با معذرت خواهی و اینکه دیگه تکرار نمیشه تموم کرد من فقط به خودش گفتم و به بقیه نگفتم که چنین حرفی رو زدم و بین خودمون موند چن روز بد که مستقیما دیدمش گفت انتظار نداشتم چنین حرفی رو به من بزنی و شوخی بودو اینجور چیزا انگار از من طلبکار بود در حالی که من اصلا حرف بدی نزدم و فقط ناراحتیمو گفتم آیا من کار بدی کردم؟ حالا غیر اون مورد حرفای دیگه ای هم زده کلا حرفاش آدمو ناراحت میکنه اصلا فک نمیکنه موقع حرف زدن دیگه خسته شدم بعد اینکه پیامم بهش داده بودم حدود یه ماه ذهنم درگیر بود و هردفعه میدیدمش بدتر میشد و اصلا رو کنکورم که یه ماه دیگه اس تمرکز نداشتم واقعا ناراحتم که یه ماه رو مفت از دست دادم و الان حس میکنم برم پیش همه بگم چی گفته و حالشو بگیرم ولی از یه طرف میگم بیخیال موندم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید خیلی ذهنم درگیره کلا انگار همه دوس دارن منو ناراحت کنن حتی فامیلای نزدیک ممنون ازتون

    لایک

    1. سلام چناب آقای آریا عزیز
      چقدر کار سنجیده ای کردید که با خودش در میون گذاشتید.
      ولی چند تا نکته مهم رو باید مدنظر قرار بدید:
      اول اینکه ایشون عذرخواهی کردند. در واقع ظاهرا پذیرفتن که اشتباه کردند. اما باید باهاش شرط می کردید که حتی اگرم شوخی کرده دیگه این شوخی رو انجام نده.
      دوم اینکه اجازه ندید طلبکار بودنش باعث ناراحتی شما بشه و فکر کنید که اشتباه از شما بوده. اتفاقا کار بسیار سنجیده ای کردید و از این بابت اصلا نگران نباشید.
      سوم اینکه تاثیرگذارترین مسئله و هدف در زندگی اکنون و آینده شما، نتیجه کنکور شماست. همیشه این سوال رو از خودتون بپرسید که فکر و رفتار الان من، یا حرف بقیه چقدر در زندگی الان و آینده من تاثیرگذاره؟
      وقتی تاثیرگذار نیست، پس بهتره تمرکزم روی موارد مهم و اثرگذار باشه.

      لایک

      1. سلام جناب متین عزیز ممنون که راهنماییم کردین ولی اون با حرفاش زمان با ارزش منو واسه کنکور هدر داد و با اینکه میدونم خودم مقصرم ولی اونو هم تقصیر کار میدونم و اگه کنکورمو خراب کنم دوس دارم تلافی کنم چون حرفای دیگه ای هم زده که ناراحتم کرده ولی نتونستم جوابشو بدم فقط دوس دارم تلافی کنم ولی بعدش میگم بی خیال مهم نیس تو دوراهی گیر کردم به نظرتون بی خیال شم و فراموش کنم یا تلافی کنم دلم خنک شه؟ اگه میتونستم همون موقع جوابشو بدم هیچ وقت کار به اینجا نمی‌رسید.

        لایک

        1. سلام محدد
          اگر جواب شو همون موقع میدادید بهتر بود. اما این فرصت دیگه گذشته، و فکر کردن بهش فقط باعث ناراحتی تون میشه. فکری که موثر نیست رو نباید بهش توجه کرد. البته اینکه توی ذهن تون میاد رو نمیشه کاریش کرد، اما میشه آگاهانه به این فکر توجه نکرد
          در مورد تلافی هم بهترین راه اینه که بزارید بعد از کنکورتون. الان مهمترین اولویت کنکوره.
          در نهایت اینو یادآوری کنم که گرجه ایشون حرف یا رفتار درستی نداشته، اما اینکه این حرف چقدر روی شما تاثیر گذاشته، دست خودتون بوده. مثلا فرض کنید فردی الان بیاد برای من کامنت بزاره که تو آدم بی سواد و نادانی هستی و دیگه نباید توی سایت مطلب بزاری. من دوتا واکنش می تونم نشون بدم :
          یکی اینکه حرفشو قبول کنم و بگم حرفش منو داغون کرد و دیگه توی سایت مطلب نمی زارم. نمی ارزه به این انتقاد و قحش خوردنش
          و راه دیگه اینکه بگم ایشون یه فرده و یه نظری داره. نظرش محترمه اما برای خودش نه برای من. می تونم بهش بگم حرف شمارو شنیدم اما انتخابم اینه که همچنان مطلب بزارم توی سایت.
          دقت کردید جی شد؟ رویداد همون رویداد بود. فقط واکنش من متقاوت بود. در حالت اول اون فرد با رفتار و حرفش منو کنترل کرد. اما در حالت دوم کنترلم دست خودم بود.

          ۱

          1. سلام واقعا ازتون ممنونم تو این مدت که با شما صحبت کردم ذهن من خیلی آروم شده و سعی میکنم توجه کمتری به اون موضوع داشته باشم دیگه به فکر تلافی نیستم درسته خیلی سخته و من به خاطر حرفای اون زندگیمو خراب کردم ولی تقصیر خودمه که به اون فکرا پروبال دادم الان که فک میکنم در حق خودم خیلی بد کردم اولش میخاستم جلو همه آبروشو ببرم با اینحال دیگه نمیخام تلافی کنم چون با این کار منم مثل اون میشم من بخشیدمش امیدوارم خدا هم ببخشدش با اینکار به خودم لطف میکنم چون کینه داشتن مثل این میمونه که تو زهر بخوری ولی انتظار داشته باشی طرف مقابل بمیره برای من گذشته دیگه گذشته از این به بعد مهمه اینا همش برا من درس میشه شما جزو کسانی بودین که مخاطبا براتون ارزش دارن و جواب همشونو با حوصله میدین ازتون ممنونم و امیدوارم خدا مثل خودتونو سر راهتون قرار بده

            لایک

            1. سلام مجدد خدمت آریای عزیز
              خیلی خوشحام که سنجیده ترین تصمیم رو گرفتید و با صبر و تفکر اجازه ندادید که احساسات زودگذر براتون تصمیم بگیرند
              مثال زهر رو بسیار بجا زدید و دقیقا همینطوره که گفتید. بخشش گرچه کار راحتی نیست اما اگر کسی مثل شما بتونه اینکار رو انجام بده هم به رشد شخصیتش خودش کمک کرده و هم به بقیه یاد داده که مبشه بخشید و میشه آدما رو با اشتباهات شون پذیرفت. معنای پذیرش این نیست که حق دارند هر کاری خواستند انجام بدن، بلکه معناش اینه که آدمها گرچه ممکنه مرتکب اشتباهات زیادی بشن، اما همچنان انسان و ارزشمند هستند. و من برای آرامش خودم بهتره ( نه اینکه لازمه ) اونارو ببخشم.
              مخاطبان ما همیشه برای ما ارزشمند و قابل احترام هستند و تمام توانم رو به کار می گیرم که به بهترین شکل ممکن در خدمت شون باشم.

              لایک

  55. ببخشید من یه مشکلی دارم یه مدتیه ۳ ساله مشکلم اینه که اگه تو راهنمایی یا دبیرستان باکسی دعوام شده هنوز میاد توذهنم نمیتونم با بقیه برخورد کنم. مثلا میخونم یکی با خانواده یا باشوهرش مشکل داره خیلی میاد تو ذهنم خیلی اذیتم میکنه نمیدونم چکار کنم خسته شدم

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم فاطمه بزرگوار
      دو نکته مهم وجود داره که می تونه به شما در این یادآوری ها کمک کنه :
      اول اینکه هرموقع یاد خاطره ای در گذشته افتادید دو تا سوال از خودتون بپرسید :
      ۱.آیا الان که در اون شرایط نیستم، می توانم تفسیر دیگه ای از اون واقعه یا رویداد داشته باشم؟ آیا تفسیر الان من، تنها تفسیر اون رویداده؟
      ۲.آیا یادآوری این خاطره کمکی به زندگی الان و آینده من میکنه؟ آیا نکته ای در اون خاطره وجود داره که من لازمه اونو یاد بگیرم تا دیگه بهش فکر نکنم؟ اگر نکته ای نداره و تاثیر مثبتی در زندگی من نداره، پس چرا بهش فکر کنم.
      نکته دوم اینکه مشکلات، درگیری و اختلاف همیشه و در همه خانواده ها حتی خوشبخت ترین خانواده ها و آدم ها وجود داره. کاری که باید بکنیم این نیست که چطور میشه از این مشکلات فرار کرد یا خلاص شد. بلکه باید یاد بگیریم که چطور این مشکلات رو مدیریت کنیم. مهارت های ارباطی رو یاد بگیریم، حل مسئله و حل تعارض رو یاد بگیریم.
      در نهایت من پیشنهاد می کنم که دوره رایگان عزت نفس و و اعتماد به نفس ما را شرکت کنید تا هم تفسیر مفید از زویدادها رو یاد بگیرید، هم عزت نفس تون رشد کنه، هم در حل مشکلات قوی بشید. برای شرکت در این دوره روی عبارت زیر کلیک کنید :
      دوره رایگان اعتماد به نفس و عزت نفس

      لایک

  56. سلام اقای متین.وقت وروزتون بخیر.
    میگم،درموردخصوصیات خونواده بخصوص پدر و گاهی هم مادر اما به نحوه های متفاوت ،اعتماد به نفس ادم ،غرور وشخصیت ادم رو خورد کردن توهین کردن ،روانی بازی دراوردن ،ادم رو خسته کردن،خودشون رو به عدم فهمیدن زدن،خودشون رو به عقل کل دونستن،جلو همه به زن جماعت توهین کردن ،دوتا خواهریم و یه مادرم سر جمع ۳ زن) و تو این سن ۲۳ سالگی تحت فشار عقاید مذهبی خودشون گذاشتن . و………………،،،، کدومو بگم؟؟؟؟؟؟ خخخخخخ
    بگذریم ،یچیز کاملا جدا بگم ازاینا.من کلا از بس خسته شدم ،دیگه گفتم به درک اما خیلی سرکوبم کردن.غرورم رو شخصیتم رو .
    من متاسفانه چند روزپیش رازی از همسرم رو به یه شخص که اصلا نباید یگفتم،گفتم.اگ همسرم بفهمه خیلی اذیت میشه
    م مطمئنم تو دهنش نمیمونه و میگه به همه.ومتاسفانه خیلی با سیاست هم هست اما کثیف.
    بزارید اینجوری بگم،به من اصرار کرد که رژ قرمز بزنم،من هی گفتم نه اما این رسما داشت رژ رو میکرد تو دهنم،منم هم عصبانی شدم گفتم نمیخوام بزن گفت چرا گفتم چون دوس دختر قبلی همسرم رژ قرمز میزده.
    گفت بچه کجا بوده ،اینجا،گفتم نمیدونم اینجا بوده یا کجا. من هیچوقت رژ قرمز نمیزنم. اونم گفت اتفاقا بزن.
    درواقع از هیجان و عصبانیت من استفاده کرد و اون نفرت درونیم یهو بروز پیدا کرد.و احتمالا هم خودم بروز دادم به صورت ناخوداگاه.
    و این مسئله خیلی و خیلی به توان بی نهایت برام عذاب اوره چون شخصیت همسرم رو زیر سوال خواهند برد و دیدشون نسبت به همسرم کلا عوض میشه.چجوری جمش کنم؟ از خودم مایه بزارم ویا چیکار کنم؟؟؟؟؟

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم خدیجه بزرگوار
      با توجه به مواردی که فرمودید بعید می دونم اگر برید و حرف خودتونو انکار کنید باور کنند. ولی یه ترفند اینه که اگر کسی این حرف رو به شما زد، می تونید باحالت تمسخر و خنده بگید که واقعا باور کردید این حرف رو؟؟ من فقط خواستم فلانی دست از سرم برداره. خب چیکار کنم، خیلی رو اعصابم بود و هر چی هم می گفتم ول کن نبود.
      البته اگر این حرف به گوش همسرتون برسه، به ایشون دیگه مثل بقیه نمیشه ترفند زد، و باید براش توضیح بدید که حرف از دهن تون پریده و عذرخواهی کنید. وقول بدید که دیگه این اتفاق نمیفته.
      ولی این ترفند حداقل می تونه دید بقیه رو به همسرتون مثل گذشته نگه داره.

      لایک

  57. سلام خیلی ممنون ازمطالب خوبتون من به فایل صوتی هم گوش دادم من ی برادر دارم که ۲۹سالشه منم تازه ۲۰سالشه خیلی خیلی دوسش داشتم جوری ک تمام وقتم بااون میگذشت دوسال پیش وقتی دانشگاه قبول شدم ازخونه رفتم اون ی مدت افسردگی داشت منم اونجا شرایط سختی و داشتم ولی چیزی نمیگفتم از ی طرف دوری ازخانواده از ی طرف مشکلات جدیدی هم اونجا داشتم برادرم بامن قهرکرد۸ماه کلا حرف نزد بعدشم ک بین فرجه ها عید میومدم خونه یکم حرف میزد بعدش دوباره ی بحثی میشداون همیشه عادت داشت منو کوچیک کنه یاتوهین کنه درصورتی ک من باخودم مشکل نداشتم درس منم ازاون خیلی بهتر بود ظاهرمم بدنبود ولی اون به همه چی گیرمیداد کلا باتوهین کردن وکوچیک کردن من حس خوبی بهش دست میداد من اونجوری فک میکنم این اواخر خیلی بدترشده جلوی بقیه توجم خانوادگی خودمون کلا هرچی ک باشه سعی میکنه منواذیت کنه درصورتی ک ن پدرم ن مادرم اصلااونجوری نیستن این باراخر دیگ ب من میگ معلوم نیس رفتی دانشگاه چیکارکردی هووف اخه من همش درس میخونم ی کاری نکردم حداقل بگم حق میگه هرچندماشالاخودش هرکاری دوس داره میکنه ولی کسی چیزی نمیگ خلاصه من ن میتونم تحملش کنم ن میتونم ترکش کنم دوسدارم بکشمش هرچی من بیشترجواب نمیدم اون پروترمیشه نمیدونم چرا با توهین کردن به من وحتی بقیه لذت میبره بنظرش همه زشتن همه بدن فقط خودش خوبه ببخشید خیلی طولانی شد

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم مونس بزرگوار
      با توجه به مواردی که فرمودید کاملا مشخصه که ایشون از اینکارش یه نفعی می بره. مثلا ممکنه با تخریب شما دنبال پوشوندن عیب های خودش باشه. یا ممکنه در برابر شما احساس حقارت می کنه و شاید شما موفقیت ها یا چیزهایی دارید که ایشون نداره و سعی می کنه با اینکارش اون دستاوردها رو ناچیز جلوه بده. حتی شاید بابت موضوعی از شما دلخوره و سعی می کنه اینجوری خودشو خالی کنه. البته اگر ازش بپرسید دقیقا مشکلش با شما چیه قطعا این موارد رو پنهان میکنه.
      با توجه به رابطه ای که بین شما هست، چرا از پدر یا مادرتون کمک نمی گیرید؟ بگید که باهاش صحبت کنند و بهش یادآور شن که حق نداره به شما بی احترامی کنه. یا درکارهای شما دخالت کنه.
      نمی دونم تا حالا باهاش صحبت کردید یا نه. ولی اگر هنوز امیدی به برطرف شدن مشکلات دارید، می تونید در شرایطی که حال هر دوتون خوبه و سرحالید، باهاش ضحبت کنید و ازش بپرسید که چرا رابطه ما اینطوری شد؟ چرا ما نمی تونیم برای هم خواهر و برادر خوبی باشیم؟ به نظرت مشکل ما کجاست که به اینجا رسیدیم؟
      یادتون باشه حتما سعی کنید از این جملات استفاده کنید و از ضمیر ما استفاده کنید تا تاثیرگذاری کلام تون بالاتر بره.

      ۱

  58. سلام و عرض ادب
    سوالی که داشتم اگر در محیط کار یا ورزشی فرد یا افرادی که اصلا باهاشون حتی سلام و احوال پرسی نداریم ولی مشخصه از ما خوششون نمیاد و توهین یا تیکه ای غیرمستقیم به ما انجام بدن جوری که انگار در مورد فرد دیگری حرف میزنند و البته من هم مطمین نیستم کامل ,چه عکس العملی باید داشته باشم؟ با توجه به اینکه ناراحت هم شدم

    ۲

    1. سلام به جناب آقای محمد عزیز
      همانطور که خودتون فرمودید صراحتا به شما اشاره نکردند. پس دقیق مشخص نیست که منظورشون شما هستید.
      پس دو راه دارید. یا اینکه چون مطمئن نیستید که دقیقا منظورشون چیه اعتنا نکنید به حرفاشون. از اونجایی هم که غریبه هستند خیلی نظر و عقیده شون توی زندگی شما اهمیت و تاثیری نداره.
      دوم اینکه ازشون بپرسید که آیا منظورشون شما هستند؟ اگر تایید کنند و بگن بله، حداقل تکلیف تون روشن میشه و می فهمید که در قبال این رفتار شون چطور باید عکس العمل نشون بدید

      لایک

  59. سلام خیلی ممنون ولی من نتونستم فایل رو دانلود کنم ولی تسکر میکنم که وقت میزارید
    خواهشا به منم یه راه حلی بدید
    من ۱۹سالمه و یه برادر دارم ۲۱ سالشه ما بیشتر وقتا باهم خوبیم و شوخی هم میکنیم منم یه ادم با جنبه ای هستم و از شوخی هاش ناراحت نمیشم ولی کاهی اوقات سر مسائل کوجیکی دعوامون میشه و اون بیشتر وقتا شروع میکنه و اول فحش میده منم خیلی جلوی خودمو میکیرم ولی احساس میکنم با فحشا و بی احترامی هاش میخوام بترکمو منم بهش فحش میدم و انقدر روانیم میکنه که نمیفهمم اصلا جی میشه و خیلی سریع اونجارو ترک میکنم
    بعد از این دعوا ها اون با من قهر میکنه و دیکه حرف نمیزنه حتی جواب سلاممو هم نمیده ولی من از قهر متنفرم ولی خوب منم غرور دارم نمیتونم برمو به خاطر بی احترامی ها و فحش هایی که بهم داده ازش عذر خواهیم بکنم بعضیا میکن این افرادو از زندکیتیون دور کنید جطوری میتونم کسی رو که از اعضای خانوادمه و هر روز میبینمش از زندکیم…
    دوم این که برادرم خیلی زود عصبی میشه و حساسه و وقتی عصبی شه فحشای خیلی بدی میده و منم نمیتونم جوابشو ندم، شده کاهی اوقات سکوت کنم به زوور ولی اون با فحشاش منو خیلی ناراحت میکنه و منم نمیتونم….
    بنابراین میترسم باهاش صحبت کنم جون انقدر کاهی بد دهنه که احساس مبکنم نمیتونم دو کلمه مثل آدم با هاش حرف بزنم و بکم که با من اینطوری حرف نزنه و… نه اینکه فکر کنید ازون بسرای خیابونیو جاهله هاااا نه نفر اول دانشکاشونه و با سواده و کلی جیزا بلده و خیلی باهوشه ولی این عیب اخلاقی رو داره و من نمیدونم جی کار کنم…جطوری باهاش رفتار کنم این وسط مادرم طفلی خیلی اذیت میشه

    لایک

    1. سلام به شما سرکار خانم محیای بزرگوار
      قطعا این راهکار رو که فرد رو ترک کنید اینجا در مورد بعضی از اعضای خانواده نمی تونه مفید باشه.
      پس بهتره سایر راهکارهارو در پیش بگیرید. از اونجایی که ایشون موقع بحث از ادب خارج مبشن و شروع به فحش دادن می کنند، بهترین راهکار اینه که باهاشون تا جای ممکن بحث نکنید. ارتباط تونو به حداقل برسونید و جز در موارد ضروری وارد گفتگو نشید.
      اما اگر دوست دارید با ایشون رابطه بهتری داشته باشید، باید هر دو طرف متعهد به این باشید که برای رابطه بهتر تلاش کنید. باهم در کمال آرامش و وقتی باهم خوبید، بشینید و صحبت کنید و قرار بگذارید که از این به بعد موقع دعوا، کسی حق نداره فحش بده. و به تعهد برای هر دوتون بسازید.اگر کسی فحش داد مثلا باید ۱۰ هزار تومن به اون یکی بده. این مثاله البته. شما می تونید هر تعهد دیگه ای که فکر می کنید برای هر دوتون مهمتره رو در نظر بگیرید.
      در مورد دانلود فایل صوتی این مطلب هم روی دکمه آبی زنگ انتهای مطلب کلیک کنید میتونید فایل رو دانلود بفرمائید

      لایک

  60. سلام … من یک پسر ۱۳-۱۴ ساله هستم … من سه تا دایی دارم که هر سه تاشون زن گرفتن و همشون ۲ تا بچه دارن … زن دایی هام خیلی دو رو، غیبت کن ، خبرچین ، پرو ، اخلاق زشت و … هستن. همشون از بچگی من را ناراحت میکردن ، بچه هامون منا میزدن … منم در اون دوران هیکل ریزی داشتم … اما از کلاس پنجم که فکرم کامل تر شد و هیکل و قدم از بچه هاشون بیشتر شد ، دیگه نمی تونن من رو ازیت کنم اما هی تیکه های نیش دار میزنم و کلا پدر و مادرم و خواهرم و من رو خیلی ناراحت میکنن . در ضمن وقتی هم که من جلوی این رفتار هاشون می ایستم ، هی میگن تربیت از اول بد بود و از این حرفا … یکی از پسر دایی هایم … وقتی که من هنوز چیزی نمی‌دونستم ، یعنی ۶-۷ سالم بود با من شوخی و کار های لذت بخش جنسی میکرد … و یکی دیگه از پسر دایی هام هم وضع مالی عالی دارن هی به من پز میدن . من باید چیکار کنم ؟؟؟

    ۱

    1. سلام به آقا ابوالفضل عزیز و گرامی
      من ناراحتی شما رو کاملا درک می کنم.
      چند نکته رو سعی کنید رعایت کنید تا کمتر اذیت بشید و بتونید زندگی بهتری داشته باشید :
      اول اینکه سعی کنید تا جایی که امکان داره از حضوز در مکان هایی که این افراد هستند پرهیز کنید. مثلا وقتی قرار بیان خونه تون، اگر براتون امکان داره خونه نباشید. برید با دوستاتون بیرون، برید به باشگاه ورزشی، برید به کتابخونه و درس یا کتاب بخونید. خلاصه برای خودتون یه برنامه خوب تدارک ببینید.
      دوم اینکه سعی کنید کمتر باهاشون صحبت کنید. البته نه اینکه قهر باشید و بی محلی کنید، وارد بحث و گفتگو تا جای ممکن باهاشون نشید.
      سوم اینکه تلاش کنید برای خودتون یک هدف مهم داشته باشید و وقت تون رو برای پیگیری و رسیدن به اون هدف برنامه ریزی کنید و تمرکزتونو کمتر روی این موارد بگذارید. کلا تلاش کنید به جای تمرکز روی مسائلی که هیچ تاثیر مفیدی در زندگی شما ندارند، روی اهداف و علاقه مندی های سالم خودتون متمرکز باشید.

      لایک

  61. سلام من ۲۰ سالمه و آدم کمالگرایی هستم
    طوری که کلا اگر توهینی یا بی اهمیتی ای یا حتی چیزی ببینم خیلی ناراحت میشم و احساس کمبود میکنم و در بیشتر مواقع پیش میاد که میرم و از اطرافیان یا خانواده م میپرسم که من اینجوری هستم یا نه ؟
    اما خییلی برام مهم هم هست که جلوی اون آدم توهین کننده قوی باشم و بهش اجازه ندم که از بالا به من نگاه کنه چون شخصیتم برام مهمه
    مثلا یکی از دوستان قدیمیم از وقتی که یک رشته ی خوب قبول شده خیلی بیشتر از قبل خودش و میگیره و مثلا جواب پیام من رو دیر میده و خیلی سرد برخورد میکنه
    اما من دوست دارم یه جوری باهاش برخورد کنم که بفهمه که آدم حقیر و سطحی نگریه و یه رفتار حرفه ای یا یک حرفی بزنم که دیگه این کارو نکنه ! حتی اگه به قیمت تموم شدن رابطه باشه حاضرم که تو اوج خداحافظی کنم باهاش

    لایک

    1. سلام به شما دوست عزیز
      بهتره بگیم شما آدم حساسی هستید تا اینکه کمال گرا
      چند نکته خدمتتون میگم که توجه به این نکات خیلی میتونه در نگرش و الگوی فکری شما تاثیرگذار باشه :
      اول اینکه همه ما از توهین ناراحت میشیم و تقریبا کسی نیست که این اتفاق براش نیفته. که البته حق داریم ناراحت بشیم. اما اینکه وقتی کسی به ما توهین می کنه احساس بی ارزشی می کنیم رو حق نداریم. چون توهین آدما به ما هیچ ارتباطی به ارزش ما نداره. در واقع توهین داره یه چیزی رو در مورد اون فرد مشخص می کنه چیزی رو در مورد ما. مگر اینکه توهین اون فرد واقعیت داشته باشه. که اگر واقعیت داشته باشه، کاری که می کنیم باید در درون خودمون اون ایراد رو بپذیریم و در صورت لزوم سعی در برطرف کردنش داشته باشیم.
      البته ناگفته نماند که اکثر توهین ها واقعیت نداره و انتقادی که به شکل توهین مطرح میشه، دیگه فقط نقد نیست بلکه بیشتر برچسب زدن به شخصیت آدماست. برچسب های هیچوقت درست نیستند. چون هرگز شخصیت یک انسان که پر از جزئیات مختلف هست رو نمیشه با یک رفتار یا حتی با یک صفت سنجید.
      دوم اینکه ما باید جلوی همه قوی باشیم و نباید اجازه بدیم کسی به ما بی احترامی کنه و با قاطعیت و رفتار جراتمندانه حق مون رو بگیریم. اما ما نمی تونیم بریم در داخل ذهن کسی و اونو مجبور کنیم که از بالا به پایین نگاه نکنه به ما.چون ما فقط روی رفتار خودمون کنترل داریم.باید با قاطعیت بتونیم حق مون رو بگیریم و تا دیگران اجازه بی احترامی به ما رو نداشته باشند. اما هیچوقت نمی تونیم به صورت قطعی و صد در صد جلوی همه آدما رو بگیریم که به ما توهین نکنند. چون هر اندازه که شما اینطور باشید و مرزها و حدود رو رعایت کنید، باز هم عده ای هستند که مرزهای شما رو رعایت نمی کنند. پس لازمه با اونا برخورد لازم انجام بشه. ولی نمی تونیم به صورت کمال پیشگیری کنیم. در نهایت یادتون باشه که شخصیت شما رو افکار، رفتار و سبک زندگی خودتون تعیین می کنه نه نگاه و رفتار دیگران. فرض کنید من از روی بی ادبی و بی اعتنایی پاسخ شما رو نمی دادم. آیا این معناش اینه که شخصیت شما کوچک و حقیره؟؟ به هیچ وجه. چون رفتار من تعیین کننده شخصیت شما نیست، بلکه نشان دهنده شخصیت خودمه.
      اما در مورد دوست تون. پیشنهاد می کنم با ایشون صحبت کنید و گله هاتونو بهش بگید. شاید واقعا هدفش بی اعتنایی نباشه. بهش بگید که علت رفتار سردش چیه و چرا به پیام های شما دیر جواب میده. اگر دیدید عمدی اینکار رو میکنه یا دلیل موجهی نداره، اون موقع می تونید تصمیم بگیرید که با ایشون بمانید یا ترک شون کنید.البته بهش نگید من فکر می کنم تو مدتیه خودتو گرفتی، چون این مسئله در ذهن شماست و ممکنه واقعا هدفش این نباشه. فقط رفتارهای واضحی که ازش می بینید رو بگید. گله کردن و گفتن خواسته ها به آدمهای اطراف مون، کوچک شدن نیست، بلکه نشانه بلوغ فکری و قدرت ماست

      لایک

      1. سلام ممنون از پاسخگویی شما
        راجع به نکاتی که گفتین برام سوال پیش اومده سوال اول اینکه گفتین ما نمیتونیم در برابر همه ی افراد از رفتار توهین آمیز اونها جلوگیری کنیم چون باز هم یک سری افراد هستند که از حد و مرزهامون عبور میکنند اما گفتین باید با اون ها برخورد لازم بشه ، سوال اینجاست چه برخوردی باید با این افراد بشه ؟؟
        و سوال دوم اینکه شما میگین رفتاری که بقیه با من دارن به خاطر شخصیت خودشونه و ربطی به من نداره پس چطور میشه که میگن
        هر رفتاری که باهات میکنن به خاطر رفتار خودته ،،، بالاخره رفتار بقیه نسبت به ما به ما ارتباط داره یا نداره ؟

        ۱

        1. سلام مجدد خدمت شما دوست عزیز
          چقدر سوالای خوبی پرسیدید
          در مورد سوال اول : برخورد با فردی که توهین می کنه به خیلی عوامل بستگی داره. مثلا اون فرد چه نسبتی با ما داره، چه توهینی کرده، پاسخ دادن به اون چه هزینه یا سودی ممکنه برای ما داشته باشه. مثلا وقتی رئیس ما در محل کار به ما بی احترامی می کنه، شاید اگر ما هم برای برخورد با اون همین کار رو باهاش انجام بدیم، اخراج یا توییخ سختی بشیم. شاید یکی بگه من برام مهم نیست، یکی هم بگه توهین رو تحمل می کنم بهتر از اخراج شدنه، یکی هم بگه هیچکدام، من اونجا چیزی نمیگم ولی وقتی رئیس عصبانیش فروکش کرد و خودم سرحال بودم، میرم و در کمال آرامش ازش می خوام دیگه توهین نکنه و اگر انتقادی داره فقط کافیه بهم بگه تا برطرفش کنم.
          برخورد کردن همیشه و در همه شرایط یک معنا نمیده. یک برخورد میتونه این باشه که محکم بایستیم و بگیم که تو حق نداری به من بی احترامی کنه و احترام خودتو نگه دار.
          یک برخورد میتونه این باشه که کلا با اون فرد قطع ارتباط کنی و هرگونه محبت یا خدمتی که بهش می کردی رو قطع کنی.
          یک برخورد میتونه این باشه که در کمال آرامش ازش بپرسی که چرا داره توهین میکنه و چه اتفاقی افتاده. گاهی وقتی فرد آرامش ما رو می بینه هم آرام میشه و هم خجالت زده.
          می خودم همه این روش ها رو تست کردم و در مواجهه با هر فردی و در شرایط مختلف یکیشو استفاده کردم. جالبه بدونید من از پلیس راهنمایی رانندگی که در حق من تخلف کرده بود شکایت کردم.
          یک برخورد میتونه شکایت از اون فرد باشه. مثلا وقتی میرم بانک و می بینم که کارمند بانک داره از روی عمد کم کاری می کنه، سریع به رئیس بانک مراجعه می کنم و در آرامش انتقاد مو میگم. اگر رئیس توجه نکرد میرم شعبه سرپرستی بانک و از شعبه شکابت می کنم.

          اما در مورد سوال جالب دوم :
          همیشه یک قسمتی مهمی از رفتار دیگران بستگی به رفتار ما داره اما نه همه اش.
          مثلا وقتی در همکاران یا دوستان شما ، فردی هست که وقتی باهاش از در شوخی وارد بشی، یهو شوخی های ناجور میکنه، بهتره با این فرد صمیمی نشیم و شوخی نکنیم. اگر شوخی کردیم پس باید منتظر شوخی ناجور اونم باشیم. یا مثلا وقتی می بینیم که فردی وقتی باهاش گرم میشی از حدود خودش خارج میشه، پس نباید باهاش گرم بگیریم، که اگر گرفتیم باید متتظر عواقبش باشیم. یا مثلا وقتی شما برای وقت و کار خودتون ارزش قائل نباشید، یدونید که اکثر آدم های اطراف شما حتی عزیزترین آدمها هم برای وقت و کار شما احترام چندانی قائل نخواهند بود.
          بازهم تکرار می کنم که قسمت مهمی از رفتارهای دیگران با ما، برمی گرده به رفتار و شخصیت خود ما.

          اما هستند افرادی که هر چقدر شما محترمانه، مودبانه، با فکر و تدبیر رفتار کنید، بازهم کار خودشان می کنند. بازهم شوخی ناجور می کنند،بار هم از حد و حدود خودشان خارج می شوند، بازهم ممکنه برای شما و وقت و کار شما ارزش چندانی قائل نباشند. اینجاست که شما باید برخورد لازم رو انجام بدید. و هر چقدرهم رفتارتون درست و خوب باشه، اونا بازهم کار خودشونو می کنند.
          پس در نهایت ما باید سنجیده و در کمال احترام با همه رفتار کنیم، تا دیگران هم برای ما احترام قائل باشند. ولی اگر جایی صلاح دیدیم که باید با کسی برخورد کنیم، اینکار رو انجام بدیم.

          لایک

  62. سلام من یه پسر عمو دارم خیلی آدم دورویه شوخی جنسی میکنه من تحمل نکردم و باهاش دعوا کردم بعد از روز هر خواب بد ازش دیدم خواب دیدم با من دعوا کرد شوخی جنسی بهم میگفت و من هیچ کاری نتونستم بکنم و ابرو م جلوی مردم برد منم بعد از خواب زیاد استرس و افسردگی گرفتم چیکار کنم ممنون

    لایک

    1. سلام به جناب برزو عزیز
      اولا که شما کار درستی کردید که با ایشان برخورد کردید. البته برخورد لزوما دعوا کردن نیست، اما با کسی که از حدود خود خارج می شود و به مرزهای شخصی و خط قرمز های شما احترام نمی گذارد، باید برخورد قاطع کرد.
      اما در مورد خواب تون احتمالا چون این موضوع ذهن شما رو خیلی مشغول کرده بوده، پس به صورت خواب هم برای شما اتفاق افتاده.
      آنچه که در خواب دیدید احتمالا بازتابی اتفاقی بوده که بین شما و ایشون افتاده و چیز مهمی نیست.
      اما در مورد اصل برخورد با ایشون اصلا ناراحت نباشید چرا که لازم بوده، اما در مورد نحوه برخورد بهتر بوده اول مودبانه و قاطع ازش میخواستید که این شوخی ها رو کنار بزاره اگر گوش نکرد بعد برخورد محکم تری می کردید.

      لایک

  63. سلام و وقت بخیر
    خیلی ممنون از پاسخ های سنجیدتون
    لطفا میفرمایید شما مشاوره تلفنی جهت افزایش انگیزه و خودباوری و رهایی از افسردگی هم دارید؟
    و اگر هست چگونه ارتباط بگیریم؟

    لایک

    1. سلام محدد خدمت شما
      ممنون ازشما و خوشحالم که از پاسخ ها رضایت داشتید
      متاسفانه بنده مشاوره حضوری و تلفنی ندارم
      اما می تونید سوالات خود را از طریق واتس اپ یا تلگرام یا دایرکت اینستاگرام مطرح بفرمائید :
      من ۵شنبه ها پاسخ سوالات رو میدم
      برای ارتباط با ما از طریق تلگرام و واتس اپ به شماره ۰۹۱۹۸۰۴۰۴۰۱ در شبکه های اجتماعی پیام بدید
      در اینستاگرام به آیدی hamedmatin.m@ پیام بدید
      در خدمتتون هستیم

      لایک

    1. من به یکی از خوانندکان شباهت زیادی دارم و همیشه بخاطر شباهتم همه میگن انتر رفته دوتا عمل کرده ?یا فحش های دیگه..
      چه جوابی بدم؟؟

      لایک

      1. سلام به شما دوست گرامی
        اول اینکه به نادانی شون توی دلتون بخندید. آدمی که بینش و درکش انقدر رشد نکرده که بدون داشتن مدرک و اطلاعات قبلی روی هوا یه چیزی میگه نظرش چندان مهم نیست
        دوم اینکه اگرم می خواین جلوشون بایستید محکم بهشون بگید تو از کجا میدونی؟ وقتی از زندگی آدما خبر نداری چرا بدون فکر دهنتو باز می کنی و اراجیف می بافی؟؟
        اگر ساکت باشی کمتر خودتو خراب می کنی.
        با این جملات دیگه کمتر کسی جرات میکنه با حالت توهین آمیز باهاتون برخورد کنه.

        لایک

  64. سلام من و خواهرانم خارج از کشور زندگی میکنیم و پدرومادرمان چندین سال پیش فوت کردند اما خواهر بزرگمان وشوهرش حکم پدرومادربرای نا رو دارن وخانواده سنتی ومذهبی هستیم، برای خواهر کوچکترم یک خواستگار با واسطه امد و وقتی خواهرم دفعه اول ودوم باهاش صحبت کرد انتظار داشتیم که برای خواستگاری رسمی و واقعی مادرشان که ایران و همشهری و نزدیک هم هستد رو پیش خواهر بزرگترم بفرستن برای هم اشنایی خانواده ها هم خواستگاری رسمی اما این آقا نفرستاد وحتی خودش هم نمیخواست با خواهر بزرگمان اشنا بشن و خودشونو معرفی کنند بالخره با چندین بار گفتن زنگ زددرحد یک سلام علیک خالی وقتی خواهرم گفت مادرت رو بفرست با کلی گلایه گفت که من خودم مگه چمه که مادرم رو بفزستم بالخره مادرش رو نفرستاد وخواهر کوچیکم بله رو بهش گفت یک روز امدند گفتند ۱۴ سکه ودیگه هیچی ما وقتی اعتراض کردیم و شرایط ضمن عقد و اینکه عقد توتالار کوچیک وساده بلشه چون خونه ما تو وضعیت کرونا خیلی کوچیک بود گفتند ما انتظار دیگه ایی از شما که مذهبی هستین داشتیم من گفتم نه ما مذهبی نیستیم ،مگه ما همه چیمون خیلی اسلامیه که این یکی اسلامی باشه به خدا فقط همین جمله رو گفتم نه زیاد نه کم که روحانی واسطه دستاشو بهم زد وگفت پس هیجی بلند شیم بریم پسره هم گفت چرا وقت مارو گرفتین من این همه راه رو امدم چند بار،دیگه حوصله ندارم ومیخوام برم گفت که من باخود خواهرتون تلفنی توافق کردیم خواهر دیگم که از من یکم بزرگتر گفت خوب برا خودتون بردین ودوختین ، که پسره ادای خواهرم رو دراورد ومسخرش کردوخواهرمن فقط نگاش میکرد منم چون دیگه توهینارو نمیتونستم تحمل کنم ونمیتونستم بگم خوش امدید بدون اینکه چیزی بگم رفتم تو اتاقم . ومیشنیدم که پسره هی راه میرفت وهی داد وفریادمیکرد که شما خواهرتون رو تحت فشار قرارمیدین ونمیزارین خودش مهریه ۱۴ تا سکه رو قبول کنه . درحالی که ما اصلا همین ۱۴ تا رو هم نمیخواستیم و درعوض یک مهریه معنوی و شرایط حق طلاق رو برای ضمانت خواهرم میخواستیم وخواهرم خودش هم از سکه خوشش نمیامد اما از ترس پسره فقط سکوت کرده بود. بعد روحانیه گفت برن خودشون دوتا تو اتاق دوباره صحبت کنند. من چیزی که بیشتربهم برخورد این بلند شدنشون واینکه همش میخواستن برن و خواهرام هیچی نمیگفتند، بالاخره رفت تو اتاق و صحبت کردند بدون اینکه چیزی تغییر کنه، خواهر ساده من براشون دوباره شام گرم کرد چون نهار هم اینجا بودند وازشون پذیرایی کرد بعدشم شاد وخندون وپیروز از اینکه ما سه تا خواهر تنها رو گیر اوردند رفتند منم تو اتاق از اینکه اینقدر پررو اند وخواهرام تازه ازشون پذیرایی هم میکنند احساس میکردم این ذلته که فقط با خود خواهرم صحبت میکنند درباره همه چی وفقط زحمت پذیرایی با خواهر بزرگم بود ومسخره شدن، بعد چند مدت عقد کردند حالا هم هر هفته میاد و انگار نه انگار اصلا مادرش نرفت خواستگاری، مهریه هم یک مهر معنوی و دیگه هیچی، حتی برای عقد هم به خواهر بزرگم تو ایران به خاطر احترام هم که شده زنگ نزدن اجازه بگیرن، بعد عقد هم زنگ نزدن تبریک بگن تو ایام عید ومناسبت ها هم اصلا انگار نه انگار یک زنگ به بزرگترای ما نمیزنن، احساس بدی دارم وفکر میکنم پسره خواهرم رو انگار از تو خیابون پیداش کرده وعقد کرده و بزرگترا اصلا وجودخارجی ندارن ،هر هفته میاد میخوره ،میخوابه ولم میده تو خونه ما انگار نه انگار ،من وخواهرم هم ازبزرگتری فقط نقش بشور وبپز رو داریم وخیلی احساس بد وذلت میکنم یک روز به خواهر کوچیکم گفتم چرا وقتی فلانی میاد ما همش باید بشوریم بپزیم ولی به عنوان بزرگتر هیچی حق نداریم بگیم گفت میشوری بشور نمیشوری خفه شو برو تو اتاقت که الان میاد، من حالم از رفتار خواهرم بدترشد الان نمیدونم چکار کنم هرچی قبلا به روی خودم نیاوردم وقتی امدپذیرایی کردم خوش امد گفتم اما تو دورونم اتیشه ودلم خونه واحساس میکنم به کل خانوادمون توهین شده که فقط میاد میخوره میخوابه ،خیلی خوش به حالش هست که پدر زن ومادرزن نداره دوتا خواهر زن مظلوم داره که هیچی نمیگن جز روی خوش.من دارم به زور تحمل میکنم و نمیدونم چکار کنم. گاهی فکر خودکشی میزنه به سرم که چرا اینقدر بدبختیم که باید سکوت کنیم.

    لایک

    1. سلام به شما سرکار خانم سحر بزرگوار
      واقعیتی وجود داره و اون اینکه خواهر شما که با ایشون ازدواج کرده باید جلوی رفتارهای اشتباه این آقا می ایستاد و اجازه این بی حرمتی هارو نمی داد. اما نه تنها ایشون کاری نمی کنند بلکه با سکوت شون باعث شدند که این آقا گستاخ تر بشن. من ناراحتی شما رو درک می کنم. اما شما دو راه بیشتر ندارید. یا اینکه به این آقا و خواهراتون بفهمونید که از ایشون خوشتون نمیاد و هیچ کاری خاصی برای پذیرایی از ایشون نکنید یا اینکه به خاطر خواهرتون تا جایی که حرمت شخص شما زیر سوال نرفته این شرایط رو تحمل کنید.
      چون با توجه به مواردی که فرمودید هر دو خواهر شما انتخاب شون اینه که این شرایط رو تحمل کنند و با این وضعیت کنار بیان. اما قرار نیست انتخاب شما هم این باشه.
      من می فهمم که خواهرتونو دوست دارید و ناراحت هستید از رفتارهای همسر ایشون، اما واقعیتش اینه که تا زمانی که خواهرتون خودش نخواد کاری براش نمیشه کرد. شما فقط می تونید برای خودتون کاری انجام بدید چون فقط روی خودتون کنترل دارید و بقیه رو نمیشه و نباید کنترل کرد.
      در همه روابط باید یه محاسبه هزینه و فایده همیشه داشته باشید. به این صورت که اگر بخوام رفتار مورد علاقه خودمو بکنم، چه هزینه ها و منفعت هایی ممکنه برای خودمو و خانواده ام داشته باشه، اگر بخوام مدارا کنم چطور. بعد با محاسبه این هزینه و منفعت، می تونید تصمیم بگیرید که چطور باید رفتار کنید.
      حال بد شما رو درک می کنم اما واقعیتش اینه که ما نمی توانیم آدم هارو محبور به انجام کاری یا فهمیدن مطلبی کنیم، مگر اینکه خودش بخواد. گاهی می بینیم که یکی از عزیزان مان داره با سر میره تو چاه، اما هر کاری می کنیم و هر حرفی می زنیم اون توجهی نمی کنه. این جا وظیفه ما فقط هشدار دادنه و هیچکار دیگه ای نباید انجام بدیم تا وقتی که خودش هم به نتیجه ما برسه و بخواد اقدامی انجام بده. پس لطفا حرص نخورید برای موضوعی که کنترلی روی اون ندارید.

      لایک

  65. سلام وقتتون بخیر
    دانشجوی دختر هستم.
    استادم(آقای ۳۵ ساله)پشت تلفن عصبانی بودند و گویا ظرفیت و تحمل ادامه ی مکالمه را نداشتند و شروع کردند به توهین به من.این دومین بار هست که ایشون این اشتباه را مرتکب میشوند
    وویس مکالمه ام با ایشون را برای بزرگتری پخش کردم و تایید میکنند ایشون خیلی زیاده روی کردند با وجود مدارا و سکوت من.
    با توجه به اینکه باید باز هم با ایشون در ارتباط باشم برای درسم ممنون میشوم پیشنهاد شمارا در این خصوص بدانم.
    سپاس

    لایک

    1. سلام به شما سرکار خانم سارای بزرگوار
      متاسفانه در چنین مواردی چون به اصطلاح دستمون زیر سنگه ایشونه، سخته که بخوایم بی پروا و جسورانه پاسخ شونو بدیم. پس بد نیست یکم چاشنی عقلانیت هم استفاده کنیم.
      مثلا فعلا با ایشون راه بیاید، البته اگر قابل تحمله، بعد وقتی کارتون تموم شد، خیلی راحت می تونید بدون نگرانی از عکس العمل ایشون، باهاشون برخورد کنید. برخورد هم همیشه حرف زدن مستقیم نیست، می تونید به حراست دانشگاه تون مراجعه کنید و شکابت ایشونو بکنید. حتی اگر حراست توجه چندانی هم نکنه، اما یک سابقه بد برای ایشون ثبت میشه و حداقل دانشجویان بعد از شما، کمتر مشکلات اینچنینی خواهند داشت.
      اما فعلا هیچ چیز مهمتر از رسیدن شما به خواسته تون یعنی گذروندن اون درس یا پروژه نیست. پس فعلا مدارا کنید

      لایک

    2. سلام ،من یه دختر ۲۹ساله هستم یه خواهر ۷سال کوچکتر از خودم دارم تو آپارتمان باخانواده زندگی می کنیم خواهرم هر بار به عناوین مختلف به من فحاشی میکنه و فحشای خیلی رکیک میده جوری که صداش تمام آپارتمان و خانه های اطراف بره و بهم تهمتای ناجور میزنه ،گاهی باهام خوبه ولی گاهی سر کوچیکترین مسئله یا بی دلیل شروع به فحاشی میکنه خیلی ناراحتم چطور با این حرفایی که میزنه تو چشم همسایه ها نگاه کنم وقتایی که باهاش خوبم میگم چرا بهم این فحاشیارو میکنی میگه میخوام خالی بشم اون فحشاو تهمتا دلم و خنک میکنه عصبانیتش سر مسائل کوچیک بیش از اهمیت اون مسئله اس ،خانواده ام به توهیناش عادت کردن و جرات ندارن از ترس آبرو که داد و بیداد نکنه چیزی بهش بگن ،من خیلی شخصیتم خورد شده از همه مهتر تهمتاش ،یبارم دعوام شد که نتیجه اش شکستن دماغم بود بعد سعی کردم سکوت کنم ولی افسرده شدم ،فعلا جایی رو ندارم برم چیکار کنم کمتر اسیب ببینم،میشه لطفا راهنمایی کنید.

      لایک

      1. سلام به سرکار خانم پونه بزرگوار
        خواهر کوچیک شما کاملا مشخصه که یا مشکلی داره که اینقدر پرخاشگر شده و یا همیشه با پرخاش کردن موفق شده به اون چیزی که دوست داره برسه. در واقع این رفتارش تقویت شده. چون هر بار که داد و فریاد کرده ، شما ار ترس آبروتون و یه سری مصلحت ها سکوت کردید یا کوتاه اومدید.
        باید دست از این تقویت بردارید. نباید اجازه بدید که با این رفتار به هدفش برسه. مثلا وقتی شروع به فحاشی میکنه، سریع کوتاه نیاید، نزارید اینجوری به خواسته اش برسه. چون اگر هر بار که داد و بی داد می کنه، شما کوتاه بیاید، اون می فهمه که با این رفتار همیشه می تونه به چیزی که می خواد برسه.
        پیشنهاد اول من اینه که باهاش محبت آمیز صحبت کنید وسعی کنید بفهمید که مشکلش چیه که انقدر پرخاشگر و خشن شده.شاید مشکلی داره، برای حل شدن اون مشکلش کمکش کنید. شاید واقعا نیاز باشه به مشاور یا روانشناس مراجعه کنه. اگر بتونید شما یا مادرتون یا هر کسی که خواهرتون از اون حرف شنوی داره، راضیش کنید که برای کنترل خشمش به مشاور مراجعه کنه خیلی براش مفیده. شاید مشکلی داره که با شما نتونه درمیون بزاره اما به مشاور بگه.
        پیشنهاد بعدی اینه که در مقابل پرخاشگری هاش کوتاه نیاید، ترس و عقب نشینی شما رفتار اونو بیشتر تقویت می کنه. جلوش وایسین. بزارید بفهمه که نمی تونه با این شیوه به خواسته اش برسه.

        لایک

      2. سلام.من۲۱سالمه.من از موقعی که وارد دبیرستان شدم حالم بدشد کلا ی ادم دیگه شدم منزوی افسرده ضداجتماع
        و مشکلی که من دارم اینه وقتی فحش میشنونم از کسی دیگه یادم نمیره انقدر تو ذهنم میمونه که عذابم میده دیگه خستع شدم هر روز هرشب همیشه فقط دارم به گذشته فکر میکنم که کی بهم فش داد.از بس خود خوری کردم دیگه کاملا نابود شدم.نمیدونم چیکار کنم.ممنون میشم راهنماییم کنید

        لایک

        1. سلام خدمت جناب یاسین عزیز
          حال بد شمارو درک می کنم
          متاسفانه در فرهنگ ما، انگار اگر کسی فحش بشنود و عکس العمل متقابلی نشان ندهد آدم بی غیرت و ترسویی است
          در حالیکه این نوع نگاه بسیار اشتباه و بی اساس است. البته منظور من این نیست که نباید عکس العمل نشان داد، بلکه منظورم بیشتر درگیری های ذهنی بعد از رویداد فحش دادن و فحش خوردن است.
          اگر شما بعد از فحش شنیدن انقدر به هم میریزید به احتمال بسیار زیاد به خاطر باورهای سفت و سخت شماست. مثلا یکی از باورهایی که ما ایرانی ها داریم این است که هیچکس نباید به من فحش دهد. صد البته که کسی حق ندارد به ما بی احترامی کند، اما آیا در دنیای واقعی می توانیم جلوی همه آدمها را بگیریم که به ما فحش ندهند؟
          باورهای بعدی :
          اگر به من فحش بدهند آنگاه :
          خیلی وحشتناک است
          غیرقابل تحمل است
          من آن چیزی که می گویند ممکن است باشم

          اگر این باورها را تغییر دهیم آنگاه انقدر به هم نمی ریزیم.
          چطوری؟؟
          با زیر سوال بردن این باورها:
          کی گفته من هیچوقت نباید از هیچکس فحش بشنوم؟ چه قدرتی وجود دارد که در دهان همه مردم را قفل بزند؟
          چرا فحش شنیدن انقدر وحشتناک است؟ واقعا انقدر فاجعه بزرگیه؟
          واقعا فحش شنیدن غیرقابل تحمله یا من اینطور فکر می کنم؟ آیا نمیشه فحش بشنوی و تحملش کنی؟ اگر تحمل کنی میمیرم؟
          آیا اگر کسی مثلا به من بگوید احمق، من واقعا احمق می شوم؟ این طرز فکر از کجا می آید اگر کسی خدای ناکرده به پدر یا مادر من بی احترامی کرد یعنی پدر و مادر من اینطوری هستند؟ واقعا این باور از کجا می آید که ما انقدر سفت و سخت به آن چسبیده ایم.

          با زیر سوال بردن این باروها، موقع قحش شنیدن انقدر به هم نمی ریزید. البته زیر سوال بردن باورهای خشک ما، معنایش این نیست که حق نداریم ناراحت شویم یا اینکه حق نداریم عکس العمل نشان دهیم. اصلا…بلکه بهتره جملات زیر رو با خودمون مرور کنیم :
          فحش خوردن خیلی بده و من ناراحت میشم. اما وحشتناک و غیر قابل تحمل نیست و من می توانم آن را تحمل کنم. اگر کسی به من فحش دهد، هیچ قانونی وجود ندارد که نشان دهد من واقعا آن چیزی که او گفته هستم. مگر اینکه خودم قبول کنم. هیچ چیز تبدیل به واقعیت زندگی من نمی شود مگر اینکه من آنرا قبول کنم.

          ۱

  66. ممنون از فایل صوتیتان،راستش من خیلى از رفتار توهین آویز و تحقیرکننده استادم ناراحت شده بودم وواقعا انتظار شنیدن این حرف رو نداشتم و این حق را بهشون نمیدادم که این گونه با من صحبت کنند،در آن لحظه سکوت کردم هیچ چیزی نگفتم و از درون ناراحت وعصبی شدم بعد از این که از در اتاقشون اومدم بیرون به شدت ناراحت بودم و گریه کردم و فکرم رو مشغول کرد دنبال راهکارى بودم که چ کنم با این ناراحتى که فایل صوتی شما تاحدى من را آرام کرد?فقط همش دوست دارم یه روز بهشون بگم از گفته ایشون ناراحت شدم با اینکه سکوت کردم و رنجیدم ویه جوری بهشون بفهمونم این حق را نداشتند آیا اینکار را انجام بدهم؟

    لایک

    1. سلام به شما دوست گرامی
      خوشحالم که فایل صوتی براتون مفید بود
      به نظر بنده اگرم خواستید چنین کاری کنید، حتما زمانی اینکارو انجام بدید که دیگه با ایشون درس نداشته باشید. چون ممکنه اگر این انتقاد رو مطرح کنید، روی رفتار و شیوه برخورد ایشون با شما تغییر کنه و بخواد تلافی کنه.
      البته اگر با این موضوع خودتون کنار اومدید، دیگه نیازی به گفتن نیست. کاری که الان دارید انجام میدید بیشتر به خاطر مسئولیت اجتماعی اهمیت پیدا می کنه که دیگه اینکار رو با بقیه نکنه. که البته معلوم نیست انتقاد شما چقدر تاثیرگذار باشه.

      لایک

      1. ممنون از پاسخ به جا و منطقیتان،بله قطعا بعد از اتمام تحصیل خواهم گفت،شاید موثرواقع شود.بازهم بی نهایت ممنونم به خاطراینکه