0
0

تست خجالت و کمرویی

تست شرم

نکته بسیار مهم :

پاسخ سوالات تست را طوری بدهید که بیانگر احساس و نگرش واقعی و کنونی شما باشد. نه احساس و نگرشی که دوست دارید داشته باشید.

به عنوان مثال : اگر شما در حال حاضرفرد موفقی نیستید به سوال :

 آیا شما فرد موفقی هستید؟

باید پاسخ خیر بدهید. اینکه دوست دارید در آینده موفق شوید و یا اینکه فکر می کنید توانایی موفق شدن را دارید نباید باعث شود که شما به این سوال جواب بله بدهید. مگر اینکه سوال اینطور پرسیده باشد که آیا به نظرتان توانایی موفق شدن را در خود می بینید؟ آنگاه اگر واقعا می بینید باید پاسخ مثبت بدهید.

آغاز تست :

لایک

نظرات

11 نظر در مورد تست خجالت و کمرویی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    1. سلام به شما جناب حسن وند عزیز
      می تونید محصول غلبه بر خجالت و کمرویی تهیه کنید
      یک محصول بسیار عالی که می تونه خجالت و کمرویی رو درشما کنترل کنه
      برای اطلاعات بیشتر راجع به این محصول پیشنهاد می کنم روی عبارت زیر کلیک بفرمائید :
      محصول آموزشی و غیرحضوری غلبه بر خجالت و کمرویی

      لایک

  1. سلام؛
    متشکرم از تست زیبای تان، خوب؛ محیط همیشه بالای انسانها درمقاطع مختلف تأثیر گذاراست، در زمان طفولیت و یا سن بچگی رواجها ویا عنعنات ناپسندی که دراجتماع ما وجود داشت، اجازه ی شرکت درمجالس بزرگان را نداشته واحیانأ اگر درمجلس آنان قرار میگرفتم صحبت کردن و ابراز نظر را هرگیز نداشتم، دردوران مدرسه نسبت به لباسی که می پوشیدم ممکن هم برایم مشکل بود جلو کلاس بیاستم و درس معلم را تکرار نمایم، بهمین منوال دردوران دانشگاه هم مشکلات روحی و روانی بود که خجالتی و کمرو باشم، اما دردوره کاربازهم محیط برایم آموخت که آنجه دردوران نوجوانی و جوانی بوده باید کنار گذاشته شود و به چیز های جدید دست یافت تا از این منجلاب رهایی یافت.
    خوشبختانه از زمانیکه به سایت شما دست یافتم وبه درسهای شما گوش داده و مطالب آموزشی شما را میخوانم حالا همه آنچه سبب کمرویی و خجالتی می شد رفع شده و گاهی درمحافل بزرگ احساس می کنم که اگر موضوعی را مطرح کنم، ممکن نادرست بوده و مورد تمسخر دیگران قرار گیرم که این هم دارد آهسته آهسته رفع می شود. ممنون

    لایک

    1. مجددا سلام خدمت جناب حزین یار عزیز
      خدارو شکر می کنم که مطالب آموزشی سایت ما در رشد شخصیت و رفع کاستی ها توانسته براتون مفید باشه و چقدر خوشحالم که خبر پیشرفت خودتون رو با بنده در میان گذاشتید
      برای بنده هیچ خبری از این خوشحال کننده تر نیست.
      واقعا به شما از صمیم قلب تبریک عرض می کنم

      لایک

  2. سلام من همیشه توی زندگیم و کارها وحتی حرف زدنم سعی میکنم خودم را به جای طرف مقابل بگزارم بعد تصمیم می گیرم که چه کار یا عکس العملی انجام دهم به نظر من اگر این کار را انجام بدهیم در کارهایمان کمتر پشیمان می شویم ( یا علی مدد )

    ۲

    1. سلام به جناب هادی عزیز
      اینکار شما یکی از روش های برقراری ارتباط موثر با دیگران است.
      وقتی خود را جای بقیه می گذاریم درک بیشتری از میزان تاثیرگذاری گفتار و رفتارمون روی آنها داریم.
      ممنونم که دیدگاه ارزشمندتونو با ما در میان گذاشتید

      لایک

  3. به نظرم خجالتی بودن با مضطرب بودن فرق داره .یعنی من خیلی راحت احساسات وعقایدم رو میتونم مطرح کنم ولی یه موقع هایی مثل جلسه امتحان یا صحبت با جنس مخالف مخصوصا درشروع شدیدا دچار اضطراب و عرق کردن و لرزش شدید بدن میشم .بطوریکه اگه قرارباشه چیزی بنویسم انگاردستم قفل شده .این مشکل احساس میکنم با کتاب خوندن واین چیزا خوب نمیشه.یعنی خیلی سریع وغیرارادی اتفاق میوفته

    لایک

    1. سلام به شما سرکار خانم نگار
      تمام احساساتی که ما هنگام خجالت کشیدن تجربه می کنیم، ناشی از یک اضطراب است. حال چه خودآگاه آنرا درک کنید چه مانند شما بسیار سریع اتفاق بیفتد.
      خجالتی که شما موقع صحبت با جنس مخالف و در جلسه امتحان تجربه می کنید نیز قابل برطرف کردن است.
      پیشنهاد می کنم حتما سری به لینک زیر بزنید :
      دوره غیر حضوری غلبه بر خجالت و کمرویی

      لایک

  4. سلام دوستان.من محمود هستم.فقط یه کوچولو میگم.۲ بار تجربه و تظاهر به خودکشی.مورد سواستفاده در دوران کودکی.اختلال وسواس فکری اجباری.اینها قسمتی از گذشته من بوده.خجالت.ترس.احساس گناه.حس قربانی بودن و…..همه این واژه ها رو بنده در زندگیم لمس کردم و عمیقا به اونها آگاهم.اما تمام اینها گذشته من بود.من امروز از فردی ترسو به فردی شجاع.از احساس گناه به احساس آزادی.از احساس قربانی بودن به کسی که سرنوشتش در دست خودش هست تبدیل شدم.امروز درک درستی از زندگی و خودم و جایگاه و هدفم در زندگی دارم.و تمام اینها رو فقط مدیون خودشناسی کردن.کتاب خواندن.و تمرین کردن هستم.روزی به این درک رسیدم که تمام سیاهیهای ذهن من فقط در ذهن منه و نمیتونه واقعیت زندگی باشه .ذهن میتونه هر بلایی سر آدم بیاره اگه به حرفهای بیمارگونه اون بها بدید.خدا رو شکر از زندگی حالم خشنودم.هدف دارم.و خودم رو دوست دارم.دوستان خودشناسی کنید.ممنون از شما حامد جان.self_mind_life

    ۲

    1. سپاسگزارم از شما جناب عبدلی عزیز که تجربه خودتون رو شجاعانه با دیگران به اشتراک گذاشتید
      دیگران با مطالعه مواردی که شما ذکر کردید قطعا بیشتر باور خواهند کرد که می توان تغییر کرد و لزومی ندارد آینده ما شبیه گذشته مان باشد
      براتون آرزو پیشرفت بیشتر دارم
      و امیدوارم همواره پرنشاط و سرشار از عزت نفس باشید

      لایک