غرور چیست؟

شاید اگر از ما بپرسند که غرور چیست، در پاسخ بگوییم که غرور یعنی کبر، یعنی اینکه خودمان را بگیریم، یعنی اینکه خودمان را از بقیه بالاتر بدانیم.البته منم (حامد متین) با شما موافقم.کسی که این مدلی فکر کند قطعا فرد مغروری است. اما ویژگی های یک انسان مغرور فقط به این موارد ختم نمی شود. بلکه مصداق های بارز غرور بسیار بیشتر و در عین حال کمی پیچیده تر از این حرفاست.متاسفانه در فرهنگ و باور جامعه ما انسان مغرور بیشتر به کسی تلقی می شود که خودش را بگیرد یا از بالا به دیگران نگاه کند.

البته در موارد بدتر افرادی که خودشان را کسی می دانند و به خودشان اطمینان و اتکا دارند نیز مغرور خوانده می شوند.اما این کاملا اشتباه است. این غرور نیست.عزت نفس است. همه ما باید :

خودمان را کسی بدانیم.

همه ما باید فکر کنیم که منحصربه فردیم.

همه باید خودمان را خیلی دوست داشته باشیم

همه ما باید برای خود ارزش بسیار بسیار زیادی قائل باشیم.

 

اما از کودکی به ما یاد دادند که اینها یعنی غرور. که اینها نشانه های افراد متکبر است. که تواضع فقط یعنی دوست داشتن دیگران و قبل از خودت به دیگران اهمیت دادن. و چه باورهای غلط و بیهوده ای که نتیجه آن چیزی جز غرور ( احتمالا تعجب می کنید)، ناآگاهی و ناکامی برای ما چیزی نداشت. بله تشویق شدن به تواضع بیجا، سبب می شود که ما دچار نوعی غرور شویم که خودمان متوجه آن نیستیم.

شاید بپرسید غرور چرا؟

چون فردی که هنوز به ارزش های وجودی خود پی نبرده و خودش را آنطور که واقعا هست نپذیرفته باشد، چطور می تواند متواضع باشد. البته نقش انسان متواضع را می تواند بازی کند اما در باطن سخت دچار غرور است.می دانید چرا؟ چون چنین فردی خالی از عزت نفس است و در درون خود به دنبال چیزی می گردد تا توسط آن اعتبار و ظاهر خود را جلوی دیگران حفظ کند. می خواهد به دیگران ثابت کند که من هم برای خودم کسی هستم. مرا باور کنید.مرا محترم بدانید. اما چون عزت نفس ندارد، این نیازهای خود را به شکلی اشتباه و توسط غرور ارضا و اغنا می کند.مثلا سعی می کند :

با پرخاشگری و ترساندن دیگران برای خودش احترام بخرد.

با قهر کردن و قطع رابطه برای خودش ارزش کسب کند.

دیگران را می چزاند تا از او حساب ببرند.

دیگران را خوار می کند تا احساس حقارت خودش را پنهان کند.

در روابطش دائم دچار مشکل می شود که ناشی از همین غرور است اما دائم تقصیر را گردن دیگران می اندازد.

حال اجازه دهید که غرور را به درستی تعریف کنم :

ارزیابی غیر واقعی از خود و فراتر از آنچه واقعا هستیم.

غرور پنهان چیست؟

همه ما تقریبا بدون استثنا درگیر یک مدل غرور به نام غرور پنهان هستیم. البته نه اینکه فکر کنید مدل خاصی از غرور است.اینطور نیست. اما چون در باور جامعه و ما، این چیزها نسبت به سایر مصداق های دیگر غرور به چشم نمی آید ما آن را غرور نمی دانیم.اما وجود دارد و به واقع نوعی از غرور است.به خاطر اینکه زیاد به چشم نمی آید من به آن می گویم غرور پنهان اما متاسفانه خانمان سوز است. چرا که بسیاری از مشکلات ما در ارتباطات شخصی و خانوادگی ناشی از همین غرور پنهان است.پس غرور پنهان همان غرور است اما به دلیل اینکه در باور عموم ما خیلی به عنوان غرور شناخته نمی شود من به آن می گویم غرور پنهان.اما امروز که شما تعریف آن را دانستید دیگر نیازی به اصطلاح غرور پنهان نیست. و از این به بعد همان به آن غرور می گوییم.

غرور

نشانه های غرور چیست؟ از کجا بدانیم مغرور هستیم یا نه؟

سالها پیش در یک پروژه به عنوان مسئول قسمتی مهم انتخاب شدم. مدیر پروژه از من خواست تا کاری را انجام دهم. به او گوشزد کردم که اینکار آنطور که مد نظر ایشان است، درست از آب در نمی آید و به پروژه ضربه می زند.اما از آنجا که او ۲۵ سال سابقه کار داشت و من جوان و تقریبا کم تجربه بودم، ناچار شدم قبول کنم.بعد از اجرای آن کار دقیقا همان اتفاقی افتاد که من آنرا قبلا پیش بینی کرده بودم. پروژه متحمل یک هزینه اضافه شد.فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟ مدیر مغرور و نالایق پروژه مرا مقصر معرفی کرد و نه تنها دستمزد کارهای قبلی ام را ندادند بلکه من از پروژه کنار گذاشته شدم.یک لحظه به این فکر کنید که مدیر مغرور اشتباهش را می پذیرفت.آنگاه من از ادامه کار محروم نمی شدم و او فرصت پرورش یافتن شخصیتی محکم و مسئولیت پذیر را از دست نمی داد.شاید بعضی بگویند دلت خوش است. چه فرصتی؟ چه کشکی؟کی به فکر این چیزهاست؟ اما یادمان باشد که این مدل آدم ها، در تمام زندگی شان به این شیوه عمل می کنند.همواره تقصیرات را گردن دیگران می اندازند.اشتباهات خودشان رابه بقیه نسبت می دهند. در بقیه پروژه ها همین طور عمل میکنند. ممکن است خیلی ها مثل من به خاطر غرور او آسیب ببینند. و جالب است  بدانید که او همین اشتباه را در زندگی شخصی و خانوادگی اش هم مرتکب می شود. اشتباه می کند و به گردن همسرش یا سایرین می اندازد.اما اطرافیانش مانند من دست شان بسته نیست. حتما پاسخ این کار را با ترک کردنش خواهند داد.با بی توجهی کردن به وجود او نشان می دهند که دیگر برایشان ارزشی ندارد.

کمتر کسی را می شناسم که مغرور نباشد. کمتر کسی هست که با آن دست به گریبان نباشد.شاید بپرسید چرا؟

شما تا به حال چند نفر را دیده اید که :

۱.هر زمان اشتباه کرده اند شجاعت پذیرش آن را داشته اند و در برابر دیگران اعتراف کرده اند که اشتباه کرده اند. ( اعتراف به اشتباه را ضعف می دانیم)

۲.در بحث به دنبال حقیقت باشند نه به دنبال پیروزی و به کرسی نشاندن حرف خود ( چند بار در انتهای یک بحث به طرف مقابل گفته ایم بله حق با شماست)

۳.اگر خطایی کرده اند بیایند برای عذرخواهی و جبران خطا ( عذرخواهی و درخواست بخشش را نوعی کوچک شدن می دانیم)

۴.همواره مسولیت کارهای خود را تماما به عهده بگیرند و موقع بروز مشکل تقصیر را گردن دیگران نیانداخته باشند.( پایمان به لیوان آب می خورد و می ریزد، به جای اینکه بپذیریم که اشتباه از ما بوده و مسئولیت شو قبول کنیم، سریع میگوییم : آخه…جای لیوان آب اینجاست!؟ کی این لیوان رو اینجا گذاشته؟)

۵.در روابط فقط به دنبال اثبات کردن خود و برتری اش نباشد. ( وقتی می بینیم که دوست یا همسرمان در زمینه ای موفقیت بزرگی کسب کرده به زبان می گوییم که خوشحالیم اما در قلب مان چیز دیگه ای می گذرد)

۶.خیلی شبیه به خود واقعی شان باشند و تا چه اندازه شبیه حرف هایی که می زنند هستند(دیگران را دائم نصیحت می کنیم که چطور زندگی کنند و راه درست زندگی چیست، آنگاه زندگی خودمان شبیه آثار باستانی ماقبلِ تاریخ فقط مخروبه اش مانده)

مثال های بسیارِ دیگری از این دست.

اما نشانه های آدم های مغرور :

۱.انسان های مغرور در برابر افرادی که از خودشان قوی تر، آگاه تر، ثروتمند تر و زیباتر می دانند،حالت تدافعی می گیرند.

آنها نمی خواهند بپذیرند که از خودشان بهتر وجود دارد.

۲.افراد مغرور معمولا انعطاف ناپذیرند.

سعی دارند با پایبندی به عقایدشان هر چند اشتباه توجه دیگران را به خود جلب کنند.

۳.مغرورها در برابر زور بیشتر ظاهری متواضع می گیرند ،چون توان مقابله مستقیم را ندارند.

اما به ضعیف ها حمله می کنند و می خواند قدرت شان را به نمایش بگذارند.قیافه جدی به خود می گیرند در حالی که از درون احساس حقارت می کنند.آنها از مقام، جایگاه، عنوان و مظلوم نمایی و بیمار نمایی استفاده می کنند تا غرور خود را حفظ کنند یا به دیگران ضربه بزنند.

۴.این مدل افراد بسیار احساس تنهایی می کنند.

گرچه ادعا زیاد دارند اما بیشتر به دنبال پر کردن تنهایی شان هستند.

۵.آنها درظاهر خودشان را خیلی قبول دارند اما در درون اصلا خودشان را قبول ندارند.

بر خلاف ادعایشان بسیار آسیب پذیر و زودرنج هستند.همچنین تمایل زیادی به اثبات کردن خود و خودنمایی دارند.

۶.آدم های مغرور دائما از مکانیسم و رفتارهای دفاعی استفاده می کنند.

آنها تحمل باختن و بازنده شدن را ندارند.می خواهند غرور خود را تحت هر شرایطی حفظ کنند.گرچه در حضور دیگران به هر ریسمانی چنگ می زنند تا به بقیه ثابت کنند که کم نیاورده اند اما در تنهایی احساس یاس و ناتوانی می کنند.

۷.افراد مغرور همواره از همه متوقع و طلبکارند.

مدام در قهر و آشتی به سر می برند.اگر مطابق میلش رفتار نکنید، از شما ناراحت می شود.باید همیشه مواظب رفتار و گفتارتان باشید.همیشه باید رعایت آنها را بکنید.

همه این مدل رفتارها و تفکرات، نشان از غرور در ما دارند.هر چقدر سعی کنیم انکار کنیم که غرور نداریم، احتمال اینکه مغرور باشیم بیشتر است.مگر اینکه هیچکدام از نشانه های غرور را نداشته باشیم. که آن هم خیلی بعید است.با توجه به نشانه هایی که گفته شد و همیچین نشانه های مشابه که قبلا آنها را در خودتان یا دیگران دیده اید، آیا به نظرتان شما غرور دارید؟

البته یادمان باشد که اینکه خودمان را دوست داشته باشیم، اینکه برای خود احترام زیادی قائل باشیم معنایش مغرور بودن نیست.مگر اینکه این دو ویژگی را فقط و فقط نسبت به خودمان داشته باشیم.

این غرور از کجا آمده است؟

بیشتر ما  از خودمان در زندگی راضی نیستیم. همواره دوست داریم چیزی فراتر از آنچه که واقعا هستیم باشیم. به دنبال یک خودِ آرمانی هستیم.اما رسیدن به این خودِ آرمانی کاری راحتی نیست. به همین خاطر برای اینکه نامید نشویم آن را درتصورات خود می سازیم. درو اقع خودمان و دیگران را فریب می دهیم.افراد مغرور، ترجیح می دهند که با این خودآرمانی زندگی کنند. چرا که کم خرج، بی زحمت و در دسترس است.در مواقعی که احساس حقارت یا ناراحتی می کنند، برایشان حکم مسکن را دارد.پس چرا باید آن را از دست بدهند؟ فرد مغرور نمی خواهد خود واقعی اش را کسی بشناسد. حتی خودش هم با آن روبرو نمی شود و همواره با خودآرمانی زندگی می کند.چون می داند که خود واقعی ممکن است کاستی زیاد داشته باشد. خود واقعی اش پر است از تضاد و اضطراب. به همین خاطر به خودآرمانی اش پناه می برد تا احساس امنیت و آسودگی کند. اما نکته جالب اینجاست که فرد مغرور نمی داند که در ذهنش چه اتفاقی دارد می افتد. او بسیاری از اوقات نمی داند که خود واقعی ای دارد که آن را گم کرده است. او بسیاری از اوقات خودآرمانی اش را می بیند. به همین دلیل است که گاهی بعضی ها انتظار دارند طرف عاطفی شان بی عیب و نقص و در همه زمینه ها عالی باشد. در حالیکه خودش اصلا چنین نیست. در حالی که حواسش نیست چنین فردی هرگز حاضر نیست با چون اویی باشد.چرا که او هم به دنبال فردی متناسب با خودش است.اشخاص مغرور افرادی هستند پر از نقاب. یعنی اینکه آنها همواره نقش بازی می کنند تا کسی خود واقعی آنها را نشناسد.دقیقا مثل دزدی که از ترس دیگران اموال دزدی را پنهان می کند.دائم در ترس و نگرانی به سر میبرد. کلی انرژی صرف می کند تا این من واقعی پنهان بماند.

 

مغرور

آیا این غرور مشکل ساز است؟

بله صد البته. فکر می کنید :

بسیاری از جدل ها و دلخوری ها بین ما و اطرافیان مان برای چیست؟

بسیاری از قهرها و ازهم جدا شدن ها برای چیست؟

از دست رفتن فرصت های زندگی مان برای چیست؟

بسیاری از اشتباهاتی که به راحتی با مشورت و پرسیدن از دیگران می توانستیم جلوی آنها را بگیریم اما این کار را نکردیم برای چیست؟

اگر کسانی را که دوست داریم از دستشان می دهیم و ما را ترک می کنند یا ترکشان می کنیم برای چیست؟

خیلی از دروغ هایی که می شنویم یا می گوییم برای چیست؟

اما نکته مهم این است که این غرور تا زمانی که حل نشود، دائم به ما، به روابط ما و اطرافیان ما ضربه می زند. این غرور سبب می شود که خود واقعی مان را نشناسیم و با آن روبرو نشویم. و این اتفاق مانع از شکوفایی و پیشرفت ما می شود.چراکه اجازه نمی دهد ما ضعف ها و کاستی های مان را ببینیم و دائما نقش بازی کنیم که همه چی خوب است. نقش بازی کنیم که ما ایرادی نداریم. در اختلافات سعی می کنیم که به دنبال پیروزی باشیم نه اینکه حقیقت مشخص شود. و وقتی حقیقت یک ماجرا گم شود، آنگاه اختلاف و تعارض پیش آمده هم حل نمی شود.

 

چطور این غرور را در خود از بین ببریم؟

حتما در مقاله بعدی راجع به اینکه چطور و چگونه این غرور را در وجود خودمان شناسایی کرده و از بین ببریم، صحبت خواهم کرد.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی