۱۴۰۰-۰۲-۰۲
0
0

راه های غلبه بر غرور

5093 بازدید
چگونه بر غرور غلبه کنیم؟

آیا مقالات قبلی راجع به غرور را مطالعه کرده اید؟

این مقاله را به صورت مستقل هم می توان مطالعه کرد. موضوع آن در مورد غلبه بر غرور است و آخرین مقاله از سری مقالات در مورد غرور است.اما توصیه من این است که سعی کنید دو مقاله قبلی را هم که در مورد این موضوع هست بخوانید.

در مقاله اول ما بیشتر در مورد این صحبت کردیم که غرور واقعا چیست و نشانه هایی که نشان می دهد یک آدم مغرور است، چیست. و در نهایت گفتیم که غرور از کجا آمده و چرا ما درگیر آن هستیم.این مقاله را که عنوانش هست غرور چیست؟  را می توانید با کلیک روی آن مطالعه کنید. اما در قمست دوم سری مقالات غرور که عنوانش بود غرور با ما چه می کند؟ در مورد اثرات بسیار مخرب غرور بر زندگی ما و تفاوت آن با عزت نفس صحبت شد. برای مطالعه این مقاله روی  عنوانش کلیک کنید. و نهایتا برای غلبه بر غرور و آموختن راه کارهای رهایی از آن، این مقاله را می توانید مطالعه کنید.

برویم سر اصل مطلب…!

اما حالا نوبت به این می رسد که ما با این غرور چه کنیم و چطوری آن را برطرف کنیم.در واقع چه راه هایی برای برطرف کردن آن وجود دارد. غرور مانند یوغی است که بر گردن ما افتاده و به هر سمت که اراده کند ما را می کشاند. غلبه بر غرور آرامش و قدرت انتخاب صحیح را به شما بر می گرداند. با غلبه بر غرور ، شما انتخاب های تان در زندگی دیگر بر اساس غرور نیست. بلکه از روی آگاهی و روشن بینی است. و این همان ویژگی ای است که می تواند هر انسانی را در زندگی به سعادت و هر آنچه که می خواهد برساند. اما برویم سر بحث اینکه چطور این غرور را در خود ضعیف کنیم و اختیار زندگی و تصمیمات مان را  به دست بگیریم.

 

گام های غلبه بر غرور کدام ها هستند؟ چگونه غول غرور را کمر بشکنیم؟

برای غلبه بر غرور بهترین راه حل این است که گام به گام و با آرامش و صیر پیش برویم. وقتی ذهن با یک راه حل پیچیده و گسترده روبرو شود، ناخودآگاه از آن طفره می رود. پس گام به گام حرکت کردن قطعا ما را بیشتر و سریعتر به نتیجه مطلوب هدایت می کند. چنانچه شما هم به حصول نتیجه دلخواه علاقه مند هستید توصیه من این است که این مراحل را یکی یکی جلو رفته و انجام دهید. مرافب باشید که گام ها را جابجا انجام ندهید و از هیچ گامی با بی تفاوتی عبور نکنید. چرا که این کار، شما را از آنچه که به دنبالش هستید دور می کند.

غلبه بر غرور

گام اول : برای غلبه بر غرور ، پذیرش، پذیرش، پذیرش

بارها و بارها در مقالات مختلف به این موضوع اشاره کرده ام که اولین گام در هر تغییری، پذیرش ایراد و مشکل، و بعد از آن پذیرش نیاز به تغییر است.ما تا نپذیریم که ایراد داریم، تا نپذیریم که غرور داریم، هر تلاشی در جهت رفع آن قطعا بی نتیچه است. البته مسلما تا نپذیریم تلاشی هم نخواهیم کرد.پس در گام اول گوشه ای دنج و آرام بشینیم و با خودمان فکر کنیم که غرور تا به حال با ما چه کرده است. چطور در موقعیت های متفاوت به ما ضربه زده. چگونه ما را در چنگال خود اسیر کرده و حق انتخاب های ما را محدود کرده است.

به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که با همسر یا دوست خوبش، به مشکل برخورده است. خودش هم می داند که تا اندازه ای مقصر است. اما غرورش اجازه نمی دهد که این قصور را بپذیرد. و دائما سعی می کند با یک مقاومت بیجا، مسئله پیش آمده را کش دهد. درحالی که با پذیرش تقصیر خود و صحبت بدون جانب داری با همسر یا آن دوست، خیلی راحت می تواند مسئله را حل کند. اما ترجیح می دهد غرورش حفظ شود. یعنی از چیزی محافظت می کند که دارد از آن ضربه می خورد. کاکتوس پر تیغی را بغل کرده که هر روز تیغ های بیشتر در وجودش فرو می کند. گام پذیرش، گام فوق العاده مهم و بزرگیست. گاهی فقط با برداشتن این گام، مسیر زیادی را پیموده ایم. کاش تاثیر این گام را دست کم نگیریم. انسان های بسیاری را می شناسم که به خاطر عدم پذیرش، ضربه های مهلک و خرد کننده ای خورده اند.  قسمت جالبش اینجاست که همچنان حاضر به پذیرش نیستند. و همچنان در حال پس دادن تاوانِ این لجباری و غرور بیجایشان هستند.برای جلوگیری از صدمات و غلبه بر غرور لازم است که بپیذریم غرور داریم.

غلبه بر غرور

چطور بپذیریم؟

تنها زمانی می توانیم بپذیریم که بشینیم و با خود فکر کنیم که تا به الآن چه نتایجی در زنگی گرفته ایم. با این مدل فکری و رفتاری که تا به حال داشته ایم، چه چیزهایی بدست آورده ایم. و از آن مهمتر، چه چیزهایی از دست داده ایم. چقدر از خودمان رضایت داریم. دیگران در مورد ما چه فکر می کنند. آیا اطرافیان ما واقعا از ما در حدی که حقشان باشد، رضایت دارند. مردی که همسر و فرزندانش از دست غرور بی جایش در عذاب اند نمی تواند لذت واقعی دوست داشته شدن از سمت آنها را درک کند.نمی داند که آنها به جای عشق در دلشان دلخوری شدید، ریشه می دواند.باید با خودمان رو راست باشیم که  اگر غلبه بر غرور کنیم، زندگی ما دستخوش چه تغییراتی می شود. این همان فکر کردنی است که معمولا بالای ۹۰ درصد آدمها تا آخر عمرشان به آن هیچ اهمیتی نمی دهند. میمرند و در خاک می روند بدون آنکه معنای واقعی زندگی را فهمیده باشند. ، سرنوشت آنها مرگ در جهالت و نادانی است.

گام دوم : برای غلبه بر غرور، بعد از پذیرش،قبل از هر چیز، سرزنش خود ممنوع…!

خیلی ها بعد از پذیرش، ناگهان دچار خود ملامت گری می شوند. که چرا تا به الان انقدر مغرور بودی. چرا با خودت و دیگران چنین و چنان کردی. چرا در این مدت نفهمیدی که دچار این مشکل هستی. و گفتگو های درونی سرزنشگر بسیاری که بیشتر مخرب اند تا اینکه سبب انگیزه ای شوند برای حرکت.اگر می خواهیم در مسیر تغییر و رهایی از غرور ،نتیجه بگیریم، باید دست از قضاوت خود برداریم.هدف ما از پذیرش رشد بوده نه سرزنش. یادمان باشد که همین ملامت کردن خودش مانعی می شود برای حرکت کردن. پذیرش داشتن باید باشد تا تغییر در شما حاصل شود. تا رشد اتفاق بیفتد. مراقب باشیم درگیر قضاوت اشتباه از خود نشویم و چنان در آن غرق نشویم، که اصل موضوع که غلبه بر غرور بود را فراموش کنیم.

ما با پذیرش و حرکت برای تغییر، کاری را انجام می دهیم که هر انسان سالمی برای تغییر انجام می دهد.یک انسان سالم به جای سرزنش کردن، مچ خودش را هنگامی که دارد بیراهه می رود، می گیرد. درگیر بازی های ذهنی کمتر می شود. و به محض این درگیری، به خودش آگاه می شود.او با انصاف درونی زندگی می کند. از خودش فرار نمی کند. دائما باورهای خودش را مورد بررسی قرار می دهد اما نه به قصد سرزنش خود. بلکه برای پیدا کردن مسیری بهتر برای پیشرفت.همین که متوجه شده ایم باید تغییر کنیم و اصلاح شویم، کافیست.شما می خواهید اصلاح شوید، خود را دچار احساس گناه و آزار خود نکنید. که اگر دچار آنها شوید، از فرآیند تغییر خارج شده اید.شناخت خود، به معنای مجازات و تنبیه خود نیست.قرار است خود را بشناسیم تا بفهمیم که چه اتفاقی در درون ما می افتد که دست به رفتاری غیر متعارف می زنیم.

آیا تا به حال در دوره رایگان عزت نفس و اعتماد به نفس شرکت کرده اید؟

گام سوم : برای غلبه بر غرور، اعتراف کنید که غرور با شما چه کرده است.

هدف از این گام روبرو شدن با خود واقعی است. اگر خاطرتان باشد، در مقالات قبلی راجع به غرور، در مورد وجود دو خود در وجودمان اشاره کردیم. که عبارت بودند از خود آرمانی و خود واقعی. گفتیم که خود آرمانی، شخصیتی است که ما با تصورات مان از خودمان ساخته ایم. این شخصیت، واقعی نیست و ما همیشه دوست داشتیم که شبیه به آن باشیم. اما خود واقعی ما چیز دیگریست. همان کسی است که ما بدون هر گونه اغراق، آن هستیم. همان کسی که در درون ما وجود دارد و ما معمولا آن را از دیگران پنهان می کنیم. حتی گاهی هم حاضر به پذیرش آن نیستیم. و فکر می کنیم که ما همان خودآرمانی هستیم.

پیشنهاد می کنم این مطلب را مشاهده کنید :  پرسش از شما پاسخ از ما-شماره 1

در این گام یک کاغذ بیاورید. سعی کنید با خود واقعی تان روبرو شوید.در این کاغذ موارد زیر را یادداشت کنید :

۱.بنویسید که به نظرتان شما چه کسی هستید.

تا آنجا که می توانید بدون اغراق و هرگونه بزرگ نمایی بنویسید. یادتان باشد که هیچکس جز شما قرار نیست این نوشته را بخواند.با خودتان رو راست باشید.ویژگی های اخلاقی خودتان را بنویسید.منفی و مثبت. بعد از اینکه نوشتید بیایید آنها را بررسی کنید. از خودتان بپرسید آیا واقعا من این ویژگی را دارم؟ آیا می توانم بدون اینکه بترسم ویژگی های مثبت خود را پیش همه اطرافیانم که مرا می شناسند بازگو کنم؟ آیا کسی در اطرافم هست که در مورد ویژگی های مثبتم با من هم عقیده باشد یا اینکه فقط خودم چنین فکر می کنم؟

تا می توانید در این نوشته سعی کنید با خود واقعی تان روبرو شوید. هر اندازه که در نوشتن ویژگی های خود صداقت بیشتری داشته باشید، بیشتر به نتیجه نزدیک می شوید.شاید روبرو شدن با خودواقعی کمی دردناک و حتی ترسناک باشد اما به شما قول می دهم که ارزشش را دارد.

۲.بنویسید که غرور تا به حال برای شما چه دستاوردهایی داشته است، مثبت و منفی هر دو را بنویسید.

تا به حال که دز زندگی تان مغرور بوده اید، چه نتایجی کسب کرده اید. مثلا بنویسید که به خاطر پافشاری روی غرورم سبب شدم که همسرم از دست من شدیدا دلخور شود.یا اینکه با پا فشاری روی غرورم به جای پول قرض کردن از پدرم، درآمدم را افزایش دهم. گرچه من مطمئنم نتایج منفی بسیار بیشتر از نتایج مثبت خواهد بود. زیرا که دستاوردهای مثبتِ غرور، متعلق به غرور نیست. بلکه نشان از عزت نفس شماست.

۳.بنویسید در چه زمینه هایی بیشتر غرور دارید.

بعضی پذیرفتن اشتباه برای شان سخت است. بعضی حاضر به پذیرش ایرادی در نوغ گفتار و رفتارشان نیستند. بعضی کلا انتقاد پذیر نیستند. بعضی در مقایل یادگرفتن و آموزش دیدن مقاومت دارند. بعضی خود را از بقیه سرتر و بالاتر می دانند. بعضی نه شنیدن برای شان خیلی سخت است. بعضی درخواست کردن برای شان مثل جان کندن است. بعضی کمک خواستن را کوچک شدن می دانند. باید زمینه هایی که در آنها غرور بیشتری را دارید را حتما پیدا کنید. وقت بگذارید و آنها را پیدا کنید. یک بار برای همیشه شاخ این غول را بشکنید. غولی که سالها خودمان با دست خودمان به او غذا داده ایم و هر روز از قبل بزرگترش کرده ایم.

۴. خودتان را بدون غرور تصور کنید.

در این گام باید فرض کنید که هیچ غروری ندارید. حال فکر می کنید اگر غرور نداشتید نتایج زندگی تان چه تغییری می کرد. به عنوان مثال اگر غرور نداشتم و از دوستم که در کارش موفق شده بود می پرسیدم که چه کار کرده که به اینجا رسیده، شاید الان وضعیت دیگری داشتم. اگر غرور را کنار می گذاشتم از دوستم معذرت خواهی می کردم دیگر او را از دست نمی دادم. اگر غرور نداشتم، اشتباهم  را می پذیرفتم و همسرم الان از من دور و دلخور نبود. اگر غرور نداشتم و به جای ادعا کردن به دنبال بادگیری بودم، قطعا الان در وضعیت بسیار متفاوتی قرار داشتم.

هدف از انجام این کار رسیدن به دو نتیجه است :

۱.برای دادن انگیزه بیشتر به شما برای رهایی از غرور.

۲.دیدن انتهای مسیر رهایی از غرور، به صورت واضح. در واقع بدانید که به کجا قرار است برسید. و شما و شرایط زندگی تان بدون غرور چه شکلی می شود.

 

گام چهارم : برای غلبه بر غرور، دیدگاه خود را تغییر دهید.

در این گام شما باید سعی کنید دیدگاه تان را نسبت به اتفاقاتی که برای تان می افتد تغییر دهید. و همچنین پیش فرض های ذهنی تا را عوض کنید. مثلا وقتی با دوستی قهر کرده اید و بیشتر هم شما مقصر بوده اید، زمانی که بخواهید بروید عذرخواهی کنید، پیش فرض های ذهنی تان شروع به فعالیت می کنند. دائما در ذهن شما می گذرد که اگر رفتم معذرت خواهی کردم و قبول نکرد، کوجک می شوم. اگر تحویلم نگرفت، خرد می شوم. اگر حاضر به آشتی نشد و فردا به همه گفت که من منت کشی کردم آبرویم می رود.

غلبه بر غرور

دقت کنید…اینها همه حرف های غرور شماست. غرور دارد تلاش می کند تا خود آرمانی را حفظ کند. شما باید با تغییر زاویه دید این قدرت را از غرور بگیرید. در پیش فرض های ذهنیِ شما ( باورهای شما) عذرخواهی کردن نشانه ضعف است. نشانه حقارت است. در حالیکه در واقع عذرخواهی کردن نشان از قدرت است. پذیرفتن اشتباه نشان از بزرگی شخصیت است.مراقب باشیم که اسیر پیش فرض های اشتباه نشویم.فقط یک تغییر زاویه دید، می تواند همه چیز را تغییر دهد. تا می توانید یک مسئله را از زوایای متفاوت ببینید.این به شما کمک می کند تا نگاه کردن از زوایای متفاوت را یاد یگیرید.برای غلبه بر غرور باید این مدل نگاه را در خود نهادینه کنید.

 

گام پنجم و آخر : برای غلبه بر غرور، رفتار بدون غرور را تمرین کنید.

به کاغذی که نوشته بودید برگردید. در کدام گزینه ها غرور بیشتری داشتید. یکی از این زمینه ها را انتخاب کنید.یادتان باشد که فعلا فقط یکی از آنها را انتخاب کنید. ترجیجا آن زمینه ای را انتخاب کنید که رفتار بدون غرور در آن برای تان راحت تر باشد. زمینه های مشکل را فعلا انتخاب نکنید. حال تصمیم بگیریم که در آن زمینه رفتار بدون غرور را تمرین کنید. یعنی بروید توی دل ترس. سعی کنید با استفاده از تغییر زاویه دید و تصورِ خود واقعی بدون غرور، آن رفتار را انجام دهید. می دانم سخت است اما راهش همین است. یک بار برای همیشه شاخ غرور را بشکنید.بعد از زمینه اول سراع زمینه های بعدی بروید.این مسیر را تا آنجا ادامه دهید که خیالتان راحت شود که دیگر شما بر غرور احاطه دارید نه غرور بر شما.

آیا این مطلب را می پسندید؟
http://hamedmatin.com/?p=1563
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
حامد متین
مطالب بیشتر
برچسب ها:

نظرات

83 نظر در مورد راه های غلبه بر غرور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. با سلام
    متاسفانه من تمام مشخصات یه فرد مغرور رو که داخل مقاله نوشتید رو دارم و تازه متوجه شدم چقدر اطرافیانم از جمله همسر و پدر و مادر و برادر و همه عزیزانم که خیلی هم دوستشون دارم رو تا الان اذیت کردم ،
    واقعا ناراحت هستم، امیدوارم بتونم تغییر کنم ، ممنون میشم اگه راه حل دیگه ای به جز این راه حل ها که گفتین وجود داره رو بهم بگین .
    باز هم از مطلب خوبتون ممنونم .

    لایک

    1. سلام خدمت آقا میثم عزیز
      بزرگ ترین عامل غرور ، ترسه. ترس از پذیرش واقعیت ها.
      این واقعیت که منم مثل بقیه اشتباه می کنم، اینکه من هم قطعا خیلی چیزارو در این دنیا نمی دونم، اینکه من نیاز دارم خیلی چیزهارو یاد بگیرم، اینکه منم مثل همه آدمها کاستی و کمبودهایی دارم، اینکه قرار نیست من کامل باشم تا بقیه دوستم داشته باشند، اینکه قطعا هستند عده ای که من رو دوست ندارند و این کاملا طبیعیه، اینکه قرار نیست من همه رو کنترل کنم و مجبور کنم که به من احترام بزازن.
      ببینید ترس پشت غرورتون چیه. اونو بپذیرین و یواش یواش با پذیرش اون ترس غرورتون هم کمرنگ تر میشه

      لایک

  2. سلام. مطلب بسیار عالی و مفیدی بود. خیلی به من کمک کرد. الان که مشکلم رو فهمیدم خدارو شکر خیلی آروم ترم. موفق و پیروز باشید

    لایک

  3. سلام
    اول اینکه بابت مقاله خیلی مفیدتون سپاسگزارم
    دوم در مورد غرور در دین اسلام خیلی نکوهیده شده و فروتنی و عزت نفس خیلی ستایش شده ولی از طرفی بزرگانی مثل حضرت محمد (ص) یا امام علی(ع) یا ابن یمین میگن در برابر فرد فروتن فروتن باش و در برابر فرد مغرور مغرور باش یا به او بی اعتنا باش ابن یمین میگوید ک این رفتار با افراد مغرور جزء ادب است و همه ی اینها به این خاطر است تا طرف مغرور به ذلت و خواری کشیده بشه شاید ک اینگونه واقعیت و نتیجه ی غرورشو ببینه و دست از این غرور برداره ولی شما گفتین ک کسی ک در برابر افراد مغرور مغرور رفتار میکنه برای اینه ک احساس کمبود ارزش خودش رو جبران کنه من کمی گیج شدم و نمیدونم خط قرمز اینجا کجاست شما میتونید من رو راهنمایی کنید؟؟

    لایک

    1. سلام به شما دوست عزیز
      منظور بنده در مورد مطلبی نوشتم این بوده که ما نباید اجازه بدیم که فرد مغرور برای ما تعیین کند که چه کاری یا چه رفتاری انجام بدیم.
      بلکه باید خود ما آگاهانه انتخاب کنیم که چه رفتاری انجام دهیم.
      اینکه ما با فرد مغرور مثل خودش باید برخورد کنیم درست نیست، بلکه فکر می کنم منظور حدیث اینه که حتما لازم نیست با فرد مغرور فروتنانه برخورد کنیم چون شاید لازمه بدونه که آدمها اگر در برابرش فروتن هستند، به خاطر ضعف شان نیست بلکه انتخاب خودشان است.
      البته اگر فردی در برابر فردی مغرور، دوست داشته باشد رفتاری مغرورانه در پیش بگیرد تا او را تحت تاثیر قرار دهد، این به خودی خود ایرادی ندارد. منتها مهم این است که این رفتار باید آگاهانه باشد. یعنی حواسم باشد که چرا مغرورانه دارم رفتار می کنم و دقیقا چه هدفی دارم. نه اینکه ناخودآگاه با فروتن، فروتنانه رفتار کنم و با مغرور، مغرورانه. چون گاهی ممکنه با فرد مغرور اگر فروتنانه رفتار کنید، تحت تاثیر فررتنی قرار بگیرد و خجالت زده شود.
      در نهایت اینکه در مواجهه با هر فردی چه رفتاری باید داشته باشیم، هیچوقت یک نسخه کامل و از پیش تعیین شده ای وجود ندارد.
      بلکه با توجه به شناختی که از خودمان داریم، با توجه به شناختی که از فرد داریم و با توجه به شرایط حاکم بر رابطه و زمان و مکان و موقعیت رابطه باید تصمیم بگیریم که چه رفتاری مفید است. که البته حتی با رعایت تمام این موارد بازهم ممکن است نتیجه نگیریم. و این مسئله کاملا طبیعی است.
      وظیفه ما این است که احتمال نتیجه گیری را تا جای ممکن بالا ببریم و مسئولیت کامل رفتارمان را به عهده بگیریم. گاهی نتیجه از دست ما خارجه و به واکنش طرف مقابل هم بستگی داره.

      لایک

  4. سلام استاد خسته نباشید خاستم بپرسم تست هوش معتبر سراغ دارین معرفی کنین من در ارتباط اجتماعی دچار مشگل هستم میخام بفهمم کدام قسمت از مغزم مشگل داره راهنمایی میکردین خیلی ممنون میشدم باز ببخشید شرمنده مزاحمتون شدم

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم یکتای بزرگوار
      هیچ قسمتی از مغز شما اشکالی نداره
      مشکلی نداره اگر بخواین تست هوش بزنین
      بهتون معرفی می کنم
      اما مشکل شما اینجا نیست
      بلکه شما فقط نیاز به آموزش و تمرین دارید. با آموزش و تمرین در ارتباط اجتماعی قوی میشین.
      فعلا من در مورد مهارت های اجتماعی فایل یا مقاله خاصی ندارم
      اما در گوگل سرچ کنید : چگونه مهارت های اجتماعی ام را بالا ببرم
      کلی مقاله و مطلب می تونید در این مورد پیدا کنید

      لایک

      1. ممنون میشم معرفی کنید? اما این مهارت اجتماعی که میفرماید به چندین سایت سری زدم و کلی هم مطالعه کردم ولی متاسفانه کارایی نداشته ینی نمیگمامطالبش به درد نخور بوده و…اون چیزایی رو یاد میده که خودمم بلدم

        لایک

    1. خوشحالم مطالب ما موردتوجه تون قرار گرفته
      فعلا خیر
      اما ممنون از پیشنهادتون
      حتما این مورد رو پیگیری می کنم اگر چنین تستی باشه در سایت قرارش می دیم

      لایک

  5. سلام روزتون بخیر
    خیلی از اطرافیانم بهم میگن مغروری ولی خودم اینجوری فکر نمیکنم(شاید درگیر خود آرمانیم باشم…)ولی دوستای صمیمیم که منو بهتر میشناسن این حسو نسبت به من ندارن و میگن قبل از آشنایی باهات فکر میکردیم مغروری ولی اصلا اینطوری نیستی…
    بعضی از رفتارام هم شاید به خاطر کمبود اعتماد به نفسم باشه(اینکه دوست ندارم خیلی تو جمع باشم چون احساس کمبود میکنم نسبت به بقیه.. نمیتونم احساساتمو راحت بیان کنم…حرف نزنم که کم نیارم چون اطلاعاتم کمتر از بقیه ست…استعدادی ندارم که ازش بگم و…)
    کم کم دارم قبول میکنم که از غرور باشه…نمی‌دونم واقعا

    لایک

    1. سلام به شما سرکار خانم پریای بزرگوار
      این غرور به علت حمایت از عزت نفس کم شما به وجود آمده و در بسیاری از افراد وجود داره فقط شکلش متفاوته
      یکی مثل شما سعی می کنه با کمتر حرف زدن و کمتر در جمع حاضر شدن از عزت نفس کمش دفاع کنه و دیگری ممکنه با زیاد حرف زدن و دائم توی جمع بودن اینکار رو انجام بده
      اما اونچه که مسلمه هر دو نشان از خودکم بینی داره
      پیشنهاد می کنم سری مقالات ما رو در مورد خودکم بینی مطالعه کنید. روی عبارت زیر کلیک کنید تا به اولین مقاله ما هدایت بشید :
      خودکم بینی چیست؟

      لایک

  6. سلام‌…ممنونم که جوابمو دادین??ینی این مشکلات بیشترش بخاطر وسواس فکریه؟یه مشکل دیگه هم دارم مثلا اگه یکی بهم بگی افسرده ای فاز افسرده ها رو برمیدارم یکی بگه مغروری فاز مغرورا رو بر میدارم همش استرس میگیرم مغرورم چیکار کنم افسردم چیکار کنم …اینا هم برای وسواس فکریه؟فک کنم عزت نفس پایینم با وسواس فکری که کلا تو خونواده ما ارثیه باعث شده اینجوری بشم….

    لایک

    1. سلام مجدد خدمت سرکار خانم نازنین بزرگوار
      ممکنه وسواس فکری داشته باشید اما یکی از مشکلات شما بر می گرده به قبل از وسواس فکری
      اینکه حرف و نظر بقیه رو بدون دلیل موجه می پذیرید و درگیرش میشید
      نظر بقیه فقط نظر شخصی اوناست ولی معلوم نیست که چقدر منطبق بر واقعیت و برپایه استدلال باشه
      تازه بعد از بررسی اگر متوجه شدید درسنه، اینکه خیلی خوبه. متوجه میشید ایرادی داشتید که خودتون بهش آگاه نبودید و الان آگاه شدید.
      پیشنهاد می کنم دوره رایگان عزت نفس و اعتماد به نفس مارو شرکت کنید. چون این دروه خیلی میتونه بهتون کمک کنه هم در رشد عزت نفس و هم تغییر نگرش و افزایش آگاهی شما.برای شرکت در این دوره روی عبارت زیر کلیک کنید :
      دوره رایگان اعتماد به نفس و عزت نفس

      لایک

  7. سلام ممنون از مقاله ی خوبتون
    با آدمهای مغرور و لجباز چه برخوردی بکنیم؟ من خودم کمی مغرورم ولی نسبت به مغرورها صدپله بدتر میشم

    لایک

    1. سلام خدمت سرکار خانم سپیده بزرگوار
      خوشحالم که مقاله مورد توجه تون قرار گرفته
      وقتی که احساس ارزشمندی ما درونی نباشه، وقتی ارزشمندی رو فقط از بیرون از خودمون دریافت کنیم، پس رفتار افراد مغرور به شدت باعث میشه که ما احساس کم ارزشی کنیم. برای مقابله با این احساس کم ارزشی سعی می کنیم به آدمای مغرور بی اعتنایی کنیم یا در مقابل شون مغرورتر باشیم ، تا این احساس کم ارزشی خودمونو جبران کنیم. در واقع با این رفتار می خوایم از عزت نفس مون دفاع کنیم. البته این رفتار خیلی عجیب نیست یا مختص به شما نیست، بسیاری از ما همینطور هستیم.
      اما فرد با عزت نفس رفتار خودشو بر اساس رفتار بقیه تنظیم نمی کنه و سعی می کنه آنچه که فکر می کنه مناسبه رو از خودش بروز بده. البته گاهی هم ممکنه فرد باعرت نفس تشخیص بده که با فرد مغرور با بی اعتنایی رفتار کنه. اما هدفش اینجا رفع کم ارزشی خودش نیست، بلکه اهداف دیگه ای رو دنبال می کنه.
      در کل بدونید همه آدم های مغرور، خودشیفته و متکبر قطعا از درون کمبودی رو احساس می کنند که سعی می کنند با این رفتار این کمبود رو جبران کنند. الان که شما آگاه شدید به این موضوع، دیگه علت رفتارهای توام با غرور رو بیشتر درک می کنید.
      اینکه چه برخوردی با آدم های مغرور بکنید خیلی بستگی به نقش اون آدم در زندگی شما و شرایط رابطه شما با اون فرد داره. رفتار با یک پدر مغرور با رفتار با یک همکار مغرور و حتی با یک رئیس مغرور متفاوته.
      فقط چیزی که مهمه نباید بازیچه فرد مغرور باشید. یعنی صرف اینکه چون یک نفر مغروره کاری رو انجام بدید که فقط حال اونو بگیرید. تمام جوانب رو در نظر بگیرید و رفتاری که مناسب با شرایط شماست رو انجام بدید. رفتار مناسب هم رفتاریه که اولا مطابق با معیارهای شما باشه، دوما هزینه و پیامد های مثبت و منفی اون رفتار رو بررسی کرده باشید و از روی آگاهی انتخابش کرده باشید نه فقط از روی احساسات.

      لایک

  8. من اعتماد به نفسم پایینه بخاطر دندونام نه میتونم بخندم نه با کسی راحت حرف بزنم غیر اونم همش استرس دارم که اگه اینارو بکنم مسخرم میکنن اگه اونکارو بکنم مسخرم میکنن…نمیدونم چیکار کنم میگن لجبازی ولی واقعا برا لجبازیم نیس من برا دندونام با کسی نمیتونم راحت باشم …میترسم با بچه ای بازی کنم بعد دست بزاره روی شخصیتم و ناراحت بشم…خیلی حساس و زود رنجم…انقد بهم گفتن ساکتی با این خوش نمیگذره و این حرفا که از همه متنفرم خودمم دوس ندارم اصن حالو حوصله ندارم وسواس شدید دارم و حتی نمیتونم بفهمم مغرورم یا نه…همش میترسم حرفی بزنم که بعدش ضایع بشم

    لایک

    1. من پیشنهاد می کنم که حتما برای درمان وسواس فکری تون اقدام کنید
      اما قبلش می تونید در دوره رایگان عزت نفس و اعتماد به نفس ما شرکت کنید
      این دوره به افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس تون خیلی کمک می کنه اما شاید به درمان وسواس فکری تون خیلی کمک نکنه ولی بی تاثیر نیست. شما این دوره رو برای افزایش عزت نفس شرکت کنید نه برای درمان وسواس.
      برای شرکت در این دوره رایگان و غیر حضوری روی عبارت زیر کلیک کنید :
      دوره رایگان و غیرحضوری عزت نفس و اعتماد به نفس

      لایک

  9. سلام…من وسواس فکری شدید دارم اصن نمستونم بفهمم غرور دارم یا نه☹خسته شدم اصن راهی نیس که کمکم کنه من کدومشو حل کنم وسواس افرسدگی یا غرورو اصن خودمو دوس ندارم و به شدت حساسم بعضی نشونه های غرورم دارم انقد بهم گفتن تو خیلی ارومی که تا یکی بهم میگه ارومی ازش متنفر میشم خیلی حساسم خسته شدم سرم داره منفجر میشه

    لایک

    1. سلام به سرکار خانم نازنین بزرگوار
      برای درمان واسواس فکری پیشنهاد می کنم حتما به روان درمانگر مراجعه کنید
      با درمان و کنترل واسواس فکری تون احتمالا بسیاری از مشکلاتی که فرمودید حل میشه
      درمان حضوری بیشترین تاثیر رو داره

      لایک

    1. سلام جناب آقای وزیری عزیز
      ممنون از شما و خوشحالم که این مقاله مورد توجه تون قرار گرفته
      متاسفانه کتابهای زیادی در مورد غرور نوشته نشده
      اما یک کتاب هست به اسم غلبه بر غرور عصبی نوشته دکتر پیمان آزاد که خود من برای نوشتن این مقاله از این کتاب کمک گرفتم

      لایک

  10. واقعا هرسه تا مقاله عالی بودن…خداخیرتون بده کمک بزرگی ب بنده کردین خیلی درگیر این مسئله بودم از غرور خودم دارم ب مرز دیوونگی میرسم ولی با این متن مطمئنم ب نتیجه میرسم تشکر…

    لایک

    1. سلام به شما سرکار خانم بدرانی بزرگوار
      ممنون از لطف و محبت شما
      خوشحالم که این مقاله براتون مفید بوده و تونسته انقدر راهگش باشه
      تبریک میگم به شما که پیگیرانه به دنبال راه حل این مشکل بودید

      لایک

  11. ممنون از مقاله ای که به اشتراک گذاشتید.خیلی استفاده کردم،مشکل بزرگ من همین غرور که با من رشد کرده،امیدوارم برکتش تو زندگیتون جاری بشه.آمین

    لایک

    1. سپاسگزارم از حسن توجه و دقت شما
      و خوشحالم که مقاله رو انقدر مفید دیدید
      جالبه بدونید این مقاله جز پربازدیدترین مقالات سایت ماست

      لایک

    1. خواهش می کنم جناب بهبهانیان عزیز
      حتما به این مسیر ادامه خواهیم داد و از شما ممنونم که با نظرات ارزشمند خودتون باعث قوت قلب ما می شید

      لایک

  12. بخشید یه سوال یه مدتیه که من خیلی دارم سعی میکنم غرورمو بزارم کنار ولی این هیچ وقت از نظر دوستام به چشم نمیاد و همیشه میگن تو هیج وقت نمیخوای تعییر کنی و بااینکه من بهشون میگم که زمان میبره و چیزی نیست که من بخوام دوساعت دیگا درست بشم ولی شاید اون زمان قبول بکنن ولی به محض یک نوع رفتار عادی از من ادن رفتار رو به منظور غرور برمیدارن و کلی باهام بحث و دعوا میکنن به نظرتون من چی کارکن‌م

    لایک

    1. سلام به شما سرکارخانم اکبری بزرگوار
      در مورد تغییر شما درست می گید. تغییر یک پروسه زمان بر هست و حتی اگر بعد از دو ساعت هم اتفاق بفیته اما ماندگار نیست.
      میشه یکی دو نمونه از رفتارهایی که دوستان تون به خاطر اونا به شما میگن مغرور برامون بنویسید

      لایک

    1. خوشحالم که این مقاله مورد توجه تون قرار گرفته
      و واقعا تبریک میگم که قدم در مسیر تغییر برداشتین و راه کارهارو اجرا می کنید

      لایک

    1. سپاسگزارم از شما سرکار خانم ستاری بزرگوار
      خوشحالم که این مقاله که یکی از مقالات مورد علاقه خود بنده هم هست مورد توجه تون قرار گرفته

      لایک