خودباوری چیست؟

با اینکه قبلا خودباوری را در یک مقاله دیگر با عنوان “خودباوری چیست؟| آیا همان عزت نفس و اعتماد بنفس است؟” تعریف کرده ام اما لازم دانستم در این مقاله دوباره به آن اشاره کنم واین بار یک تعریف جالب تر و متفاوت تر ارائه دهم. در مقاله ای که قبلا در این مورد نوشته ام گفتم که مجموع عزت نفس و اعتماد به نفس در فردی می شود خودباوری. اما امروز یک تعریف جدید که البته تعریف قبلی را تایید می کند عنوان خواهم کرد.

برای دانلود فایل صوتی و کامل این مقاله بر روی دکمه زیر کلیک کنید :

از نظر من بهترین تعریفی که از خودباوری می توان داشت این است :

خودباوری یعنی اینکه از آنچه که اکنون در اختیار داریم، در پیدا کردن راه حل برای غلبه بر مسائل و رسیدن به خواسته ها استفاده کنیم.

این تعریف می خواهد بگوید انسانی که خودباوری دارد از هر آنچه که زندگی در اختیارش قرار داده ( حالا کم یا زیاد، اصلا فرقی نمی کند) برای یافتن راه حل مسائل و مشکلات گوناگون زندگی اش و همچنین رسیدن به خواسته هایش استفاده میکند.صد البته که گاهی ممکن است موفق نشود.گاهی ممکن است که در کاری شکست بخورد. گاهی ممکن است راه حلی که پیدا کرده او را به هدفش نرساند.حتی گاهی ممکن است هر چه تلاش می کند نتواند راهی پیدا کند.اما بازهم اینجاست که خودباوری به کمکش می آید و به او در پذیرش آنچه که واقعیت دارد کمک می کند.بله… خودباروی به او می گوید تو از تمام توانمندی ها و قابلیت هایت استفاده کردی اما موفق نشدی. پس شاید لازم است که این توانمندی ها را پرورش دهی.شاید راهی بوده که تو موفق به پیدا کردنش نشدی. اما مطمئنا این نبوده که تو هیچ قابلیتی نداری. این نبوده که دیگر نتوانی در زندگی موفق شوی. این نبوده که تو کوتاهی کردی.پس می توانی دوباره آغاز کنی.

 

خودباوری ذاتی است یا اکتسابی؟

احتمالا بارو اکثریت این باشد که خودباوری هر فردی در کودکی اش ساخته می شود. و اگر این بنا در همان دوران کودکی سست پایه ریزی شود، در آینده هم بسیار تاثیرگذار بوده و پیامدهای جبران ناپذیری با خود به همراه خواهد داشت.

من هم با این گفته کاملا موافقم اما….

اما مسئله اینجاست که احداث ساختمان خودباوری در دوران بزرگسالی امری ممکن و صد البته شدنی است.برای اثبات این حرف از استدلال های روانشاسی نمی خواهم استفاده کنم بلکه از واقعیت هایی که بارها و بارها اتفاق افتاده برای تان خواهم گفت :

چند نفر را می شناسید یا اینکه در مورد شان شنیده اید که کودکی خوبی نداشته اند و این دوران را در سختی به سربرده اند اما اکنون انسان های موفقی هستند.

من آدم های زیادی را می شناسم :

خانم وینفری اُپرا ( مجری پربیننده ترین برنامه مصاحبه در کشور آمریکا)

آقای احد عظیم زاده ( میلیاردر ایرانی که درکار صادرات فرش و تجارت هستند)

آقای مرتضی سلطانی ( صاحب برند زر ماکارون)

آقای علی رضا بیرانوند ( دروازبان تیم پرسپولیس و تیم ملی ایران)

خانم شری بلر ( همسر نخست وزیر سابق کشور انگلستان و از وکلای معروف و موفق)

در این مقاله مجال این نیست که بخواهیم زندگی نامه این افراد را به طور کامل بیاوریم اما خوب می دانیم که همه این افراد در کودکی و نوجوانی دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشته اند. بسیاری از آدم ها وقتی کودکی شان در سختی و مشکلات فراوان گذشته باشد برای خود آینده روشنی را  نمی بینند. و همواره سعی می کنند ناکامی های دوران بزرگسالی را به کمبود های زمان کودکی ربط دهند.اما زندگی نامه این افراد دلیل محکمی بر صحت ادعای ماست که خودباوری را می توان در بزرگسالی مجددا از نو ساخت و در سابه آن به موفقیت های بزرگ و هر آنچه که واقعا می خواهیم برسیم.

پس به این نتیجه می رسیم که :

خودباوری گرچه در کودکی ساخته شود بسیار عالیست و در بزرگسالی کار ما را راحت تر می کند، اما قطعا می توان آن را در بزرگ سالی نیز به دست آورد. و این یعنی خودباوری امری اکتسابی است.

البته نهایتا همه چیز به شما بستگی دارد.چون حقیقت این است که شما می توانید هر چیزی را که دوست دارید باور کنید.هر چیزی را که تصمیم به باور کردنش بگیرید، در زندگی تان به واقعیت خواهد پیوست.پس تصمیم بگیرید که خودباوری تان را از نو بسازید و بدانید که این کار نه تنها شدنیست بلکه پیامدهای آن فوق العاده لذت بخش است.

خودباوری

خودباوری داشته باش، حتی بعد از شکست های بزرگ :

یکی از سخت ترین لحظاتی که یک انسان ممکن است با آن در زندگی اش روبرو شود، لحظه ای که با یک شکست بزرگ روبرو می شود.البته بزرگی هر شکستی بستگی به شخصیت فرد دارد. شکست بزرگ می تواند :

ورشکستگی مالی باشد

از دست دادن و مرگ فردی مهم در زندگی ما باشد

می تواند رها شدن از طرف کسی باشد که خیلی دوستش دارید

می تواند خلع شدن از یک مقام یا اخراج شدن از محل کار یا تحصیل باشد

می تواند عدم نتیجه گیری در کاری باشد که برای آن خیلی زحمت کشیده اید

یا حتی عدم موفقیت در پیدا کردن شغل بعد از مدت های بیکاری باشد

همه اینها در زندگی هر فردی می تواند یک شکست بزرگ تلقی شود اما آنچه اهمیت دارد یک موضوع بسیار مهم است.

خودباوری و عزت نفس داشتن، وقتی در زندگی همه چیز خوب پیش می رود، کار ساده ای است.اما وقتی چهره مشکلات در زندگی آشکار شد و همچنان شما توانستید خودباروی تان را حفظ کنید، آنگاه می توان به چنین خودباوری ای در همه حال تکیه کرد.

همه ما در زندگی با آزمایشات،ناامیدی ها،انتقادها و شکستها روبرو می شویم و این مسئله کاملا اجتناب ناپذیر است اما مسئله اصلی اینجاست که با این موقعیت ها چگونه برخورد می کنیم.

شخصیت های جهش یافته :

شخصیت های جهش یافته افرادی هستند که از شکست های زندگی درس گرفته، از آن ها الهام می گیرند و به موفقیت میرسند.

در واقع آنها افرادی هستند که بعد از هر شکستی به جای تمرکز روی خودِ شکست، به این فکر می کنند که چطور دوباره سرپا شوند و با آگاهی از درس هایی که از شکست گرفته اند از نو شروع کنند.آیا شما هم می خواهید جز شخصیت های جهش یافته باشید؟

شکست های بزرگی که در زندگی با آنها مواجه می شویم، طبیعتا ما را در یک بحران فرو می برند.اما جالب است بدانید که یک بحران هرگز شما را در همان نقطه ای که یافته، رها نمی کند. بلکه در انتها یا ضعیف تر و یا قوی تر خواهید شد.انتخاب با شماست که قویتر شوید یا ضعیفتر.

یک روزنامه نگار موفق در کشور انگلستان عقیده ای بسیار زیبا دارد که به نظر من باید سرلوحه زندگی هر فردی باشد. او می گوید :

من دوست دارم همیشه کنترل زندگی ام در دست خودم باشد. دوست ندارم شرایط و اتفاقات اطرافم، الگوی زندگی مرا تعیین کنند.

الگوی زندگی ما چطور است؟ آیا این خود ما هستیم که تعیین می کنیم چه احساس و واکنشی در زندگی داشته باشیم یا اینکه اتفاقات خوب و بد و  آدم های اطراف مان هستند که تعیین کننده احوالات و عکس العمل های ما هستند.

در نهایت :

شکست بدترین اتفاقی نیست که ممکن است بیفتد. دست روی دست گذاشتن و دوباره تلاش نکردن از شکست خوردن بدتر است.

چکونه به خودباوری می توانیم برسیم؟

شاید بعضی ها فکر می کنند که برای رسیدن به خودباوری لازم است کار خارق العاده ای انجام دهند. اما فقط کافی است که یک سری تمرینات ساده ولی در عین حال کاربردی را انجام دهید.

چه کارهایی لازم است انجام دهید تا به خودباوری برسیم :

۱. اولین گام برای رسیدن به خودباوری، پذیرفتن مسئولیت تمام و کمال زندگی تان است:

برای اینکه تبدیل به فردی مسئولیت پذیر شوید، هر زمان هر اتفاقی که افتاد و در هر شرایطی که قرار گرفتید از خودتان این سوال را بپرسید :

نقش من در این اتفاق چه بود؟ یا ااینکه نقش من در این شرایط چیست؟

بسیاری هستند که با هر مسئله ای که مواجه می شوند دائما سعی می کنند که دیگران را آشکارا یا در خلوت خودشان متهم کنند.زیاد فکر نکنید.دقیقا منظورم خود شما هستید.فکر می کنید شما اینطوری نیستید.اگر واقعا شما همواره در زندگی در هر شرایطی اول از همه خودتان را مسئول می دانید و از خودتان حساب می کشید، پس واقعا مسئولیت پذیرید و به شما تبریک می گویم.

یادتان باشد که مسئولیت پذیرها، همیشه سعی می کنند کارهای خودشان را خودشان انجام دهند. زمانی که در یک جمع یا تیم قرار می گیرند حتما مسئولیتی را عهده دار می شوند.اولین و مهمترین مسئول شکست ها، تلخی ها و مشکلات را خودشان می دانند. دقیقا به همین دلیل مهم ترین عامل موفقیت و پیروری را نیز خودشان می دانند.

می خواهید مسئولیت پذیر باشید. یادتان نرود :

از خودتان سوال کنید : نقش من در این شرایط چه بود یا چیست؟

اگر همواره این سوال اولین سوالی باشد که از خود می پرسید مطمئن باشید آرام آرام تبدیل به فردی مسئولیت پذیر خواهید شد.

اگر دوست شما ترکتان کرده اولین سوالی که باید بپرسید چیست؟

اگر شما را از محل کار احراج کرده اند اولین سوالی که باید بپرسید چیست؟

اگر ورشکست شده اید، اگر در کاری به نتیجه نرسیده اید، اگر با کسی دچار اختلاف شده اید، در روابط عاطفی تان مشکل دارید، اگر درآمدتان پایین است، اگر در کنکور قبول نشده اید، اگر با همسر یا خانواده خود اختلاف پیدا کرده اید، اگر وزن تان زیاد یا کم است ( فقط گردن ژنتیک نیندازید) و هر ناکامی دیگری که متحمل آن شده اید همواره باید این سوال را بپرسید که :

نقش من در این ماجرا چه بود یا چیست؟

۲.دانستن نقاط قوت و ضعف خود به معنای واقعی :

هنوز کسی را ندیده ام که به بیشتر نقاط قوت و ضعف خود آگاه باشد.( جالب است بدانید که خودمم از این قاعده مستثنی نیستم). شاید الان بعضی ها بگویند که من لیست نقاط قوت و ضعف خودم را قبلا نوشته ام و خوب آنها را می دانم. اما باید بگویم که لیست نقاط قوت و ضعفی که هر ۶ ماه یکبار آپدیت نشود خیلی مفید نیست. البته از هیچی بهتر است. اگر قبلا هم نوشته باشید خوب است.اما مسئله مهم اینجاست که آیا به آن سر می زنید؟ آیا بعد از اینکه یک بار آن را نوشتید، در لابه لای خرت و پرت ها و کاغذ پاره های شما به تاریخ پیوسته است؟

خیلی بی پرده و رک بگویم. باید نقاط قوت و ضعف خودتان را واقعی و بدون اغراق و بدون تواضع بنویسید.این لیست را در جایی نگهداری کنید که به آن کاملا دسترسی داشته باشید.حداقل ماهی یکبار آن را مرور کنید. هر زمان که حس کردید کمی خودباوری تان دچار تزلزل شده حتما سری به لیست نقاط قوت خود بزنید.

حتما نقاط ضعف خود را بررسی کنید و یکی یکی مهمترین شان را انتخاب و سعی کنید روی آن کار کنید و برطرفش سازید.

ای کاش تاثیر این تمرین را دست کم نمی گرفتید.

۳.داشتن هدف های بزرگ :

یکی از دلایل کوچک ماندن، داشتن هدف های کوچک است.

خودت را باور کن

شما در زندگی تان هدف دارید؟ اندازه هدف تان چقدر است؟ اگر می ترسید هدف های بزرگ انتخاب کنید، انتظار نداشته باشید که خودباوری تان هم زیاد شود.شاید این جمله را زیاد شنیده باشید که توانایی های شما بسیار بیشتر از آنچه که شما فکر می کنید است.تقریبا همه ما هم میدانیم که این جمله کاملا درست است. اما چقدر به آن ایمان داریم؟بزرگی هدف های شما در زندگی میزان ایمان شما به این جمله را می رساند.برای بالا بردن خودباوری تان حتما حتما لازم است که هدف داشته باشید.از یک هدف کوچک شروع کنید. سپس در ذهن خود یک هدف بزرگ برای خود متصور شوید. هر اندازه که شما بتوانید به اهداف بزرگی که برای خود انتخاب می کنید برسید به همان اندازه هم خودباوری شما رشد می کند.

پس به دنبال هدف و سپس رسیدن به آنچه که به عنوان هدف انتخاب کرده اید باشید.

۴.دیدگاه تان را نسبت به شکست ها متحول کنید :

پرفسور استفان پالمر استاد روانشناسی دانشگاه سیتی لندن بر این اعتقاد است که :

افرادی که شکست هایشان را به پیروزی مبدل می کنند، اعمال اشتباه گذشته شان را مورد سرزنش قرار می دهند نه شخصیت شان را.اگر به خودتان برچسب شکست خورده بزنید، بیرون آمدن از چاهی که در آن فرو رفته اید، بسیار مشکل تر از آنچه که هست می شود.

یکی از مواردی که در زندگی آدم ها خودباوری شان را نشانه می رود و سبب می شود که احساس ناتوانی و بی فایدگی کنند، شکست ها هستند.در واقع خود شکست ها نیستند که باعث به وجود آمدن این احساس می شوند، بلکه نوع نگاه ودیدگاه ما سبب ایجاد آن می شود.البته قبول دارم که اصلا کار راحتی نیست، اما با تمرین و آگاهی می توان به دیدگاهی متفاوت رسید.

برای رسیدن به چنین دیدگاهی اول باید به این جمله ایمان داشته باشیم که : پشت سر هر انسان موفقی، تعدای شکست بزرگ وجود دارد.( البته این مسئله به این معنا نیست که شما همیشه منتظر شکست خوردن باشید ولی اگر هم پیش آمد تعجب نکنید)

در ضمن این را هم به یاد داشته باشید: کسی که تا به جال شکست نخورده، پس هیچ تلاشی هم برای توسعه دادن مرزهای زندگی اش نکرده است. ( کمی شبیه به این جمله اینشتین است که می گوید کسی که تا به حال شکست نخورده پس هیچ چیز جدیدی را هم امتحان نکرده است)

پس از این به بعد هرگاه دچار شکستی شدید، سریع به این فکر کنید که چطور می توانم از آن به نفع خودم انگیزه بسازم.البته در لحظه شکست ، به علت تسلط شدید احساسات بر ما خیلی انتظار نمی رود که منطقی فکر کنید. اما بعد از فروکش کردن احساستان خیلی سریع دست به کار شوید.بکوشید که در یافتن راه حل ها استاد شوید.

در نهایت برای اینکه اهمیت این مدل دیدگاه را بیشتر درک کنید به تحقیقی از دکتر آدریان اتکینسون، (روانشناس) که بر روی میلیونر های خودساخته انجام داده است، اشاره می کنم. او پس از تحقیقات خود اینطور گفت که :

برای میلیونر های خودساخته، شکست مفهومی ندارد و معمولا خاطرات چندانی از عدم موفقیت هایشان را در ذهن نگه نمی دارند.در نتیجه آنها همواره به شکست هایشان به چشم ” درس گرفتن” می نگرند.

۵.اگر خودباوری تان بالا رود چه شکلی می شوید :

و اما یکی از مهمترین مواردی که در بالا رفتن خودباوری بسیار بسیار مهم است، این می باشد که اگر خودباوری شما بالا برود شما چه شکلی می شوید. یعنی اینکه رفتار، دستاوردها، ظاهر و واکنش های شما همگی چه صورتی خواهند داشت.

در واقع باید همواره تصویری از آدمی که می خواهید باشید در ذهن تان داشته باشید.بدون داشتن این تصویر بدست آوردن خودباوری مشکل می شود.وقتی ندانید که می خواهید به کجا بروید، آیا واقعا انتظار دارید به آنجا برسید؟

در ضمن اگر این تصویر را نداشته باشیم، هدف ما در راه بالا بردن خودباوری در بین هزاران فکری که در روز وارد ذهن مان می شود گم خواهد شد.پس همواره تصویری واضح از آنچه قرار است بشوید در ذهن تان داشته  باشید.

۶.کارهای جدید را امتحان کنید :

منظور این نیست که دائما شغل عوض کنید.بلکه مقصود این است که سعی کنید در زندگی تجربه های جدید و نابی را امتحان کنید.مثلا به تنهایی به کوه بروید.( البته با رعایت موارد ایمنی و اگر خانم هستید در روزهای شلوغ بروید). به تنهایی به خرید بروید. اگر جایی دعوت بودید سعی کنید زودتر از بقیه بروید.تنهایی به کافی شاپ بروید.

خودباوری

تنهایی به مسافرت بروید.آگاهانه به دنبال مهارت های جدید بروید.مثلابه کلاس خوشنویسی بروید. کتاب هایی بخوانید که تا به حال در زمینه مربوط به آنها هیچ مطالعه ای نداشته اید. مثلا در مورد دایناسورها کتاب بخوانید. یا اینکه مثلا زندگی زنبورها را مطالعه کنید. یا هر موضوع دیگری.قدرت خودباوری که تجربه های جدید به ما می دهند را جدی بگیرید.

جمع بندی نهایی :

برای رسیدن به خودباوری لازم است کارهای زیر را انجام دهید.شاید کافی نباشند اما قطعا لازمند. مطمئنا در تحقیقات و مطالعات آینده من این مقاله آپدیت خواهد شد. ولی تا آن روز شما این گام ها را انجام دهید. زیرا اگر انجامشان ندهید پس کشف روش های جدید و آپدیت کردن این مقاله هم توسط من بازهم کمکی به شما نمی کند.

نهایتا گام های ما در رسیدن به خودباوری شامل این موارد است :

۱. اولین گام برای رسیدن به خودباوری، پذیرفتن مسئولیت تمام و کمال زندگی تان است.

۲.دانستن نقاط قوت و ضعف خود به معنای واقعی .

۳.داشتن هدف های بزرگ.

۴.دیدگاه تان را نسبت به شکست ها متحول کنید .

۵.اگر خودباوری تان بالا رود چه شکلی می شوید؟

۶.کارهای جدید را امتحان کنید.

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی