چگونه منتقد درونی یا همان قاتل عزت نفس به ما آسیب می زند؟

اگر در موقعیت های زیر قرار بگیرید چه احساسی خواهید داشت : 

در یک مهمانی هستید و فکر می کنید در آن مهمانی همه از شما زیباتر و خوش لباس ترند.

کنکور داده اید و قبول نشدید اما میدانید که اکثر دوستان نزدیک و پسرخاله شما که همسن شماست، قبول شده است.

وقتی بار اول در امتحان آئین نامه رانندگی رد شده اید.

وقتی می دانید پدر شما به سختی هزینه دانشگاه و تحصیل شما را فراهم می کند.

وقتی باجناق شما که از شما وضع مالی بهتری دارد، در جمع بیشتر مورد توجه و احترام قرار می گیرد.

وقتی می بینید فرزندتان دلش اسباب بازی یا لباس نو می خواهد و شما توان خرید آن را ندارید.

وقتی به خاطر اشتباه شما، خانواده یک ضرر مالی بزرگ کرده است.

وقتی کالایی را گران تر از قیمت واقعی آن خریده اید و همه فهمیده اند که فروشنده سر شما کلاه گذاشته یا به اصطلاح آن را به شما انداخته است.

وقتی قسط یکی از وام های تان عقب افتاده و از طرف بانک با ضامن شما تماس گرفته اند و این تاخیر در پرداخت را اطلاع داده اند.

وقتی استاد یا معلم سرکلاس سوالی از شما می پرسد و شما پاسخ آن را نمی دانید اما می بینید که اکثر همکلاسی های تان پاسخ آن را می دانند.

وقتی اشتباهی کرده اید و همه یا عده ای می دانند که شما این اشتباه را مرتکب شده اید.

 

شاید خیلی به اسم احساسی که در این شرایط دارید توجه نکرده اید، ولی می دانید که خیلی خیلی احساس بدی است.

خیلی ها به آن خجالت زدگی یا در بعضی موارد احساس گناه می گویند اما :

نام اصلی آن احساس شرم است

شرم

البته احساس شرم با احساس گناه فرق دارد و یکی نیستند. اما گاهی ما در تشخیص آنها از یکدیگر دچار اشتباه می شویم.

احساس شرم چیست؟

احساس شرم هیجانی است که وقتی خودمان را در زمینه ای بد، ناقص، حقیر یا بی لیاقت می دانیم آن را تجربه می کنیم.

احساس گناه چیست؟

احساس گناه، به صورت نگرش منفی و احساس خودانتقادی درباره رفتار و اعمال مان است.

مثلا وقتی بر خلاف ارزش ها و عقایدمان کاری انجام می دهیم

وقتی اشتباهی می کنیم که فقط خودمان می دانیم

وقتی کسی را ناراحت و احساسات او را جریحه دار می کنیم

وقتی با رفتاری باعث سرافکندگی فردی می شویم و وقتی از اینکه اتفاق بدی برای کسی افتاده احساس خوشحالی می کنیم.

احساس گناه

البته احساس گناه و احساس شرم به شکل های دیگری هم در ما به وجود می آیند اما همین مثال ها برای درک آنها کافیست.

قبل از مطالعه ادامه مقاله پیشنهاد می کنم که مقاله قبلی ما در مورد قاتل عزت نفس یا همان منتقد درونی را حتما مطالعه کنید. برای اینکار روی عبارت زیر کلیک کنید :

منتقد درونی چیست؟

احتمالا با خودتون دارید می گید :

حالا این احساس شرم و گناه که گفتی چه ربطی به قاتل عزت نفس یا همون منتقد درونی داره؟!

سلاح اصلی قاتل بزرگ عزت نفس، ایجاد یا تشدید احساس شرم و گناه در ماست. در واقع به این شکل ما را مجبور به انجام کاری می کند که دوست دارد و درست می داند. و ما خود را کاملا مستحق چیزهایی که می گوید می دانیم.

قاتل عزت نفس، نیت بدی ندارد و اگر مقاله قبلی ما یعنی منتقد درونی چیست؟ را مطالعه کرده باشید،متوجه می شوید هدفش محافظت از ماست. ولی اشکالش این است که این کار را به بدترین شکل ممکن انجام می دهد.طوری که خیلی بیشتر از سودش،ضرر می رساند.

پیشنهاد می کنم این مطلب را مشاهده کنید :  چگونه صدای منتقد درون را کنترل کنیم؟

منتقد درون با حمله و سرزنش ما، ایجاد احساس شرم و گناه کرده یا آنها را شدت می بخشد و به دنبال آن عزت نفس ما را کاهش می دهد. البته هدفش این است ما دوباره اشتباه نکنیم، کار درست را انجام دهیم و احساس اضطراب مان کاهش یابد. ولی از آن طرف احساس ارزشمندی ما را له می کند.

آیا با توهین و سرزنش می توان تغییر دلخواه و پایدار ایجاد کرد؟

به نظر شما اینکه به کسی جمله زیر رو بگیم چقدر کمکش کردیم :

احمقِ خنگ، این چه کاری بود کردی؟

با این جمله ای که گفتیم آیا واقعا دیگه اون کار رو انجام نمیده؟ عزت نفس و اعتماد به نفسش رو برای انجام کار درست، تقویت کردیم؟ بهش احترام گذاشتیم؟ توانمندی هاشو بهش یادآوری کردیم تا بدونه می تونه کار بهتر و درستی تری انجام بده؟

پس هیچ فرقی نداره، توهین و حمله به خودمونم همون کارکرد رو داره. فقط ما اصرار داریم انجامش بدیم. چون فکر می کنیم، جواب میده. چون جور دیگه ای بلد نیستیم با اشتباه مون برخورد کنیم، چون فکر می کنیم اگر جور دیگه برخورد کنیم اشتباهه و تاثیرگذار نیست. یه لحظه فکر کنید فردی اشتباه کرده و دیگری در برخورد با اشتباهش میگه :

برخورد صحیح هنگام اشتباه

اشتباه جزئی از فرآیند زندگی و یادگیریه. اشکالی نداره، من درک می کنم، و میدونم که برای جلوگیری از تکرارش حتما یه فکری میکنی.حالا به نظرت من چه کاری از دستم برمیاد که برات انجام بدم؟

احتمالا بعد از دیدن چنین صحنه ای،همه می گیم خدایا این آدم فضائیه؟ و حتی بعضی هامونم می گیم چه دل خوشی داره که فکر می کنه این رفتار اثرگذاره. انگار که خودمونو این همه تحقیر کردیم، الان شدیم علامه دهر، که این رفتار رو اشتباه می دونیم.

آیا می توان مانع تجربه احساس شرم و گناه شد؟

در بیشتر موارد خیر. این احساسات در ما به وجود می آیند و کار چندانی برای اینکه اصلا نباشند یا وجود نداشته باشند نمی توان انجام داد. اما خبر خوب اینکه می توان آنها را مدیریت کرد. یکی از ابزار مدیریت آنها و جلوگیری از آسیب سخت به عزت نفس، شناخت و آگاهی از آنچه منتقد درون در موقعیت های مختلف به ما می گوید است.

وقتی در موقعیتی قرار می گیریم که احساس شرم و گناه می کنیم، باید کاملا به گفتگوهای درونی خود آگاه باشیم. گفتگوی درونی منفی و سرزنش، سبب تشدید این احساسات می شود. حتی گاهی، بعد از چنین رویدادهایی، این احساسات به وجود نمی آید، اما حملات منتقد درون، باعث ایجاد شرم یا گناه می شود.

ما نمی خواهیم بگوییم که احساس شرم و گناه همیشه احساسات بد و بی فایده ای هستند. بلکه می گوییم تشدید آنها توسط منتقد درون نه تنها به انجام یک اقدام موثر و مفید منجر نمی شود، بلکه با له کردن عزت نفس مان، ما را از جبران یا تغییر شرایط کاملا ناامید می کند.

یه پیشنهاد خیلی خوب :

با کلیک روی دکمه زیر و شرکت در آزمون منتقد درونی می توانید بفهمید که منتقد درون چطور و به چه میزانی در شما ایجاد احساس گناه و شرم می کند یا اینطوری هم میشه گفت که صدای منتقد درون چقدر در درون شما بلند و مخرب است :