خودکم بینی چست؟

احساس حقارت چیست؟ و چه فرقی با عقده حقارت دارد؟

آیا احساس حقارت همیشه مضر است و کسی که چنین احساسی دارد آدم حقیری است؟

در فایل صوتی زیر به سوالات بالا پاسخ داده ایم. برای آگاهی از این پاسخ ها روی دکمه زیر کلیک کنید :

علاقه مندان به مطالعه متن، می توانند متن فایل صوتی این مقاله را در زیر مطالعه کنند :

خودکم بینی یعنی چه؟

آیا خود کم بینی یعنی خود را از بقیه کمتر دیدن؟

مگه میشه ما همیشه بیشتر از بقیه باشیم؟ خب گاهی بیشتر و گاهی کمتریم.

مثلا من (حامدمتین) الان از لیونل مسی  فوتبالیست آرژانتینی دررشته فوتبال کمترم. غیر از اینه؟ نه. پس این خود کم بینی نیست، بلکه واقع بینیه. انسان واقع بین، کاستی هاشو می پذیره و اگر بتونه، تغییر شون میده و اگر نتونه تغییرشون بده، باهاشون کنار میاد.

در صورتی من خودکم بین محسوب میشم که نسبت به این کمتر بودن یا کاستی، احساس حقارت کنم.

احساس حقارت چیه؟

حس بی ارزش یا کم ارزش بودن، یا حقیر بودن

پس احساس حقارت نسبت به کاستی ها و کمبود های خودمون میشه خودکم بینی.

 

آیا این کمبود ها همیشه واقعی اند یا ممکن است غیرواقعی باشند؟

هم می توانند واقعی باشند و هم غیر واقعی.

واقعی میشه اینکه مثلا باجناق من از من پولدارتره و من احساس حقارت می کنم در درون خودم. گاهی ما این احساس رو فقط در درون خودمون حس می کنیم و فقط خودخوری می کنیم و گاهی هم سعی می کنیم با بی ارزش کردن و کوچیک کردن باجناق مون، تلاش کنیم احساس حقارت خودمونو کمرنگ یا پنهان کنیم.

پس این احساس حقارت  بر اساس واقعیته، چون باجناقم واقعا از من پولدارتره. خوب دقت کنید گفتم بر اساس واقعیته نگفتم درسته.

میزان ثروت و درآمد می تواند عاملی برای خودکم بینی باشد

اما یک احساس حقارت داریم که بر اساس واقعیت نیست. مثلا یه خانمی فکر می کنه چون دختر عمه ام دانشگاه سراسری درس خونده و من دانشگاه غیر دولتی، پس اون ارزشمندتر از منه. این مدل خودکم بینی بر اساس واقعیت نیست و فقط بر اساس تصور و برداشت ما از یک رویداده.

یک نکته جالب

اون چیزی که مهمه اینه که چه تصور ما واقعی باشه چه نباشه، احساس حقارت رو در ما به وجود میاره.اینکه احساس حقارت بر اساس واقعیت باشه یا نباشه، فقط در نحوه برخورد صحیح با این دو مدل احساس حقارت تفاوت ایجاد می کنه.یعنی اگر احساس حقارت من بر اساس واقعیت باشه باید یه جور باهاش برخورد کنم اگرم بر اساس واقعیت نباشه باید جور دیگه ای برخورد کنم.

 

یک سوال اساسی :

آیا احساس حقارت نسبت به کاستی هامون همیشه چیز بدیه؟

به هیچ وجه. اتفاقا احساس حقارت، گاهی باعث ایجاد انگیزه برای رسیدن به دستاوردهای مد نظر مون میشه. چند مثال بزنم براتون :

مثلا طرف لاغر اندامه و گاهی اطرافیان مسخره اش می کنن و اینکه تصور میکنه بقیه دوسش ندارن. پس میره دنبال بدنسازی و یه اندام مناسب میسازه. مثل روزولت یکی از رئیس جمهورهای آمریکا در گذشته که لاغر اندام بوده ولی تلاش می کنه و بعدها تناسب اندام خوبی پیدا می کنه.

مثلا طرف لکنت زبان داره، و به خاطر لکنتش احساس حقارت میکنه،انقدر روی این مسئله کار می کنه که نه تنها لکنتش برطرف میشه بلکه تبدیل به یک سخنران حرفه ای میشه

مثلا طرف در کودکی خیلی فقیره، وبابت فقرش احساس حقارت میکنه، بعدها در بزرگسالی انقدر تلاش میکنه تا ثروتمند بشه. که بسیاری از میلیاردها هم از این دسته هستند.

یا مثلا فردی هیچکس در خانواده جدیش نمی گیره، بعد وارد شغلی میشه که معروف میشه و همه بهش توجه می کنند.

پیشنهاد می کنم این مطلب را مشاهده کنید :  ناتانیل براندن کیست؟

توی پرانتز این نکته رو بگم که :

فکر نکنید هر کس توی زندگیش موفق شده پس حتما در قسمتی از زندگیش احساس حقارت می کرده. گاهی علاقه مندی باعث میشه ما به سمت خاصی کشیده بشیم. اما این یک واقعیته که همه ما بدون اسنثنا احساس حقارت را تجربه می کنیم و این احساس واقعا یک منبع انگیزه و تلاش است. حواسمون باشه. نگفتم که تنها منبع انگیزه بلکه یکی از منابع انگیزه میتونه باشه.

پس احساس حقارت همیشه بد نیست و گاهی تبدیل میشه به یک منبع انگیزه برای تلاش خیلی زیاد

 

عقده حقارت چیست؟

اما اگر این تلاش ها نتیجه نده و ما دائم احساس حقارت کنیم و نتونیم بر این احساس حقارت خودمون غلبه کنیم چی میشه؟

اگر من هر چی درس بخونم و دانشگاه سراسری قبول نشم و دانشگاه غیر دولتی رو هم قبول نداشته باشم چی میشه؟

اگر هر چی تلاش کنم ولی دائم درجا بزنم و هیچ نتیجه یا دستاورد خاصی به دست نیارم چی میشه؟

اگر من قدم کوتاهه هر چی زور زدم با جراحی، ورزش یا دارو که قدم بلند بشه و نشد چی میشه؟

اگر صد بار رژیم گرفتم که لاغر بشم اما همیشه شکست خوردم چی میشه؟

 

احساس حقارت وقتی تبدیل به یک احساس دائمی شود به عقده حقارت منجر می شود

این شکست ها، باعث میشه که احساس حقارت در ما تشدید و در نهایت تبدیل به عقده حقارت بشه. پس وقتی احساس حقارت دائمی بشه و تبدیل به یک الگوی ذهنی و رفتاری بشه، اونوقت دیگه احساس حقارت نیست، بلکه عقده حقارته. یعنی چی؟

یعنی بسیاری از اوقات و از همه آدمها خودمونو کمتر ببینیم.

فردی که عقده حقارت دارد :

افرادی که عقده حقارت دارند به شدت احساس بی ارزشی می کنند و فکر می کنند از عهده چالش ها و مسائل ضروری زندگی بر نمیان.

مثلا کسی که عقده حقارت داره، فکر میکنه دستاوردهای زندگیش بی ارزشن، بقیه از اون خیلی بهترن، اون فکر می کنه هیچوقت به جایی نمیرسه و همیشه باید در سختی، حقارت و بیچارگی زندگی کنه. گاهی به ناچار دست به رفتارهای مخربی میزنه که سبب میشه احساس حقارتش بیشتر بشه و دیگران ازش دلخور و ناراحت بشن.

 

خلاصه مقاله ” خودکم بینی چیست؟ ” در چند خط :

احساس حقارت به خودی خود بد نیست. واکنش ما نسبت به این احساسه که میتونه از این احساس به عنوان یک منبع سازندگی استفاده کنه یا یک منبع برای تخریب و نابودی خودمون (شمشیر دو لبه)

احساس حقارت، شمشیری دو لبه

پس هر زمان که احساس حقارت کردیم فکر نکنیم که چقدر آدم حقیر و ضعیفی و بدبختی هستیم. بلکه از این احساس حقارت به نفع خودمون برای تلاش و رسیدن به خواسته هامون استفاده کنیم.

در این فایل صوتی راجع به مفهوم خودکم بینی، احساس حقارت و عقده حقارت صحبت کردیم و مثالهای زیادی زدیم. امیدوارم این مفاهیم رو به خوبی درک کرده باشید. در مورد خودکم بینی باز هم صحبت خواهیم کرد. برای مشاهده آموزش های بیشتر و دسترسی به سایر فایل های صوتی ما در این زمینه به سایت hamedmatin.com یا اینستاگرام ما با آیدی hamedmatin.m مراجعه کنید

خیلی دوستون دارم . امیدوارم هر جا هستید سرشار از نشاط و عزت نفس باشید.

پیشنهاد می کنم حتما مقاله بعدی ما را که در مورد عقده حقارت و اینکه چرا دچار عقده حقارت می شویم، مطالعه کنید. گرچه در این مقاله به عقده حقارت پرداختیم اما در مقاله بعدی به صورت جامع و مفصل در مورد این عقده که بسیار مهم هست، صحبت کرده ایم . برای مطالعه آن روی عبارت زیر کلیک کنید: 

عقده حقارت چیست و چرا دچار آن می شویم؟