خودخواهی چیست؟

همگی خوب یادمان هست که از دوران کودکی همه به ما می گفتند خودخواهی خیلی بد است و خدا آدمی که خودخواه باشد را اصلا دوست ندارد.

این حرف را از بزرگان فامیل مثل پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها شنیده ایم تا پدر و مادرها و معلمان و حتی سایر اطرافیان.

در کتاب های درسی هم بود.

اما هیچکدام از این افراد هیچوقت برای ما درست تعریف نکردند که خودخواهی واقعا چیست و چرا تا این اندازه راجع به آن بد می گویند.

شاید موارد زیادی باشد که ما را در کودکی و نوجوانی از آنها منع یا به سمت آنها تشویق کرده باشند. اما کمتر به ما توضیح دادند که چرا آن مسئله ای که در موردش ما را نصیحت می کنند خوب است یا بد.

خب بعضی ها استدلال شان این بود که الآن کوچک هستید و هر وقت بزرگ شدید خودتان می فهمید.غافل از اینکه وقتی بزرگ شدیم دیگر دنبالش نخواهیم رفت.چون ما معمولا طوری تربیت می شویم که به دنبال چراها نمی گردیم.البته علتش واضح و مشخص است.چون ما یاد نگرفیتم راجع به مسائل پیرامون مان فکر کنیم. “آخه فکر کردن کمی زحمت دارد”

از بحث اصلی خارج نشویم.امروز می خواهم راجع این بنویسم که اصلا خودخواهی چی هست و آیا واقعا خودخواه بودن چیز بدیست یا نه؟

تعریف درست خودخواهی

در فرهنگ ما از خودخواهی به عنوان یک صفت مطلقا منفی و نامطلوب یاد شده که اغلب موجب برداشت غلط و کج فهمی می شود. و از آنجا که در روانشناسی و اخلاق تعریف مشخص و قطعی برای آن ارائه نشده نیاز به بررسی بیشتر برای درک معنی آن است.

۱. اگر معنی خودخواهی را مترادف با ” نارسیسم” یا ” خود شیفتگی” یا ” خودمحوری” و یا ” خودبینی” بدانیم که در آن شخص فقط دنیای درون و خواسته های خودش را درست و بر حق می داند یا به عبارت دیگر چشم و گوشش بر همه چیز کور و کر است به جز علایق خودش، آنگاه این یک صفت منفی و خطرناک است و به درجات مختلف در کودکان، افراد عصبی، دیکتاتورها،جنایتکاران و دیوانگان دیده شده است.

 

۲. اما اگر خودخواهی به معنای احترام به خواسته ها و شناختن حق خود برای زندگی کردن،عشق ورزیدن به خود و داشتن حقوق طبیعی و نعمت های زندگی باشد آنگاه یک صفت مثبت و ارزشمند است.

 

ضربه بزرگی که خودخواه نبودن به ما زد؟

آنقدر به خودخواه نبودن سفارش شدیم که فکر می کنیم خود را وقف دیگران کردن، فضیلت است. ( وقف دیگران شدن با کمک کردن به دیگران زمین تا آسمان فرق دارد)

آنقدر در گوش مان خوانده اند که خودخواه نباش که برای گرفتن هر تصمیم بزرگ و کوچک و انتخاب هر چیز ساده ای هزار بار تایید و خشنودی دیگران را در نظر می گیریم. غافل از اینکه مهمتر از همه، خودمان هستیم.

متاسفانه به خاطر مدل تربیت مان که نشات گرفته از فرهنگ ماست، همه ما به نوعی گرفتار در تایید طلبی هستیم.در هر کاری که می کنیم و در هر تصمیمی که می گیریم، باز هم به دنبال گرفتن تایید هستیم. حتی اگر بدانیم که خودمان چیز دیگری می خواهیم.

از این مورد غافل نمانیم که بر پدران و مادران نیز چندان خرده ای نمی گیرم. زیرا که آنها خودشان قربانی تربیت اشتباه و این باورهای نادرست حاکم بر جامعه هستند. و با این دیدگاه نیز ما را تربیت کرده اند. اما از سیستم آموزشی سخت گله مندم.

نمونه هایی از تایید طلبی که همه کم وبیش گرفتار آن هستیم :

اگر این لباس رو بخرم، مادرم دوسش داره؟

چطور برم هنر بخونم وقتی بابام دوست داره دکتر بشم؟

اگر این لباس رو بپوشم همه میگن این چه رنگیه آخه پوشیدی

اگر لپ تاپ این رنگی بخرم، همه مسخره ام می کنن که این رنگ دخترونه اس

آرزوی مادر بزرگم اینه که من درس بخونم اما خودم دلم میخواد کار آفرین بشم

همه فامیل دارن میگن کارمندی خوبه…اما خودم شغل آزاد رو دوست دارم. چکار کنم خدا؟

نکته جالب در همه این موارد اینجاست که اگر نتیجه هر کدام از آنها خوب نشود و یا به ضرر شما شود، هیچکدام از این افرادی که شما به خاطر آنها دست به چنین انتخاب هایی زدید، مسئولیت این نتیجه را قبول نمی کنند.این را مطمئن باشید.

خودخواه باشیم یا نه؟

پس خودخواهی بد نیست مگر اینکه معنای اول آن در ما ظهور کرده باشد.در بعضی موارد انسان ها نه تنها خودخواه نیستند بلکه زندگی و وقت شان را بدون هدف وقف دیگران می کنند تا جایی که خودشان را به کل فراموش کرده و این مسیر را آنقدر ادامه می دهند که در نهایت خسته شده و خود را قربانی خواسته ها و علایق دیگران می بینند.

مراقب باشید که تا چه اندازه برای دیگران انرژی و زمان اختصاص می دهید و این را بدانید که بیشترین مسئولیتی که ما بر عهده داریم مسئولیت در قبال خودمان است و باید در ابتدا به دنبال اهدافی باشیم که از قبل برای آنها برنامه ریزی کرده ایم.

آیا انسانهای با عزت نفس، خودخواه هستند؟

پر واضح است که کسانی که از عزت نفس سالم برخوردار باشند هرگز “خودخواه” در معنای “خود بین” نیستند.اما آنها همواره به خواسته ها و نظرات خویش احترام می گذراند و به دنبال برآورده کردن  این خواسته ها از راه های درست هستند.آنها مدیریت زمان شان را از مسائل اساسی می دانند و برای هر قسمتی مهمی از زندگی برنامه و زمانی مشخص قرار می دهند.

اما نکته ای که در اینجا حائز اهمیت است این است که افرادی که عزت نفس بالایی دارند برای خواسته ها ،علایق و زمان دیگران نیز ارزش بسیاری قائلند و اگر در توان شان باشد از هیچ کمکی برای اینکه دیگران را به خواسته ها و علایق شان برسانند دریغ نمی کنند.در نهایت آنها بدون فکر و آگاهی، دنبال روی دیگران نمی شوند.آنان همواره به کارهایی که انجام می دهند فکر می کنند.

خودخواهی آیا اشتباه است؟

اقدام عملی :

کمی به معنای ” احترام به خود ” خودخواه باشیم. از این لحظه به بعد برای خود هدفی انتخاب کنید و برای آن هدف برنامه ریزی کنید. یادمان نرود که ما اول مسئول زندگی خودمان هستیم.بگذارید دیگران بدانند که زمان شما ارشمند است و زندگی تان برنامه ریزی دارد.تنها در این صورت است که آنها هم برای وقت شما ارزش قائل می شوند.

سعی داشته باشید زمان و اولویت های خود را در ابتدا در جهت رسیدن به هدفتان اختصاص دهید و در این بین اگر در توان تان بود به دیگران نیز کمک کنید.در ضمن فداکاری اگر به معنای وقف خودتان برای دیگران باشد کار درستی نیست اما اگر به معنای کمک کردن بدون احساس پشیمانی باشد کار پسندیده ای است.

ناگفته نماند که منظور من این نیست که دیگر به هیچکس کمک نکنید. برعکس توصیه اکید می کنم اگر در توان تان بود و به برنامه های اصلی و مهم زندگی تان لطمه ای وارد نمی کرد حتما به دیگران کمک کنید.البته موارد استثنا و اتفاقات غیر مترقبه از بحث ما خارج است و در این شرایط می توانیم برنامه های خود را کمی عقب بیاندازیم.

یک پیشنهاد عالی که جزئی از کار عملی این مقاله است :

حالا که این مقاله را مطالعه کردید پس توصیه می کنم در دوره رایگان سایت ما نیز شرکت کنید.این دوره شامل ۱۱ فایل آموزشی صوتی است که به صورت غیرحضوری و کاملا رایگان در اختیار شما قرار می گیرد و برای افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس شما گامی ضروری است.

برای شرکت در این دوره کافیست ایمیل خود را در کادر زیر وارد کرده و دکمه ثبت را کلیک کنید :